X
تبلیغات
دفترچه یادداشت - اخبار

نخستين دادگاه زورگيران قمه به دست و موتور سوار تهران روز شنبه نهم دی ۱۳۹۱ به رياست قاضی ابوالقاسم صلواتی برگزار شد. قاضی مشهور اجازه نداد دی ماه به پايان برسد و حکم اعدام دو نفر از متهمان را صادر کرد.

مأموران اجرای احکام هم فرصت ندادند يک روز از پايان دی ماه بگذرد و حکم را در ساعات ابتدايی روز يکشنبه اول بهمن در پارک هنرمندان تهران اجرا کردند.


+ نوشته شده در سه شنبه 1391/11/03ساعت 11:6 قبل از ظهر توسط سامان |

یونایتدپرس:گزارش هفته گذشته کنگره ایالات متحده، ایران با بودجه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایستگاه های شنود موسوم به SIGINT در بلندی های جولان و منطقه الجزیره در شمال سوریه مستقر و از سال ٢٠٠٦ تاکنون برای حزب الله لبنان اطلاعات امنیتی مربوط به اسراییل را فراهم کرده است.  این گزارش ٦٤ صفحه ای ماه دسامبر زیر عنوان وزارت اطلاعات و امنیت ایران: یک پروفایل توسط واحد پژوهش فدرال کتابخانه کنگره آمریکا تهیه شد.  در این گزارش نه تنها به فعالیت های نهادهای امنیتی و اطلاعاتی ایران در بلندی های جولان و چندین نقطه دیگر در خاورمیانه و سواحل دریای مدیترانه اشاره می کند، بلکه بر تلاش برای گردآوری اطلاعات امنیتی در سایر نقاط جهان و توانایی های محدود این نهادها برای دستیابی به اهدافشان نور می تاباند.  در این تحقیق به تصمیم ایران برای استقرار دو ایستگاه شنود SIGINT دیگر در شمال سوریه اشاره شده است که انتظار می رفت در ژانویه سال ٢٠٠٧ به مرحله بهره برداری برسد، اما بنا به این گزارش هیچ اطلاعاتی وجود ندارد که از فعالیت کنونی این ایستگاه ها (در سوریه) حکایت کنند.   SIGINT یا سیگنال اطلاعاتی به گردآوری علائمی همچون صدا، کد و دیگری اطلاعات و سیگنال سیستم هایی همچون انواع سلاح و سیستم های ردیابی گفته می شود.  در این گزارش خاطرنشان شده است فن آوری دو ایستگاه (شنود) SIGINT از این واقعیت حکایت می کند که توانایی ایران در این زمینه هنوز محدود است و برای گردآوری اطلاعات امنیتی راهبردی سطح بالا و فوق سری، حوزه محدودی را تحت پوشش قرار می دهد.  در بخشی از این گزارش همچنین به فعالیت های اطلاعاتی و امنیتی ایران در کشورهایی همچون آرژانتین، آذربایجان، بولیوی، برزیل، اکوادور، گرجستان، آلمان، ونزوئلا و ظاهراً ترکیه اشاره شده است.  

+ نوشته شده در جمعه 1391/10/29ساعت 7:10 بعد از ظهر توسط سامان |

وبسایت بازتاب در مطلبی که ساعتی پس از انتشار، ابتدا مجبور به تعدیل آن شد و سپس آن را به کلی از خروجی سایت حذف کرد، به انتقاد از حضور یک چهره امنیتی وابسته به حفاظت اطلاعات سپاه در راس باشگاه خبرنگاران جوان پرداخت.
به گزارش، باشگاه خبرنگاران جوان که در پوشش سازمان صدا و سیما قرار دارد، یکی از رسانه هایی است که به اتهام پراکنی علیه فعالان سیاسی و مدنی می پردازد و نوشته هایش نیز در برخی موارد مورد استناد بازجویان وزارت اطلاعات یا سپاه پاسداران برای متهم کردن فعالان سیاسی قرار گرفته است.

در مطلب سایت بازتاب از حضور ابراهیم زادگان به عنوان یک چهره امنیتی وابسته به حفاظت اطلاعات سپاه در راس باشگاه خبرنگاران جوان انتقاد شده و از ضرغامی - مدیر عامل سازمان صدا و سیما - خواسته شده بود که این باشگاه را از مجموعه تحت پوشش صداوسیما خارج کند. در این متن که ابتدا پاراگرافی از آن حذف شد آمده بود: "حضور ابراهیم زادگان به عنوان یک چهره امنیتی در راس باشگاه خبرنگاران جوان موجب شده است تا این باشگاه احساس مصونیت کند وبدون هیچ حد ومرز شرعی، قانونی وعقلی به انتشار گستاخانه مطالب واتهامات غیراخلاقی دست بزند."

متن نوشته سایت بازتاب پس از حذف پاراگراف فوق بدین شرح است:

کجایند کفن پوشانی که برای یک صفحه مطلب جنسی یک کتاب وسط میدان بودند؟ 

انتخاب تیتر روابط ضربدری در تعدادی از رسانه های رسمی جمهوری اسلامی با مجموع تیراژ چندصدهزار بیننده در روز باورنکردنی است، آن هم جریان اصولگرایی که تا چند سال قبل بر سر انتشار یک پاراگراف مطلب اروتیک یا عاشقانه در کتابی که سه هزار نسخه تیراژ داشت، کفن پوش می گردید. اما امروز چگونه به خود اجازه می دهند روابط ضربدری که کثیف ترین نوع روابط جنسی است را تبدیل به تیتر کنند؟

در حالی که در فقه و اخلاق اسلامی تاکیدات فراوانی بر پرهیز از زدن اتهامات جنسی و حتی اشاره به آن در صورت اطلاع نیز شده است، تعدادی از رسانه های رسمی جمهوری اسلامی به محلی جهت ترویج و اشاعه منکرات اخلاقی تبدیل شده است.

اگرچه در میان مطبوعات، برخی رسانه های بدنام نظیر وطن امروز که با پولهای مشکوک یک آقازاده که از صنعت خودروسازی خارج شده است، اداره می شود، با طرح مکرر مسائل اخلاقی و اتهام زدن به کارکنان رسانه های اپوزیسیون، سعی بر خودشیرینی برای برخی دستگاه های خاص دارند تا بر مسایل مالی شان سرپوش گذاشته شود، اما عملکرد باشگاه خبرنگاران جوان که رسما با بودجه بیت المال اداره می شود، در نشر و تولید و اشاعه این گونه مسائل به هیچ وجه پذیرفتنی نیست.

بر اساس فقه اسلامی، اگر فردی حتی با چشم خود شاهد ارتباط نامشروع دو نفر باشد و این مطلب را در جایی بازگو کند، به جای تقدیر و تشکر از وی به عنوان افشاگر، باید چهل ضربه شلاق را به عنوان حد قذف تحمل کند و با این حساب، تکلیف گزارش هایی که در آن چندین نفر با اسم و عکس، هر کدام چندین بار به روابط نامشروع متهم شده اند، مشخص می شود.

از سوی دیگر، حتی اگر این مطالب واقعی باشد که بخش عمده آن همانند سایر ادعاهای جریان خودعمار پندار بی اساس و ساخته ذهن این برادران است، ترویج آن در جامعه با چه توجیهی انجام می شود؟

انتخاب تیتر روابط ضربدری در تعدادی از رسانه های رسمی جمهوری اسلامی با مجموع تیراژ چندصدهزار بیننده در روز باورنکردنی است، آن هم جریان اصولگرایی که تا چند سال قبل بر سر انتشار یک پاراگراف مطلب اروتیک یا عاشقانه در کتابی که سه هزار نسخه تیراژ داشت، کفن پوش می گردید.

اما امروز چگونه به خود اجازه می دهند روابط ضربدری که کثیف ترین نوع روابط جنسی است را تبدیل به تیتر کنند؟

اجماع همه فقها و مراجع تقلید شیعه از جمله رهبرانقلاب بر حرام قطعی بودن ترویج فحشا ومنکر است و اگر این مطلب برای دفتر هر مرجع تقلیدی فرستاده شود، فتوای حرام بودن نشر و مطالعه آن صادر می گردد، چه رسد به ترویج و حمایت از اشاعه چنین منکراتی.

براساس احکام صریح اسلامی، به دلیل تهیه و انتشار این مطالب، درمورد همه کسانی که در جمع آوری، تولید و نشر آن سهیم بوده اند، در گناه قذف شریکند، اما متاسفانه این افراد مورد تشویق نیز قرار می گیرند.

نکته وحشتناک تر آن که شنیده شده بخشی از مطالبی که در این نوشته ها به عنوان خاطرات خود افراد در شبکه های اجتماعی منتشر شده است، مطالبی است که توسط خود این برادران و حاصل تلفیق اطلاعات جمع آوری شده امنیتی با تخیلات جنسی و فانتزیشان بوده که با استفاده از صفحات جعلی که در فیس بوک و سایر شبکه های اجتماعی با اسم و عکس سوژه ها ایجاد می شود، منتشر گردیده که در این صورت زشتی و مجازات این کار چند برابر خواهد بود.

در این شرایط به نظر می رسد مهندس سید عزت الله ضرغامی به عنوان رییس صداوسیما که خود را فردی مسلمان و متدین و پایبند به احکام اسلامی می داند، اگر هم توان کنترل باشگاه خبرنگاران جوان را ندارد، این باشگاه را از صداوسیما مستقل کند تا جزای دنیوی و اخروی چنین اعمال کثیفی به پای وی نوشته نشود.

+ نوشته شده در جمعه 1391/10/29ساعت 3:52 بعد از ظهر توسط سامان |

گزارش‌ها از بندری در سری‌لانکا حاکی است یک کشتی ایرانی که حکم توقیف آن از طرف دادگاهی در کلمبو، پایتخت این کشور، صادر شده بود، روز چهارشنبه به‌رغم «هشدار نیروی دریایی» از آب‌های سری‌لانکا گریخته است.

به گزارش روز پنج‌شنبه، ۲۸ دی‌ماه، خبرگزاری فرانسه، حکم توقیف این کشتی بعد از درخواست بانک «دی‌وی‌بی» آلمان از دادگاه کلمبو صادر شده بود.

گزارش‌ها حاکی از آن است که مالک کشتی «ام وی آمینا» ایران که مدت دو هفته تحت نظر نیروی دریایی سری‌لانکا بود، به این بانک آلمانی «مبالغ کلانی» بدهکار است.

خبرگزاری رویترز می‌نویسد که کشتی ایرانی یاد شده متعلق به شرکت «راهبران امید دریا» بوده است، شرکتی که به اتهام حمل سلاح و مشارکت در برنامه هسته‌ای ایران در فهرست تحریم‌های اتحادیه اروپا و آمریکا قرار دارد.

سخنگوی نیروی دریایی سری‌لانکا به خبرگزاری فرانسه گفت که دولت سری‌لانکا به کشتی یاد شده هشدار داده بود که در بندر باقی بماند، اما کشتی ایرانی صبح روز چهارشنبه توانسته است «فرار کند و از آب‌های تحت حاکمیت سری‌لانکا خارج شود».

+ نوشته شده در جمعه 1391/10/29ساعت 3:42 بعد از ظهر توسط سامان |

به گزارش مهر، ظرفيت ۳۰۰هزار نفري اعلام شده در نيمسال دوم سال تحصيلي جاري پر نمي شود و ظرفيت اعلام شده، ساليانه است و اين ظرفيت طي دو دوره پذيرش بدون آزمون تکميل خواهد شد؛ 

به گزارش مهر، تاکنون نزديک به ۸۰هزار داوطلب براي پذيرش بدون آزمون نيمسال دوم ۹۱ در سامانه سازمان سنجش ثبت نام کرده اند.  

دکترتوکلي، سخنگوي سازمان سنجش و آموزش کشور نيز علت استقبال کم داوطلبان از ۱۱ هزار کد رشته محل تعيين شده توسط سازمان سنجش را کم متقاضي بودن کد رشته محل هاي اعلام شده دانست و به خراسان گفت: از بين ۱۱هزار کد رشته محل اعلام شده ۵هزار کد رشته محل مختص دانشگاه آزاد اسلامي است و ۶هزار کد رشته محل نيز از بين رشته محل هاي کم متقاضي دانشگاه هاي پيام نور و غيرانتفاعي انتخاب شده اند.  \

وي خاطرنشان کرد: به دليل عدم استقبال داوطلبان از اين يازده هزار رشته محل طي چند سال گذشته مقرر گرديد تا پذيرش در اين رشته محل ها بدون آزمون صورت پذيرد.وي همچنين اعلام کرد: تا سه شنبه شب ۷۶هزار نفر در رشته هاي بدون آزمون ثبت نام کرده اند.

+ نوشته شده در جمعه 1391/10/29ساعت 12:48 بعد از ظهر توسط سامان |

از فوریه سال 2012 میلادی تاکنون، تلسکوپ فضایی کپلر ناسا موفق به کشف 461 سیاره بیگانه با میزبانی احتمالی حیات شده است که تعداد این سیارات را به دو هزار و 740 سیاره در مدار دو هزار و 36 ستاره رسانده است.

در نشست اخیر انجمن نجوم آمریکا (AAS)‌ در لانگ بیچ کالیفرنیا، خبر کشف 17 میلیارد سیاره بیگانه در ابعاد زمین، همچنین شناسایی سیاره شبه زمین KOI 172.2 توسط تلسکوپ فضایی کپلر منتشر شد.

سیاره شبه زمین KOI 172.2 با قطری 1.5 برابر زمین در منطقه قابل سکونت ستاره میزبان در حال چرخش است که به معنای احتمال وجود آب بشکل مایع و داشتن گرانشی شبیه زمین است.

طول یکسال در این سیاره 242 روز است و همه این ویژگی ها، سیاره KOI 172.2 یا دوقلوی جدید زمین را بعنوان بهترین کاندید میزبانی حیات معرفی می کند.

«ناتالی باتالا» از اخترشناسان ناسا تأکید می کند: این کشف بسیار حیرت انگیز است، چراکه سیاره ای شبه زمین در منطقه قابل سکونت ستاره میزبان با شباهت به خورشید منظومه شمسی شناسایی کرده ایم.

با کمک داده های جدید تلسکوپ های پرقدرتی مانند تلسکوپ کپلر، کشف سیارات بیگانه در ابعاد زمین 43 درصد و سیارات ابر زمین 21 درصد افزایش یافته است؛ این داده ها نشان می دهد که 100 میلیارد ستاره کهکشان راه شیری دست کم میزبان یک سیاره بیگانه هستند.

+ نوشته شده در شنبه 1391/10/23ساعت 9:34 بعد از ظهر توسط سامان |

من دانشجوی دانشگاه قم هستم. بهمراه تعداد دیگری دانشجو پارسال در کنکور در رشته جامعه شناسی در قم پذیرفته شدیم. در کمال تعجب وقتی برای نامنویسی به دانشگاه رفتیم اعلام کردند که نام رشته شما عوض شده و از این پس رشته شما شیعه شناسی است. باز هم فکر کردیم مثل بقیه مواردی که در ایران فقط با پسوند اسلامی سعی میکنند که آن مورد را اسلامی جلوه دهند، رشته ما هم بهمین سرنوشت دچار شده است. اما با شروع درسها متوجه شدیم که موضوع از ریشه عوض شده و از درسهای رشته جامعه شناسی فقط یکی دو درس عمومی بجا مانده و بقیه دروس فقط برای تبلیغ و ترویج شیعه گری است. جالب اینکه یکی از همکلاسی های ما اهل تسنن است و از طرف مدیریت دانشگاه تحت فشار است تا رشته اش را عوض کند یا انصراف بدهد. خودش میگوید اینها منتظرند من انصراف دهم تا استادها که اکثرا هم روحانی هستند بجای توضیح شیعه گری بتوانند به فحاشی علیه اهل سنت بپردازند جو دانشگاه بشدت افراطی است و کل رشته های دانشگاه تفکیک جنسیتی شده اند و اکثر استادهای رشته های انسانی روحانیون حوزه علمیه قم هستند. در یکی از کلاسها با استادی روحانی بحث میکردیم که ما پسرها چگونه همسر خود را پیدا کنیم وقتی ما هیچ دختری را نمی بینیم. ایشان راهی پیشنهاد کردند که شنیدنش برای شناخت بیشتر روحانیون بد نیست. ایشان فرمودند شما بروید مسجدی پیدا کنید که دخترها می روند نماز بخوانند. وقتی به مسجد رفتند شما بروید لنگه کفشی را بردارید و از مسجد دور شوید. وقتی دخترها بیرون بیایند دختری که کفشش در دست شماست و بدنبال کفشش میگردد همسر مناسبی برای شماست و شما میتوانید بروید خواستگاری.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1391/10/20ساعت 11:42 قبل از ظهر توسط سامان |

صادق زیبا‌کلام، استاد دانشگاه تهران در گفت و گو با نشریه مثلث :   اگر اوضاع و احوال سیاسی ایران ظرف شش ماه آینده کم و بیش در همین وضعیت فعلی بماند، یعنی ما حداکثر شاهد صحبت‌هایی از آقای احمدی‌نژاد باشیم و دلار فقط 500 یا 1000 تومان افزایش قیمت داشته باشد و اتفاق خاصی نیفتد، بنده معتقدم دکتر حسن روحانی در انتخابات کاندیدا نخواهند شد و صحبت‌ها در حد گمانه‌زنی باقی خواهد ماند. اگر ایشان کاندیدا شوند علی‌القاعده بخش عمده‌ای از سبد رای ایشان از سوی اصلاح‌طلبان است البته بخش دیگری از رای ایشان از جانب اصولگرایان معتدل می‌تواند باشد. در واقع کسانی که قصد حضور در انتخابات را ندارند، قطعاً به ایشان رای نخواهند داد. از طرفی حسن روحانی منتخب اصولگرایان رادیکال و تند‌رو هم نخواهد بود. بنابراین رای ایشان فقط از ناحیه اصولگرایان معتدل و میانه‌رو همچنین اصلاح‌طلبان معتدل و میانه‌رو است. مسلم است حسن روحانی هر قدر بخواهد در انتخابات شرکت کند و هر قدر هم مورد نظر و تایید آقای هاشمی رفسنجانی قرار گیرد که در انتخابات شرکت کند و حتی موافقت آقای خاتمی را هم کسب کند، از آنجایی که ایشان سرد و گرم مسائل سیاسی را چشیده‌اند می‌دانند که اگر رهبری اصولگرایان با آمدنش موافق نباشند برای نامزد شدن و رای آوردن با مشکل مواجه خواهد شد و حتی اگر رئیس‌جمهور هم شود یقینا رئیس‌جمهوری نخواهد شد که بتواند کاری از پیش ببرد. آقای روحانی بین اصولگرایان تندرو و رادیکال جایگاهی ندارند زیرا ایشان به جای پیوستن به این بخش از اصولگرایان ترجیح داده‌اند در کنار آقای هاشمی رفسنجانی باقی بماند. یعنی دقیقا به همان دلیلی که آقای هاشمی رفسنجانی جایی بین اصولگرایان تندرو و رادیکال ندارد، به همان دلیل حسن روحانی هم بین این بخش از اصولگرایان جایگاهی ندارند. آقای دکتر ولایتی به هاشمی نزدیک است، اما نزدیک بودن ایشان به هاشمی یک نزدیکی سازمان یافته و ارگانیزم نیست، یک نزدیکی تشکیلاتی و سیاسی هم نیست، بلکه دکتر ولایتی یک احترام عمیق برای هاشمی رفسنجانی قائل است و این موضوع به سال‌های قبل از انقلاب دوران جنگ و دهه اول و دوم انقلاب بازمی‌گردد. بنده همانطو ر که بارها گفته‌ام بهترین گزینه برای دولت آشتی ملی آقای ناطق‌نوری است البته گزینه دوم و  با اختلاف زیاد آقای حسن روحانی است. در واقع از بین نامزد‌هایی که مطرح هستند مثل آقایان قالیباف، ولایتی، حداد عادل و سعید جلیلی از میان همه اینها حسن روحانی به دلیل صلابت و ریشه‌های سیاسی که دارند از شانس بیشتری برخوردار است تا بتواند دولت آشتی ملی را تشکیل دهند، اما شخصت اصلی و واقعی که می‌تواند دولت آشتی ملی را تحقق ببخشد قطعا ناطق‌نوری است.  چون آقای دکتر ولایتی را اصلاح‌طلبان نامزد اصولگرایان می‌دانند و این درصدی هم که گفتم حاضر می‌شوند به آقای ولایتی رای بدهند، بخشی از آن به دلیل حمایت آقای هاشمی رفسنجانی از ولایتی خواهد بود و بخش دیگر هم به دلیل معتدل و میانه‌رو بودن آقای ولایتی است؛ از این رو ممکن است این درصد از اطلاح‌طلبان به ایشان رای بدهند. اگر از حالا تا 24 خرداد 92 تحول خاصی رخ ندهد، رئیس‌جمهور آینده دکتر علی‌اکبر ولایتی خواهد بود.

+ نوشته شده در شنبه 1391/10/16ساعت 7:16 بعد از ظهر توسط سامان |

درحاليکه کشورهايی مانند ترکمنستان، جمهوری آذربايجان و تاجيکستان دارای آمار بيسوادی "صفر" هستند، طبق گفته های مقامات رسمی جمهوری اسلامی نزديک به ده ميليون نفر بيسواد مطلق در ايران وجود دارد.     

به گزارش مهر، محمد مهدی زاده ، معاون آموزشی نهضت سواد آموزي، می گويد بر اساس سرشماری سال ۹۰ تعداد بيسوادان مطلق در ايران نزديک به نه ميليون و ۷۲۰ هزار نفر است.    مهدی زاده گفته است ازاين تعداد حدود سه و نيم ميليون نفر در گروه سنی ۱۰ تا ۴۹ سال هستند.    به گفته او بر اساس آمار يونسکو،‌ ايران در بين ۱۳۰ کشور جهان جايگاه ۸۷ و در بين ۲۴ کشور منطقه رتبه ۱۷ام را در ريشه کن ساختن بيسوادی دارد.    در کشورهايی مانند ترکمنستان، جمهوری آذربايجان و تاجيکستان آمار بيسوادی صفر است.    معاون آموزشی نهضت سواد آموزی معيار باسواد بودن را داشتن سواد خواندن و نوشتن ، حساب کردن و روخوانی قران ذکر کرده است. 

+ نوشته شده در جمعه 1391/10/08ساعت 2:2 بعد از ظهر توسط سامان |

شریعتمداری در شماره سه شنبه گذشته کیهان، مقاله ای در مخالفت با پیشنهاد هاشمی رفسنجانی برای تشکیل دولت وحدت ملی نوشت:  «آقای هاشمی كمترین مرزبندی با دشمنان تابلودار اسلام و نظام و جریانات وطن فروش ( فتنه 88) و آلوده سیاسی می كنند و همه آنها را در «دولت وحدت ملی»! پیشنهادی خویش جای می دهند. »  اما، او در همین مقاله  می نویسد:  «محمود اعتمادزاده با نام مستعار «به آذین» از نویسندگان و مترجمان برجسته و عضو مركزیت حزب توده بود. ترجمه رمان «دن آرام» از معروفترین آثار اوست. وقتی بعد از دستگیری اعضای مركزیت حزب توده برای گفت وگو درباره ماركسیسم نزد او رفتیم، اولین سؤالش این بود «... دوران بازجویی هم كه پایان یافته ...، پس شما دیگر برای چه آمده اید؟» و برادر عزیزم آقای پرویز جنتی كه از صاحب نظران برجسته در شناخت ماركسیسم و تاریخچه آن است در پاسخ گفت؛ «آقای به آذین! دشمن شما را با فریب و ترفند از ما دزدیده بود. ما آمده ایم متاع به سرقت رفته خود را، تمام و كمال از دشمن پس بگیریم».  به آذین لبخندی زد و به برادر عزیز دیگرم آقای قاسم تبریزی كه از صاحب نظران تاریخ معاصر است رو كرد و گفت..

+ نوشته شده در پنجشنبه 1391/10/07ساعت 9:31 قبل از ظهر توسط سامان |

 احمدی نژاد تازه شهردار تهران شده بود و بهانهء شکافتن آن چند قبر، وسعت دادن به محوطهء امام زاده اسماعیل و تبدیل آن به تفرجگاه (پارک) بود. آن روز استخوان های حاج میرزا یحیی دولت آبادی، محمود نریمان و صدیقه دولت آبادی از زیر خاک بیرون کشیده شد. آن استخوان ها و سنگ قبرها را بردند و ریختند به دره جاجرود!  سنگ سیاه روی استخوان های صدیقه دولت آبادی آنقدر سنگین بود که نتوانستند، آن را هم برده و در جاجرود بیاندازند. سنگ در گوشه ای از محوطه پارک زرگنده باقی ماند و هنوز هم هست! گرچه تمام اشعار و نوشته های روی آن را تراشیدند و پاک کردند. محوطه را چنان پاک کردند تا بلکه بخشی از تاریخ مشروطه و ملت، تاریخ جنبش زنان ایران و تاریخ جنبش ملی دوران مصدق از آن پاک شود. و اما چرا استخوان های یحیی دولت آبادی و نریمان و صدیقه دولت آبادی باید از دل خاک بیرون کشیده شده و به جاجرود ریخته شد؟   

حاج میرزا یحیی دولت آبادی از روحانیون مشروطه خواه بود. زادهء اصفهان و از روحانیون با سواد دوران که، علاوه بر فارسی و عربی، به زبان فرانسه نیز مسلط بود و فرهنگ غرب را می‌شناخت. شیفتهء دمکراسی بود. در سال 1309 از اصفهان به تهران آمد و دو مدرسهء "سادات" و "ادب" را بنیان نهاد. بعد از استبداد صغیر و خلع محمدعلی شاه، که فرمان به توپ بستن مجلس مشروطه را داده بود، انتخابات دورهء دوم برگزاری شد و یحیی دولت آبادی از طرف مردم کرمان به مجلس رفت. در جنگ اول که عده ای از رجال کشور مهاجرت کردند، او نیز به مهاجرت رفت. در دورهء پنجم مجلس بار دیگر از کرمان نمایندهء مجلس شد. در همین مجلس از جمله پنج نماینده ای بود که با انقراض قاجاریه و سلطنت پهلوی، از بیم پا گرفتن استبدادی تازه، مخالفت کرد.  

سال ها در اروپا اقامت داشت و سرانجام خاطرات سیاسی و اجتماعی خود را تحت عنوان "حیات یحیی" نوشت که پس از درگذشت اش در چهار جلد منتشر شد. دولت آبادی در تمام مدتی که در اروپا می‌زیست سرپرستی محصلین ایرانی آن دوران را از جانب وزارت فرهنگ وقت برعهده داشت. شرح احوال قائم مقام، صدراعظم اصلاح طلب و مراد امیرکبیر، و همچنین شرح احوال میرزا تقی خان امیرکبیر را نوشت. چهار جلد کتاب "حیات یحیی" تاریخ سیاسی ایران از ابتدای مشروطیت تا انقراض قاجاریه است و نکات بسیار مهم و جالب و منتشر نشده ای را او در این خاطرات نوشت.  

سنگ دیگر متعلق به محمود نریمان بود. دکتر محمود نریمان از برجسته ترین یاران و وزیران و همکاران دکتر مصدق بود و شاید یگانه وزیری که، شانه به شانه دکتر فاطمی، با دربار شاه سر آشتی نداشت و با ارتجاع نیز کنار نیآمد. روز 28 مرداد خود را به خانهء مصدق رساند و از او خواست تا جلوی کودتا بایستد و مردم را به مقاومت دعوت کند. سه روز پیش از آن، یعنی پس از شکست خیز اول کودتا در 25 مرداد همان سال، نریمان یگانه یار و غمخوار دکتر مصدق بود که از او خواست تا سریعاً دادگاه صحرائی را تشکیل داده و سرهنگ نصیری فرمانده گارد شاهنشاهی و همراهانش را، که برای حکم خلع مصدق به خانه او مراجعه و بازداشت شده بودند، محاکمه کند. مصدق تعلل کرد و نریمان تا زنده بود بر این تعلل افسوس خورد.  

او برای مدتی شهردار تهران و وزیر دارائی بود و همهء آنها که تاریخ جنبش ملی را خوانده اند و یا ناظر بوده اند می دانند که او پاک ترین و از صادق ترین یاران مصدق بود و زمانی که مرد، هنوز اجاره نشین بود و خانه ای از خویش نداشت. او دو دوره نمایندهء مجلس شد، در دوران جنبش ملی. و روزی که چنگ انداخت و گریبان "سیدمهدی میراشرافی"  را در مجلس گرفت، فریاد زد: این پدر سوخته انگلیسی عامل است! ماموریت دارد برای بهم زدن میانهء مصدق و کاشانی. و روز 28 مرداد، آن که اعلامیهء پیروزی کودتا را از رادیو تهران خواند، همین میراشرافی بود که صاحب امتیاز و سردبیر روزنامهء "آتش" بود؛ چیزی شبیه کیهان امروز. میراشرافی تا انقلاب 57 یک رکن نظام کودتای 28 مرداد در اصفهان بود.  

محمود نریمان در سال 1340 در یک اتاق محقر در خیابان سلسبیل تهران و درنهایت فقر چشم بر جهان فرو بست.  میراشرافی پس از انقلاب دستگیر شد و به حکم حجت الاسلام "امید نجف آبادی" اعدام شد و البته خود او را هم بعدها، در همین جمهوری اسلامی اعدام شد!  شهرداری احمدی نژاد روی قبر نريمان حجره ای بنا کرد که در آن کتاب های مذهبی می فروشند. این حجره یک متر در نیم متر است و باندازه قبر خالی شده از استخوان نریمان.   

اما، سرگذشت قبر سوم.  آن سنگ قبر پاک شده از نوشته، که در گوشه ای از پارک افتاده و محل بازی بچه هاست، سنگ قبر صدیقه دولت آبادی است.  صدیقه دولت آبادی وصیت کرده بوده، بعد از مرگ در کنار برادرش "یحیی دولت آبادی" به خاک سپرده شود. او از برجسته ترین زنان انقلاب مشروطه و جنبش زنان ایران بود. بنیانگذار انجمن مشروطه خواهانه و انجمن مخدرات وطن بود. نشریه "زبان زنان" را دربارهء حقوق زنان منتشر کرد.  سال 1261 هجری شمسی در اصفهان به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا هادی دولت آبادی از روحانیان روشنفکر زمان خود بود. دارالفنون را تمام کرد و در سال 1296 شمسی نخستین و یا یکی از نخستین مدارس دخترانه تا سن 14 سال، بنام مکتب شرعیات، را تاسیس شد و به جرم تاسیس همین مدرسه مدتی زندانی و مدرسه بسته شد.  

بارها بخاطر فعالیت هایش به نظمیه فراخوانده شد. یکبار رئیس نظمیه به او گفته بود: خانم شما صد سال زود به دنیا آمده ای!  و صدیقه دولت آبادی پاسخ داده بود: آقا، من صد سال دیر متولد شده ام. اگر زودتر به دنیا آمده بودم نمی گذاشتم زنان چنین خوار و خفیف و در زنجیر شما اسیر باشند.  او در سال 1298 برای آشنا کردن زنان با حق تحصیل، حق استقلال اقتصادی و داشتن حقوق خانوادگی اولین نشریهء "حقوق زنان" و سپس نشریهء "زبان زنان" را تاسیس کرد . در سال 1300 انجمن " کارزار علیه استفاده از کالاهای خارجی" را در تهران راه اندازی کرد.  در سال 1301 به آلمان رفت و در کنگرهء بین المللی زنان در برلین شرکت کرد. او اولین زن ایرانی بود که در یک کنگره بین المللی به نمایندگی از زنان ایران حاضر شد و سخنرانی کرد.  صدیقهء دولت آبادی در سال 1340 در سن 80 سالگی در تهران چشم از جهان فرو بست.

+ نوشته شده در سه شنبه 1391/09/07ساعت 9:44 قبل از ظهر توسط سامان |

روز گذشته خبرگزاری مهر جدولی از خودروهای وارداتی را که برای وارداتشان از ارز مرجع استفاده شده بود را منتشر کرد. این فهرست که توسط سازمان حمایت از مصرف کنندگان و تولیدکنندگان منتشر شده بود، ارز مرجع برای ده خودروی وارداتی آن هم از یک برند خرج شده بود. قیمت مصوب جدید این خودروها از ۴۰ میلیون تومان آغازشده و تا ۱۹۶ میلیون تومان نیز می رسد.

به گزارش افکار نیوز ، تنها برند خودرویی که نامش به عنوان استفاده کننده از ارز مرجع فاش شده است، هیوندای است. ۱۰ مدل این برند کره ای توانستند برای حضور در خیابان های ایران ارز مرجع ۱۲۲۶ تومانی را ( با توجه به گرانی ارز) مالک شوند. اما واردکننده اصلی هیوندای چه کسی است؟

"گرامی" ها، خاندان فعال اقتصادی هستند که واردات خودرو را به کشور در دست خود گرفته اند. نمایندگی رسمی هیوندا تحت نام "آسان موتور" و کیا به نام "کیا موتورز" در دست افراد خاندان گرامی است. آنها یک نفر نیستند بلکه چند نفر از اعضای یک خاندان هستند که توانستند لقب سلطان واردات را به نام خود بزنند. البته آنها به تازگی توانستند نمایندگی خودروی چینی "جیلی" را که قرار است با نام جیلران در ایران فعالیت کند، به دست آورند. 

نمایندگی های هیوندای و کیا، سرآغاز فعالیت سلطان واردات خودرو نبوده است. آنها با واردات میتسوبیشی در اوایل دهه ۱۳۷۰ و کوماتسو نیز خاطراتی دارند. 

ظاهرا پدربزرگ گرامی ها از همان ابتدا تاجری بنام در حوزه چاي و برخي مواد غذايي بوده است. با اینکه واردات خودرو فعالیت اصلی این روزهای گرامی هاست اما ظاهرا آنها با حفظ سنت اجدادی خود در تجارت چای و مواد غذایی در لوای برند معروف "گلستان" مشغول هستند. اما این روزها واردات خودرو است که آنها را معروف کرده است. 

ماموتی ها رقیب گرامی ها! 
گرامی‌ها البته به لحاظ بزرگی هنوز هم پایین‌تر از خاندان فردوس که شرکت ماموت را مدیریت می‌کنند، قرار دارند، اما به هر حال رقیبی گردن کلفت برای ماموتی‌ها هستند!

+ نوشته شده در سه شنبه 1391/08/30ساعت 1:53 بعد از ظهر توسط سامان |


"باید آرامش در جامعه حکمفرما باشد.اختلاف خیانت است.فقط در سایه این آرامش ،وحدت نیروهای نظام و عدم تشنج در جامعه است. که میتوان دشمن را شکست داده و به اهداف مهم سه گانه نظام دراین شرایط حساس رسید.

اول پیشبرد مذاکرات هسته ای ،که در پی برخی تدابیر ویژه و مشورت با دوستان خارجی و تماس های مهم،قراراست قدرت اتمی نظام را با حذف سلاح اتمی بپذیرند.

دوم گفته اند با یک دولت منتخب ملی و پشتیبانی عموم و حضور حداکثری مردم ،تعامل می کنند.ما هم همین را می خواهیم و اقای هاشمی مدیریت این کار را بعهده گرفته اند.

سوم باید تا آستانه انتخابات خرداد جامعه از گستاخان و تشنج آفرینان، پاکسازی شده،زمینه برای برگزاری آرام و فراگیر انتخابات فراهم شود.برای حصول قدرتمند به خواسته ها ،باید وضع اقتصادی ،علیرغم تحریم ها، تثبیت شود.بعد از حضور قدرتمند ،در همه ی عرصه هاست .که دشمن مجبور به تعامل مساوی میشود.حضور فرد شناخته شده در راس دولت ،با توجه به شناخت متقابل با دشمن، کمک می کند،دو طرف زودتر و راحت تر با حفظ ارزش های نظام ،به تعامل مورد نظر برسند."


با توجه به مراتب فوق احتمالا:

علی اکبر ولایتی کاندید اصلی برای ریاست دولت است. وی را غربی ها بخصوص اروپایی ها میشناسند وی درقرارداد الجزایر برای خاتمه گروگانگیری و در ماجرای مک فارلین و ریگان و نیز تعامل با صدام و غرب، در ماجرای خاتمه جنگ و قبول قطعنامه 598 دست داشته و این بار نیز آمریکا و اروپا ترجیح میدهند با چنین فرد مورد اعتماد دو طرف وارد معامله شوند. 

دولت وحدت ملی هاشمی رفسنجانی،همان دولت بعد از جنگ است ،که وی به اتفاق ولایتی توانست مشکل روابط بین المللی و در راس آن رابطه با دول اروپایی را حل و فصل نموده و اکنون هاشمی در حال چانه زدن با دیگر جناح ها است.تاکنون خاتمی و عده ای از اصلاح طلبان به وی لبیک گفته اما مشکل طیف احمدی نژاد است ،که نمی خواهد کوتاه آمده ،بدون کسب امتیاز ،کنار رود
+ نوشته شده در سه شنبه 1391/08/30ساعت 1:40 بعد از ظهر توسط سامان |

این گفتگوئی است با یک "شرخر" در تهران که در "تجارت فردا" منتشر شده است.


«اسمال ‌شرخر» را جلوی یکی از مجتمع‌های تجاری پایتخت پیدا کردم و گفتم: 


می‌خواهم در مورد بازار شرخری با شما صحبت کنم.

ببخشید داداش همین اول کار بگم که من از اصطلاح شرخری خوشم نمیاد. ما کار راه‌اندازیم، شرخر نیستیم. 
بعضی‌ها خودشون نمی‌تونن از حق خودشون دفاع کنن بعد میان سراغ ما. یکی مزاحم ناموسی داره. اون یکی مستاجرش سرموعد حاضر نیست خونه رو تحویل بده و یکی دیگه طلب داره اما پولش زنده نمیشه. میان سراغ ما. ما هم می‌گیم دقیقاً چی می‌خوای؟ طرف دردشو می‌گه ما هم گوش می‌کنیم. بعضی لقمه‌ها برا دهن ما گنده است می‌گیم نه. بعضی‌ها باب دندون ماست می‌گیم آره. ته خط هم یه چیزی گیر ما میاد طرف هم به هدفش می‌رسه.

 

پس شرخری شامل کارهای دیگری هم می شود؟

خیلی پیش اومده که یک زن تنها اومده سراغ ما گفته همسایه‌اش مزاحم دخترش میشه. گفتیم باشه آبجی پول نمی‌گیریم برات حلش می‌کنیم. رفتیم جوون لندهور مردمو انداختیم تو ماشین بردیم زدیمش و ادبش کردیم و بعد ولش کردیم. یک بار یک پیرمرد سراغ منو از بچه محل‌ها گرفته بود. اومد پیشم گفت پسرم مشکل منو حل می‌کنی؟ گفتم مشکلت چیه؟ گفت یه پسر دارم که خیلی اذیتم می‌کنه. توهین می‌کنه و پول می‌دزده می‌خوام ادبش کنی. بعد هم یه چیزی بابت دستمزد داد و من هم رفتم سراغ پسره. دیدم پسره معتاده و خیلی هم بچه پر‌روست. گرفتیم با بچه‌ها بردیمش تو باغ یکی از دوستان تو شهریار. یک هفته کار من این بود که این لندهورو کتک بزنم. هی می‌زدمش و هی خون بالا می‌آورد. اون قدر زدمش که بیهوش شد. از صبح تا شب کلاغ پرش کردم اون قدر که پاهاش از خودش نبودپس می‌بینی که همه‌ش مساله پول نیست.


چرا نباید این کار را به قانون سپرد؟

خوب در نمیاد. اولاً می‌گیرن ولش می‌کنن.  بعدهم خوب ادبش نمی‌کنن. من وقتی این جور آدما رو می‌گیرم اون قدر می‌زنمشون که خون بالا می‌آرن. قانون چنین کاری نمی‌تونه بکنه. خود من صد بار بازداشت شدم اما همیشه آزادم کردن. شاید باورت نشه اما لات‌ها خیلی دوست دارن اون تو باشند. تو زندان کار هست، کاسبی هست اما این بیرون نیست.


جز شرخری کار دیگری هم داری؟

من کار دیگه‌ای بلد نیستم. اصلاً بذار درمورد این کار صحبت کنم. خیلی‌ها فکر می‌کنند این کار کثیفه ولی ما کار راه‌انداز مردم هستیم. فامیلام از من بدشون میاد. با من قطع رابطه کردن و منو می‌بینن روشون رو می‌کنن اون ور. ولی من این کارو دوست دارم. درآمدم خیلی خوبه. قبلاً یه موتور هم نداشتم اما حالا واسه خودم خونه و ماشین دارم. دفتر اجاره کردم. همه منو می‌شناسن. تو بانک که میرم بدون صف کارم راه می‌‌افته. تعارف که نداریم می‌ترسن دیگه.

خوشت می آد که ازت می ترسند؟

چرا نه ؟ این همه آدم تو این مملکت داریم. همه‌شون هم دوست دارن آدما جلوشون خم و راست شن. ببین داداش لات‌ها برا خودشون آدم دارن که بهشون میگن نوچه. هرکی واسه خودش نوچه‌ای داره. شما نداری؟ رئیس فلان اداره نداره؟ نماینده نداره؟ همه دارن. همه‌ام دوس دارن مردم جلوشون خم و راست شن.

من وقتی میرم تو بانک جلوم خم و راست می‌شن. چرا؟ چون زور دارم و نترس هستم. یه بار از رئیس یه شعبه آدرس صاحاب چکو می‌خواستمنداد. رفتم توی پارکینگ و دور تا دور ماشین خوشگلشو خط ‌خطی کردم روش هم نوشتم رابین هود. وقتی اومد بره بیرون، آتیش گرفته بود.  من آدم بد‌لجی هستم. فرداش رفتم تو بانک داد و بیداد راه انداخت و زنگ زد پلیس. منو بردن ولی مدرک نداشتن ولم کردن. دوباره رفتمبانک و این بار درگوشش گفتم یا آدرسو بده یا می‌زنم زندگیتو نابود می‌کنم. آدرس زن و بچتو دارم. بازهم چقری کرد و نداد. شب رفتم در خونه‌ش زنگ زدم. خودش اومد پشت آیفون گفتم منم رابین هود. گوشیو گذاشت. می‌دونستم زنگ می‌زنه پلیس. رفتم قایم شدم. تا پلیس رفت دوباره رفتم در خونه‌ش. شروع کردم داد و بیداد کردن که آی مردم این مرده حیثیت خونوادمو برده. زن و بچه داره اما به ناموس من نظر داره. نیومد بیرون ولی باز پلیس اومد. دوباره فرار کردم. باز که پلیس رفت برگشتم در خونه‌ش زنگ زدم. دیگه عصبانی شده بودم. قاطی کرده بودم. گفتم یا پسرتو می‌دزدم یا آدرسو بده.

شماره‌مو رو دیوار نوشتم براش. طرفای ظهر بود که دیدم زنگ زد.گفت تو رو خدا دست از سرمون بردار. گفتم کاری ندارم آدرسو بده. بنده خدا داد ولی اگه نمی‌داد می‌رفتم بچه‌شو می‌دزدیدم


به بچه‌اش چه ربطی داشت؟ 

ببین داداش این چیزا مال قصه‌هاس. اینکه رحم کنی و نکنی، چیزیدرست نمیشه. من شرخرم. گل‌کار که نیستم. معلم که نیستم. طرف پولمردمو خورده و نمی‌ده. بعد رفته برا زن و بچه‌ش لباس و ماشین خریده اون وقت چطور ربطی نداره؟ سرنوشت اینها همه به هم وصله و شوخی نیست. چطور منو بگیرن و ببرن زندان زن و بچه‌م گشنه می‌مونن و هیشکی نیست کمکشون کنه


زن و بچه هم داری؟

بله، دو تا دختر دارم.


می‌توانی تصور کنی یک نفر آنها را گروگان بگیرد؟

اوه اوه خدا اون روزو نیاره. قاطی می‌کنم بد جور. بین ما لات‌ها هم گاهی دعوا میشه. یه بار دارودسته مهدی‌سیاه با ما کج افتادن. دستشون که به من نمی‌رسید .دخترکوچیکه‌مو گروگان بردن. قاطی کردم. خدابیامرز مهدی‌سیاه رفیقم بود. زنگ زدم رو گوشی‌ش گفتم مهدی به بچه‌هات بگو تمومش کنند که اگه قاطی کنم، بد میشه. گوش نکرد. رفتم از بچه‌های نظام‌آباد چند نفر اجیر کردم. محل دعوا یکی از فرعی‌های شماره دو بود. آی زدیم همدیگه‌رو. قمه بود که فرو می‌رفت تو دل و جیگر بچه‌ها. خود من اون روز هفت تا چاقو خوردم ولی خدا خواست مابردیم. مهدی سیاه به نوچه‌هاش دستور داد دخترمو آزاد کردن.


شده تا حالا سر شرخری کتک هم بخوری؟

ببین داداش این کار کتک داره، فحش داره بی‌ناموسی داره و همه چی داره. بذار برات تعریف کنم می‌فهمی چی میشه. یه بار یه بابایی جلو پاساژ منو دید و گفت تو اسمال ‌شرخری؟ گفتم آره، فرمایش؟ گفت: یه چک دارم مال یه بابایی که خیلی کله گنده‌س. میگن فقط تو می‌تونی نقدش کنی. گفتم بیا بریم صحبت کنیم رفتیم یه جا نشستیم صحبت کردیم. گفتم توکی هستی؟ گفت کارخونه گچ دارم. گفتم طرف کیه؟ گفت نماینده بوده و الان داره تو خیابون فاطمی ساخت و ساز می‌کنه. گفتم بادیگارد داره؟ گفت: آره راننده داره. طرف ۳۰۰ میلیون بدهکار بود و قرار شد من هشت تا بگیرم و پولشو نقد کنم. می‌دونستم خیلی خطرناکه. بادیگارد طرف غول بود و می‌دونستم منو لت و پار می‌کنه. گفتم اسماعیل این دیگه ته خطه. خلاصه نشستم فکر کردن تا اینکه یه چیزی به ذهنم رسید. تعقیبش کردم دیدم میره سر ساختمونش تو خیابون فاطمی. هر روز یه سر می‌زد و نیم ساعتی اون جا بود و بعد می‌رفت دفتر کارش که بلوار کشاورز بود. یه روز که بادیگاردش از شرکت رفت بیرون، رفتم تو دفترش. به بهونه تعمیر تاسیسات ساختمون. تنها بود. یه لحظه پشیمون شدم اما دیگه نمی‌شد کاری کرد. رفتم جلو کپی چک رو گذاشتم جلوش. گفت این چیه؟ گفتم مال شماست. موبایلشو برداشت زنگ بزنه گفتم حاجی پول نشه، پولت می‌کنم. دو روز دیگه میام. زدم بیرون. شب رفته بودم قهوه خونه ممد میشی دیدم چند نفر گردن‌کلفت اومدن تو. درو بستن و اونقدر ما رو زدن که تو ادرارم خون بود. خلاصه دیدم این یارو خیلی چقره. نگو عکسمو از تو دوربین در آورده بودن و شناسایی کرده بودن. به قدری کتک خوردم اون روز که تا سه ماه بدنم درد می‌کرد.


تا حال از کاری پشیمان شده‌اید؟

بله، ولی عادت کردم بهش فکر نکنم. ولی شب‌ها بعضی وقت‌ها خوابش را می‌بینم. یه بار اشتباهی کارد فرو کردم تو پهلوی یه نفر دیگه. به یکی زنگ زدم لیچار بارم کرد عصبانی شدمرفتم سراغش. قیافه‌شو نمی‌شناختم. از یکی پرسیدم، گفت اونه. رفتم کاردو فرو کردم تو کتفش بعد فهمیدم اشتباه کردم و اون نبودهخیلی ناراحت شدم. یه بار هم رفتم چک یه بدبختو نقد کنم. خونه‌ش تو منیریه بود. تاجری بود که حساب و کتابش به هم ریخته بود و خلاصه چک‌هاش برگشت می‌خورد. دو روز پشت در موندم و هیچ کس درو باز نکرد.

می‌دونستم تو خونه اس. رفتم رو پشت بام و کولرشو قطع کردم. بازهمبیرون نیامد. خلاصه یه چند روزی علافش بودم تا اینکه با هزار بدبختی از پنجره رفتم تو خونه‌ش. اصلاً صدایی نمی‌آومد در حالی که می‌دونستم تو خونه‌اس. هرجا رو نیگا کردم نبود. ولی متوجه شدم از تو حموم صدا میاد. رفتم یواش درو وا کردم دیدم بدبخت افتاده رو زمین و دوش هم بازه و همین طور آب هم داره میره. دستکش دستم کردم و شیر آب رو بستم. ولی دیدم مرده و نفس نمی‌کشه وآب هم صورتشو پوسانده بود. قیافه‌ش تا مدت‌ها توی ذهنم بود. اون روز اومدم بیرون و زنگ زدم به پلیس و گفتم من شرخرم و چنین چیزی دیدم. نمی‌دونم من چقدر مقصر بودم اما در هرحال عذابش برام مونده.


قیمت کارها چقدر است؟

هر چیزی قیمتی داره. گوش، انگشت، بند انگشت، مو، پهلو، سر. خلاصه همه چیز واسه خودش قیمت داره. یه بار یه بنده خدایی به من پول داد تا سگ یه خانومه رو بکشم. مثل اینکه به سگ خانومه حسودیش می‌شد. یه روز عصرکه خانومه تو فرمانیه داشت پیاده‌روی می‌کرد، سگشو دزدیدم. طرفای عصر بود که دزدیدمش و شب هم فروختمش به یکی دیگه.۳۰۰ تا گرفتم. به هرحال چک یه نرخ داره،چک و توگوشی هم یه نرخ. کف‌گرگی هم قیمت خودشو داره. مثلاً مظنهچک،۱۰ تا ۲۰ درصده. شاید هم بتونی چک طرف رو بخری که در این صورت ۵۰ درصد از مبلغ چک کم می‌کنی و بقیه اش رو میدی طرف. بعد ولی باید نقدش کنی دیگه.


چندساله تو این کاری؟ کدام سال کار پر رونق بوده؟

راستش کار ما همیشه رونق داره. سفارش زیاده تا بی‌حسابی باشه، کار ما هم رونق داره. وقتی وضع مردم خوب شه، وضع ما بد میشه. وقتی وضع مردم بد شه وضع ماهم خوب میشه. در ضمن الان دست زیاد شدهو هرکیو می‌بینی، قمه دست گرفته می‌آفته توخیابون دنبال باج‌خواهی و شرسازی. بعضی‌ها شرخر نیستند، شر‌سازند.

در مورد چک، بیشتر از همیشه پارسال رونق داشت. پارسال من دفتر زدم و ۱۰ تا نوچه گرفتم. من الان ۱۱ ساله دارم کار شرخری می‌کنم. الان ۳۹ سال دارم و ۱۱ ساله شرخرم. اولش هیچی نداشتم. کارم سرقت گوشی بود ولی بعد یه بنده خدایی بود به نام تقی معروف به تقی وانتی منو کشوند تو این راه. من بچه لات بودم و دعوا راه می‌نداختم. گفت بیا شرخری کن نون خوبی توش داره برا بار اول رفتم سراغ کارمند یه شرکت. دفترش تو جردن بود. نشستم تو دفترش گفتم تا پول ندی نمیرم. اونقدر کثیف و بد‌بو بودم که طرف چک ۵۰۰ هزارتومنی رو همون جا قرض کرد و پولشو داد. اون موقع ماهی دوسه تا چک برگشتی داشتیم. الان ماهی ۲۰ تا داریم. شاید هم بیشتر. خودم دیگه کمتر از ۱۰۰ میلیون کار نمی‌کنم و معمولاً ۱۰ تا ۲۰ درصد می‌گیرم.


فکر می‌کنید تا چه زمانی این کار را ادامه بدهید؟

می خوام دو سال دیگه بازنشسته کنم خودموشکر خدا الان خونه و ماشین و زندگی دارم ولی می‌خوام از نظام‌آباد بیام سمت یوسف‌آباد. یه خونه بزرگ می‌خوام و بعد یه ماشین و بعد هم بتونم یه گاراژ تو جاده قدیم بگیرم برا تعمیر پمپ و این طور چیزها. البته الان دیگه دعوا نمی‌کنم. رفتارم پخته شده و کمتر قلدری می‌کنم ولی، خُب، احتمال قاطی کردنم هست.

منبع: تجارت فردا

+ نوشته شده در سه شنبه 1391/08/30ساعت 9:35 قبل از ظهر توسط سامان |

می بخشید، نمی خواهم از اندرون خانواده بگویم و نخواهم گفت، من اسرار پنهان و زندگی خصوصی کسی را بیان نمی کنم، اما گمان نمی برم که شبکه ماهواره ای و ... زندگی خصوصی و حریم خانواده باشد.

اینها را می نویسم که فردا همولایتی ما نگوید:" آخرش نفهمیدیم قابیل با بیل هابیل رو کشت یا هابیل با بیل قابیل رو کشت!" این روزها برادر کوچک من - علیرضا - هر روز وعده می دهد که مرا تکه تکه خواهد کرد یا دندانهایم را خرد می کند، البته این ادبیات حضرات هست، باجناقش - سعید مهدوی - هم که روزی همکلاس مدرسه ما بود، با همین ادبیات و فحاشی در مجلس روضه امام حسین مرا مورد محبت قرار داد و تمام حرفش این بود که:" چرا شیخ آمریکایی - کروبی - را به خانه راه داده ای!"

در پاسخ تهدیدهای برادر گفتم:" دشنه ات را تیز کن که سینه ای فراخ داریم برای آن، مشتت را مهیا کن که دهان و دندان ما عادت دارد به آن!

اما حکایت من و برادر: من در این حکایت از اسرار و امور اندرون سخن نمی گویم که خارج از مروت و مردانگی و ادب است، اما برادری که قاپ پدر را دزدیده است و فعال ما یشاء است را به کار و کسب و عقیده اش باید شناخت، دقت بفرمایید از مسائل خصوصی سخن نمی گویم!

راستش امروز آنقدر دردمند شدم که دیدم کسی بهتر از مردم خوب و مخاطبین سایت برای درد دل نیست. امروز به دیدار مادر رفتم، روز گذشته عمل جراحی سنگینی داشتند و دیشب را در سی سی یو گذراندند. وقتی رسیدم مادر تنها بود و خوشحال شدم که مادر را دور از چشم اغیار زیارت می کنم، آخر دیروز قبل از عمل که به دیدار مادر رفتم، آقازاده آنجا نشسته بود، سلام کردم و مادر به گرمی جواب داد و آقازاده روی برگرداند و چون حضرت ... اتاق را ترک کرد، به مادر عرض کردم:" سلام مستحب و جوابش واجب است" مادر گفت:" خوب قهر است!" عرض کردم:" مگر نفرموده اند که مسلمان نیست کسی که بیش از سه روز با برادرش قهر کند؟" بگذریم، هنوز دقایقی از دیدار مادر و فرزند نگذشته بود که سر و کله آقازاده خارج نشین پیدا شد! شکم برآمده شد بود و کمربند چون حاجی خیرالله خیراتی به نحوی ناخوشایند زیر شکم قرار گرفته بود که حواس مرا پرت کرد، با خود گفتم که چقدر عوض شده است!

رعایت مادر پیر و رنجور را نکرد و در محضرش با عصبانیت شروع به پرخاش کرد که 360 هزار دلار قرار دادم امروز فسخ شد، بخاطر نامه نوری زاد و همه اش تقصیر مهدی است، او این حرف ها را به نوری زاد گفته است! نوری زاد در نامه اش نوشته بود:"...مثل آقازاده ی نفرت انگیز خزعلی که هم سر در سفره ی سرداران سپاه دارد و هم بضرب نام پدر چند شبکه ی تلویزیونی به راه انداخته،... مثل داماد و بستگان مهدوی کنی در بساطی که به اسم امام صادق علم کرده اند..."

گفتم من در گوش نوری زاد نگفته ام، من در تلویزیون سخن گفته ام، آنهم یک مثال در باب " یک بام و دو هوا" بوده است که پس از بیست سال سابقه انتشاراتی و نویسندگی و مطبوعاتی، مجوز دو نشریه پزشکی مرا لغو و اجازه انتشار به کتاب های پزشکی من نمی دهند و دیش ماهواره را از فراز موسسه انتشاراتی مطبوعاتی - علی رغم داشتن مجوز - جمع می کنند و به برادرم مجوز فعالیت شبکه ماهواره ای هما و ایرانیان را می دهند!

می گوید:" این دوشبکه مال من نیست، هما متعلق به ژاپه یوسفی و ایرانیان متعلق به سعید کریمیان بوده است" یاد حاج محسن رفیقدوست افتادم که همه کارخانه ها و شرکت هایش به نام این و آن بود، از کارخانه بیک و داروسازی لقمان و تک نسخه ای نور و بنیاد نور و پرورش شترمرغ و ...همه و همه به نام کسانی نظیر دکتر ثقفی نیا و دکتر سبحانی و ملاح زاده و ... بود و حتی منزل شخصی او هم به نام خودش نبود، یکی از دوستان توقیف اموال رفیقدوست را گرفته بود و آخرالامر سراغ خانه شخصی او رفته بود و آنهم به نام او نبود، احتمالاً تنها چیزی که به نام حاج محسن رفیقدوست پیدا می شود، قباله ازدواج همسرش می باشد که دیگر نمی توانسته به نام دیگری کند و وکالت بلاعزل بگیرد و خیالش راحت بوده که توقیف نمی شود...!

علیرضا دیشب هم به محمد نوری زاد تلفن زده بود و کلی بد و بیراه نثارش کرده بود! و گفته بود که:" تو در قعر جهنمی!" ظاهراً این حضرات باورشان شده که نماینده خدا هستند و قسیم نار و جنت! برای خودشان جایگاه ما را در دوزخ تعیین می فرمایند و لابد خودشان کنار حوض، زیر سایه طوبی با حورالعین مشغولند! به او هم گفته بود که من شبکه ماهواره ای ندارم و با سرداران هم ارتباطی ندارم و از مال دنیا هم یک آپارتمان دارم و بس...!

ما به دارایی او کاری نداریم و ان شاء الله هر چه دارد از راه حلال باشد و مبارکش باشد، هر چند علیرضا در باب بی ثباتی مملکت می گفت:" در این مملکت خانه اجاره، زن صیغه و شغل دلالی!" اما اولی و دومی را عمل نکرد و بحمدلله برای چند روزی که به ایران می آید خانه ای دارد و همسرش هم دائم است، اما شغلش را نمی دانم، واقعاً کسی نمی داند او چه کاره است، یا کسی نمی داند که برای چه به آمریکا رفت، اگر برای تحصیل رفته است، کجاست آن مدرک دکتری یا فوق لیسانس یا لیسانس  یا حتی کاردانی که از آمریکا اخذ کرده است؟! به هر کاری هم که مشغول است، آخرش می گوید از دیگری است و مال من نیست! ما هم نمی دانیم به چه کاری مشغول است!

آخر کسی نیست بگوید که این شبکه هما - که روزی نشریه پرتوی مصباح یزدی نوشت که متعلق به من است تا تبلیغ هاشمی نمایم، و من در پاسخ نوشتم:"کسی که در این شبکه است برادرم علیرضا است که درست است تا روز انتخابات تبلیغ هاشمی را می کرد، ولی از فردایش به دستبوس احمدی نژاد مشرف و به هاشمی ناسزا می گفت!" - چگونه مال دیگری است که تو برایش دفتر می زنی و از وزارت مجوز فعالیت می گیری و پسر عمه و عموی همسر و داماد خواهر و غیره و ذالک را استخدام می کنی و خودت هم اخراج کرده و درش را می بندی؟!

چگونه است که شبکه ایرانیان از تو نیست و تو در نیاوران برایش استودیو می زنی و نیرو استخدام می کند و مجری و غیره و ذالک و مجوز وزارت و ارشاد را می گیری و نهایتاً هم پس از این که درش را بستند و پلمپ کردند به پدر منت می گذاری که میلیاردی زیان کردی و به خاطر او تعطیلش کرده ای؟ آخر این چه جماعت احمقی هستند که پول می گذارند و شبکه راه می اندازند تا تو بخاطر پدر تعطیلش کنی؟! تا کی می توان با دروغ و دغل و حقه بازی سر مردم را شیره مالید، گیرم که با پولت و کمی فریب پدر و مادر را خریدی، مرا نمی توانی بفریبی! مرد باش و پای کاری که کردی بایست، مگر شبکه داشتن جرم است؟ من اگر پول داشتم، حتماً شبکه ماهواره ای می زدم و پایش هم می ایستادم. می بینید که پای تمام موسسات فرهنگی انتشاراتی و مطبوعاتی و کتابهایم ایستاده ام و جا خالی نداده ام. یا کاری نمی کنم و یا یای آن می ایستم.

می گوید که می خواهد با سرداران علیه نوری زاد شکایت نماید، به نوری زاد زنگ زدم و گفتم، آنچه من در تلویزیون گفته ام را باز هم می گویم و می نویسم و شما را در این بازی تنها نمی گذارم، در هر محکمه ای خواستید مرا هم به عنوان شاهد طلب کنید، باید این آقازاده ها یاد بگیرند که دوران تهدید و ارعاب و چنگ و دندان نشان دادن گذشته است، باید بیاموزند که شفاف کار کنند و مسئولیت کارشان را بپذیرند. مافیا بازی بس است، هنوز کسی از فامیل نمی داند که شغل علیرضا چیست؟ اما همان چند روزی که به ایران می آید خیلی راحت با مسئولین ملاقات می کند و با برادران گمنام و سرداران حشر و نشر دارد و با دست پر باز می گردد.

هفت سال آزگار است که در دوران دولت محمود، از همه حقوق شهروندی محروم شده ایم، ناشری که بیستمین سال فعالیتش را می گذراند، و کارنامه درخشانی از خود به جا گذارده و تا قبل از دولت محمود بیش از 2000 عنوان کتاب در حوزه علوم پزشکی منتشر کرده است، امکان ملاقات با وزیر ارشاد یا معاونین را ندارد و بطور غیر رسمی و غیر قانونی همه فعالیت های او را تعطیل کرده اند و حتی به نامه های او جواب نمی دهند و اخیراً دستور داده اند که نامه ها را تحویل نگیرند، و ما به ناچار شکواییه مترجمین و مولفین از ارشاد را پست سفارشی می کنیم!

اما یک روز در از پاشنه دیگری چرخید، از دفتر معاون وزیر ارشاد - رامین - تماس گرفتند که آقای رامین منتظر شمایند! شاید می خواهند پروانه نشریات پزشکی مرا - که در نصف کاغذ A4 دو نشریه را لغو امتیاز فرموده اند- باز پس دهند!

رغبتی به دیدار با این موجود بد کردار نداشتم، پس از برادر آخری - حسین - تقاضا کردم که به جای من به دیدار آن موجود متملق برود، او رفت و آمد و گفت:"که اشتباه شده است، علیرضا از خارج آمده و آقای رامین می خواسته است او را ببیند برای مجوز شبکه ماهواره ای ایرانیان!"

اینها را می نویسم تا اگر شکایتی از - محمد نوری زاد - شد، من در حقش کوتاهی نکرده باشم. نمی خواهم آن دنیا بگویند چرا او را میان اشقیا تنها گذاشتی، او را مثله کردند و تو مصلحت اندیشی پیشه نمودی، خیر، من کتمان شهادت را حرام و عین ظلم می دانم.

نوری زاد می گفت:" آن سالها که باب دل اینها می نوشتم، دو بار پدر و برادرت به منزل ما آمدند، یادم می آید که 15 سال قبل هم علیرضا علیه تو سخن می گفت و تو را عاق والدین معرفی می کرد! تو خیلی زودتر خطت را از اینها جدا کردی!"

یادم می آید در بازداشت اول، شامگاهی مرا از سلول به دفتر زندان آوردند، می گفتند ملاقات داری، با لباس زندان کنار حاج محمود بازجو ایستاده بودم که از حیاط زندان سر و کله علیرضا پیدا شد، از سوی پدر آمده بود تا اگر او تایید کرد، آزاد شوم! کارم به کجا رسیده بود که باید او مرا تایید می کرد!

وقتی مادر به دیدارم می آمد دختر یا پسرم را که مادر را با خود آورده بودند راه نمی دادند و مسئول بند رسماً می گفت که اینها هم خط اویند و راه نمی داد! اما علیرضا با اتومبیل شخصی و با موبایل وارد زندان شده بود، او دیگر خیلی خودی بود!

به حاج محمود گفتم:" این ملعون اینجا چه می کند؟" گفت:" این حرف را نزن، برای آشتی آمده است" و سلام علیک گرمی کرد و اظهار صلح و آشتی نمود، من ساده دل هم که همیشه هر دست دوستی را می فشردم، قبول کردم و از قضا تاثیر عمیقی روی من داشت که یک معاند و دشمن قسم خورده را خداوند به سویم فرستاده است. اما نه، چنین نشد و آنها توقع داشتند که من از عقیده خویش دست بردارم و چون آنها شوم... می خواستند تا از راهم اعلام برائت کنم و چون نکردم دشمنی ها ادامه یافت و اگر یک سطر اعلام برائت می نوشتم، وزارت در انتظارم بود.

پس از آزادی هم مرا به یک رستوران برای صحبت دعوت کرد، می گفت آرمان کشک است، ببین کجا بوی کباب می آید!، وقتی از آزادی سخن می گفتم و از ظلم هایی که بر من شده بود، می گفت:" همین که می توانی در این جا بنشینی و چای بنوشی خدا را شکر کن!"

این مختصر را برای تنویر اذهان مردم نوشتم که مرا با علیرضا در نامه نوری زاد اشتباه نگیرند، من با او هیچ صنمی ندارم و از رفتار و کردارش برائت می جویم! البته با او قهر نخواهم کرد و قطع رحم را حرام می دانم و دشمنی هم نمی کنم و برایش دعا می کنم که به راه حق و حقیقت بازگردد و با مردم باشد. آقازادگی تمام می شود، بعدش چه؟


1391/7/18


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 1391/08/29ساعت 4:49 بعد از ظهر توسط سامان |

محمود بهمنی، رييس کل بانک مرکزی ايران،‌ روز شنبه ۲۷ آبانماه، گفت: مردم در ايران در حال حاضر ۱۲ تا ۱۸ ميليارد دلار را به صورت ارز خانگی نگهداری می کنند.

به دنبال بروز نابسامانی‌های به وجود آمده در بازار ارز که سقوط ارزش پول ملی ايران را در پی داشت، دولت محمود احمدی نژاد واردات برخی کالا را ممنوع کرد‌. دولت دهم همچنين صادرات برخی کالاهای ساخت داخل ايران که در فرآيند توليد آنها کالاهای واسطه‌ای وارداتی مشمول تخصيص ارز به نرخ مرجع به کار برده شده، ‌ممنوع کرد که انتقادهايی را در ميان فعالان بخش خصوصی در پی‌داشت.

دولت ايران فقط برای کالاهای اساسی، از جمله دارو و موادغذايی،‌ ارز مرجع يعنی دلار ۱۲۲۶ تومان اختصاص داده و برای واردات بخشی از کالاها نيز دلار بيشتر از ۲۵۰۰ تومان اختصاص می‌دهد .

این در حالی است که شمس الدين حسينی، وزير امور اقتصاد و دارايی ايران، چهارشنبه شب، ‌۲۴ آبان ماه،‌ از نهايی‌شدن سياست‌های جديد ارزی دولت برای تک نرخ کردن ارز خبر داد.

بر اساس اين سياست‌ها، تک‌نرخی شدن نرخ ارز و مبنا قرار‌ گرفتن نرخ ارز در مرکز مبادلات از اول آذرماه امسال از جمله اين برنامه هاست.

شمش الدین حسینی گفته که دولت به دنبال آن است تا مرکز مبادلات ارز،‌ مرجع عمليات ارزی و عمليات تجاری مرتبط قرار گيرد.

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/08/28ساعت 2:54 بعد از ظهر توسط سامان |

حسین‌علی شهریاری٬ رییس کمیسیون بهداشت مجلس، گفته است که "بانک مرکزی شش ماه است ارز مورد نیاز واردات دارو را نداده و همین امر سبب کاهش ذخایر دارویی کشور شده است". 

وی همچنین خبر از "التهاب" در "بازار و ذخایر دارویی کشور" داده و گفته است که این ذخایر "تنها تا دو الی سه ماه دیگر پاسخگوی نیاز بیماران در کشور خواهد بود". وی اضافه کرده است: "نمی‌خواهیم مردم را نگران کنیم٬ اما باید گفت قطعا مشکل کمبود دارو داریم و ما نگران بحرانی هستیم که ممکن است در آینده بوجود آید و کسی نتواند جوابگو باشد". 

سخنان شهریاری پس از آن بیان شده که گروهی از نمایندگان مجلس تهدید کرده‌اند اگر مشکلات بیماران و بیمارستان‌ها ادامه یابد٬ وزیر بهداشت را استیضاح خواهند کرد. 

مشکلات دارویی در کشور در حالی ادامه دارد که مرضیه وحیددستجردی،وزیر بهداشت، ‌درمان و آموزش پزشکی، از کاهش 50 درصدی بودجه بیماری‌های صعب‌العلاج این وزارتخانه خبر داده و ابراز امیدواری کرده است که در صورت "رفع تنگناها" این بودجه به طور کامل اختصاص یابد. دستجردی پیش از این نیز گفته بود که دولت تنها يك هفتم ارز لازم براي خريد دارو را تامين كرده است. وی گفته بود: "به هیچ وجه نتوانستیم به میزان ارزی که باید در ۶ ماه اول سال در اختیار شرکت ها قرار می گرفت تا بتوانند مواد اولیه و دارو ها را تامین کنند، دست یابیم". 

گفته می‌شود یافتن داروهای بیماری های صرع، فشار خون و قلبی نیز در داروخانه ها کار دشواری شده اما بحران اصلی در زمینه قحطی داروی بیماری های خاص، از قبیل سرطان ها، ام اس و ای ال اس و بیماری های هموفیلی خود را می نمایاند. 

بیش از یک ماه پیش فاطمه هاشمی، رئیس بنیاد امور بیماری‌های خاص ایران، در گفت‌و‌گو با شبکه خبری الجزیره گفته بود: "هر سازمان، کشور یا مسئولی می گوید تحریم ها برای مردم نیست، این حرف بچگانه ای است. خودشان واقعیت را می دانند که تحریم ها به مردم فشار می آورد. به دولت فشاری وارد نمی کند. اگر دارو وارد ایران نشود یا کم وارد ایران شود، مردم دچار مشکل می شوند". 

اتحادیه اروپا در نشست اخیرش در لوکزامبورگ دور جدیدی از تحریم ها را علیه تهران تصویب کرد اما مشخصا دارو را تحریم نکرد. وزارت خزانه داری ایالات متحده نیز این ماه اعلام کرد که دارو در لیست سیاه قرار ندارد. با این حال به دلیل تحریم گسترده مالی که امکان داد و ستد های بانکی و مالی را بسیار سخت کرده عملا امکان خرید از کمپانی های دارو سازی غربی به شدت دشوار شده است. 

هفته گذشته رسول خضری، از اعضای کمیسیون بهداشت، نیز با "بحرانی" توصیف کردن وضعیت دارو در انبارهای کشور گفته بود: "بر اساس استانداردهای وزارت بهداشت و درمان، انبارهای دارویی باید برای شش ماه آینده کشور ذخیره داشته باشد، اما گزارش‌های سازمان غذا و دارو نشان دهنده ناکافی بودن ذخایر دارویی بوده، به گونه‌ای که هم اکنون تنها برای دو ماه آینده دارو باقی مانده است". 

شهاب‌الدین صدر، رئیس سازمان نظام پزشکی، در یک نشست خبری گفته بود در حال حاضر بیمارستان‌های خصوصی ۲۰۰ میلیارد تومان از بیمه‌های تکمیلی طلب دارند. وی همچنین بدهی بیمه به بیمارستان‌های دولتی را ۱۴۰۰ میلیارد تومان و بدهی بیمارستان‌های دولتی به شرکت‌های دارویی را ۷۵۰ میلیارد تومان اعلام کرده است. 

چنین به نظر می رسد که بحران دارو و خدمات بهداشتی که علت اصلی آن تحریم ها هستند پرده از روی تبلیغات بی اساس برداشته و بیش از همه دولت احمدی نژاد را بی اعتبار کرده است. هم تبلیغات تا یک ماه قبل که احمدی نژاد قطعنامه ها را ورق پاره می خواند و تحریم ها را بی اثر می دانست و هم تبلیغات بزرگ نمائی شده و بی پایه ای که به عنوان خودکفائی صورت می گرفت و اینک به تمامی نادرست از کار درآمده از خودکفائی در خودرو تا شیرخشک که دو هفته پیش احمدی نژاد با افتتاح یک کارخانه این مژده را داد. هم خودکفائی در تولید گندم که در زمان دولت اصلاحات به نتیجه رسیده و واردات به صفر نزدیک شد و اینک اعلام شده که هر چهل دقیقه یک کامیون حامل گندم آمریکائی به کشور وارد می شود. به نوشته یکی از روزنامه ها "خدا طشت دروغ را سرنگون کرد".

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/08/28ساعت 2:45 بعد از ظهر توسط سامان |

اسدالله عسگراولادی در مورد تامین نیاز ارزی کشور گفت: ما با 76 میلیون جمعیت حداقل به 60 میلیارد دلار نیاز داریم که این 60 میلیارد دلار مورد نیاز از سه راه قابل وصول است.

 30 میلیارد دلار از محل صادرات فروش نفت که روزانه 1میلیون بشکه بفروش می رسد. 

 از محل منابع گازی و پتروشیمی حداقل 15 میلیارد دلار و

از فروش صادرات غیر نفتی هم 15 میلیارد دلار تأمین می شود.

بنابراین 60 میلیارد دلار ارز مورد نیاز تأمین می شود اما بحث بر سر مدیریت این درآمد است که ما واقعا درحوزه مدیریت ضعف داریم. خبر انلای

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/08/28ساعت 2:12 بعد از ظهر توسط سامان |

به گزارش روزنامه لبنانی "الدیار" مجید نامجو وزیر نیروی ایران و همتای لبنانی اش، توافقنامه پرداخت 40 میلیون دلار به لبنان برای ساخت سدی در منطقه بلعا را امضا کردند. 

بر اساس این توافقنامه، یک سد به همراه تاسیسات تصفیه آب در منطقه بلعای لبنان توسط شرکت پیمانکار از این کشور ساخته می شود.
شرکت ایرانی از طرف وزارت نیرو نیز طراحی و نظارت بر ساخت این سد را برعهده خواهد داشت.

وزیر آب و برق لبنان در مراسم امضای این توافقنامه گفت: "هزینه این پروژه نه یک قرض بلکه هدیه است و اجرای آن توسط شرکت ها و کارگران لبنانی صورت می گیرد."

این مقام لبنانی درباره انتقادات وارده به ساخت این سد هم گفت: "هر کاری که انجام بدهیم، این اعتراضات وجود دارند. کسی که معترض می شود برای همه شناخته شده است. او می خواهد مردم لبنان را از آب، برق و گاز محروم کند."

وی درباره پیشنهاد ایران برای صادرات برق به لبنان هم گفت: "لبنان به شدت نیازمند این برق است. نمی توان این پیشنهاد ایران را رد کرد به ویژه که این پیشنهاد به سود منافع بیروت است، البته برای مناسب تر شدن قیمت برق وارداتی باید مذاکرات بیشتری انجام شود."

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/08/28ساعت 1:15 بعد از ظهر توسط سامان |

 حملات هوایی اسرائیل به نوار غزه در ۲۴ ساعته گذشته افزایش یافته است. ساختمان مرکزی دولت حماس، مقر پلیس و ده‌ها نقطه دیگر هدف بمباران جنگنده‌های اسرائیلی قرار گرفتند. اسرائیل ۷۵ هزار نیروی ذخیره خود را فراخوانده است.
 
در بامداد شنبه (۲۷ آبان/۱۷ نوامبر) جنگنده‌های اسرائیلی ساختمان مرکزی دولت حماس در باریکه غزه را بمباران کردند. به گفته شاهدان عینی این ساختمان چند طبقه به شدت تخریب شده و چندین ساختمان مجاور نیز آسیب دیده‌اند. دفتر اسماعیل هنیه، مسئول دولت حماس در این ساختمان قرار داشت.
 
به گفته منابع اسرائیلی و فلسطینی، نیروی هوایی اسرائیل از روز چهارشنبه (۱۴ نوامبر) تاکنون صد‌ها نقطه در نوار غزه را هدف قرار داده است. به گفته ارتش اسرائیل، نیروی هوایی این کشور از آغاز درگیری‌های تا کنون در مجموع ۸۰۰ هدف در نوار غزه را بمباران کرده است.
 
در بنا به گزارش‌های غیررسمی تا کنون در باریکه غزه ۳۰ نفر کشته و حدود ۲۰۰ نفر نیز مجروح شده‌اند. در پی اصابت یک موشک‌فلسطینی‌به مناطق مسکونی ۳ شهروند اسرائیلی در مناطق ساحلی دریای مدیترانه کشته و حدود ۲۰ تن نیز زخمی شدند. فلسطینی‌ها نیز تا کنون حدود ۵۰۰ موشک به مناطق اسرائیلی شلیک کرده‌اند.

حملات هوایی اسرائیل از بامداد شنبه فزونی گرفته است. به غیر از مراکز دولتی حماس، مواضع نظامی و تونل‌های زیرزمینی از جمله اهداف جنگنده‌های اسرائیلی بوده‌اند. بنا به گزارش خبری ارتش اسرائیل در توییتر، تنها ۱۸۰ هدف در صبح شنبه مورد اصابت موشک‌های اسرائیلی قرار گرفته‌اند.
 
همزمان اسرائیل دست به تمرکز نیروهای نظامی خود در کنار مرز غزه زده است. به گفته خبرنگاران حاضر در محل، همه شواهد نشان می‌دهد که اسرائیل قصد آغاز یک حمله زمینی به نوار غزه را دارد.
 
در روز جمعه یک موشک فلسطینی در نزدیکی بیت‌المقدس (اورشلیم)، پایتخت اسرائیل منفجر شد.
 
در ۲۴ ساعت گذشته ده‌ها مرکز کوچک نظامی حماس در نوار غزه بمباران شده‌اند. در مقر اصلی پلیس حماس در شهر غزه نیز انفجار مهیبی رخ داده است. جنگنده‌های اسرائیلی خانه مسکونی یکی از فرماندهان حماس را نیز بمباران کرده‌اند. به گفته شاهدان عینی آمبولانس‌ها مجروحان را از مناطق بمباران شده خارج کرده‌اند.
 
نیروی هوایی اسرائیل با حملات مستمر به تونل‌های زیرمینی در جنوب نوار غزه می‌کوشد که خطوط ارتباطی و تدارکاتی حماس را منهدم کند.
 
در پی انهدام ۵ ترانسفورماتور برق بیش از ۴۰۰ هزار ساکن باریکه غزه فاقد برق هستند.

برخی‌ تحلیلگران معتقدند که حملات بی‌‌وقفه اسرائیل به نوار غزه؛ به منظور شکستن خط مقدم جبهه‌ جنگ جمهوری اسلامی علیه اسرائیل؛ به معنای آغاز نبرد غیر قابل اجتناب بین ایران و اسرائیل می‌‌باشد؛ برای نخستین بار جمهوری اسلامی تمام آنچه در توان داشت را به میدان آورده و اورشلیم و تل آویو را مورد اصابت  موشک‌های خود که در غزه مستقرهستند قرار داده است.  بی‌ بی‌ سی‌ در رابطه با حملات امروز نوشت: پیکارجویان فلسطینی مستقر در غزه به سوی بیت‌المقدس راکت پرتاب کرده‌اند. این برای اولین بار است که از زمان آغاز درگیری‌های جدید میان اسرائیل و حماس در غزه، به سوی این شهر راکتی شلیک شده است. جنبش حماس گفته است کنست اسرائیل (پارلمان) هدف این راکت بود. گزارش‌ها از اسرائیل حاکی از آن است که این راکت به منطقه ای در بیرون شهر اصابت کرده است. موشک‌های فلسطینی برای دومین روز متوالی به سوی تل آویو پرتاب شدند که گفته شده یکی از آنها در دریا سقوط کرده است. 

خبرنگار بی بی سی در اسرائیل می‌گوید پرتاب راکت به سوی بیت‌المقدس موجب شگفتی شده است چون انتظار نمی‌رفت برد راکت‌های فلسطینی تا این حد باشد.     

این تحولات به فاصله کمی‌ بعد از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نشانه نگران کننده‌ای از آغاز یک جنگ بزرگ در خاورمیانه ارزیابی میشود گمان بسیاری از تحلیل‌گران این است که در روزهای آتی حزب الله لبنان وارد این جنگ خواهد شد؛ اسرائیل برای ورود به جنگ مستقیم با ایران در جهت رفع نگرانی‌های خود از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای نیازمند برچیدن مواضع تهاجمی ایران از لبنان و غزه می‌باشد، حملات چند روز گذشته به شهرهای مرکزی اسرائیل بنوعی تائید نگرانی‌های اسرائیل میباشد که اگر موشک‌های حماس به سلاح غیر متعارف مجهز شود؛ رؤیای نابودی اسرائیل از طرف جمهوری اسلامی عملی‌ خواهد شد.      

براساس ارزیابی  برخی کارشناسان، موشک‌هایی که در دو روز اخیر به سوی تل‌آویو پرتاب شده‌اند از نوع موشک‌های «فجر۵» بودند که اسرائيل می‌گوید ساخت ایران است، اما فلسطینی‌ها مدعی هستند که خود آنها را تولید کرده‌اند. این راکت‌ها حدود ۷۵ کیلومتر برد دارند.     

اسرائیل در طی‌ سال‌های گذشته باره این موضع را تکرار کرده است که ایران اتمی، با در اختیار داشتن تروریست‌های حماس و حزب الله نیازی به موشک‌های دور برد ندارد، اولویت‌های دیپلماتیک دولت اوباما برای باز داشتن ایران از تعقیب ساخت سلاح اتمی‌ و اتلاف وقت به نفع ایران  موجب افزایش نگرانی‌ اسرائیل شده و پیش‌بینی‌ می‌‌شد که بعد از انتخابات آمریکا شاهد تحولات بزرگی‌ در منطقه باشیم هرچند ارزیابی حوادث آینده سخت می‌‌باشد ولی‌ قدر مسلم این است که نبرد اسرائیل برای دفاع از خود آغاز شده است، دفاعی که ابعاد آن می‌تواند تا جنگی بزرگ گسترش یابد.

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/08/28ساعت 11:56 قبل از ظهر توسط سامان |

"سیدهاشم رسولی محلاتی". ماهنامه "پاسدار اسلام" متعلق به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم او را "عهده‌دار یکی از مهمترین شئون" دفتر رهبر جمهوری اسلامی معرفی کرده است. خود رسولی محلاتی در مصاحبه با این مجله گفته که مسئولیت "وجوهات و مسائل شرعی" بیت رهبری را بر عهده دارد.

رسولی محلاتی، پدر همسر علی اکبر ناطق نوری، رئیس مجلس پنجم و رئیس فعلی دفتر بازرسی بیت رهبری نیز است.


مجله پاسدار اسلام از وی به عنوان "قدیمی‌ترین و نزدیک‌ترین یار و امین" روح الله خمینی نام برده است.

او خود گفته که در دفتر رهبر نخست جمهوری اسلامی، مسئولیت "امور مالی و وجوهات و کارهای قبوض و اجازات علما و احکام ائمه جمعه" با وی بوده است.

به گفته رسولی محلاتی، مدتی بعد از درگذشت روح الله خمینی، جانشین او از وی می خواهد که در بیت رهبری مشغول به کار شود: "هنوز چهلم امام نشده بود، یک روز غروب در مسجد فرشته نشسته بودم. آقای میرمحمدی که آن موقع رئیس دفتر آقا بود، زنگ زد و گفت: آقا می‌خواهند با شما صحبت کنند. بعد آقا گوشی را گرفتند و فرمودند: می‌خواهم شما را ببینم. گفتم: هر وقت بفرمایید در خدمتم. گفتند: هرچه زودتر بهتر. بعد آقای میرمحمدی گوشی را گرفت و گفت: فردا صبح ساعت ۸ بیایید."

او افزوده که در موعد مقرر با خامنه ای در ساختمان ریاست جمهوری دیدار کرده است: "سلام و احوالپرسی کردیم و کارهایی را به من واگذار کردند".

وی خود را دارای "سابقه طولانی رفاقت" با آیت الله خامنه ای معرفی کرده و گفته که از اواخر دهه ۳۰ و اوایل دهه ۴۰ با او ارتباط داشته است.

رسولی محلاتی افزوده که در آن جلسه، رهبر جدید جمهوری اسلامی به او گفته است: "کار ائمه جمعه را می‌خواهم به شما واگذار کنم، همین ‌طور کار وجوهات و مسائل شرعی را".

او گفته پذیرش این مسئولیت ها را مشروط کرده بود: "می‌خواهم در کار خودم کاملاً مستقل باشم و فقط سر و کارم با شما باشد و کسی بالای سر من نباشد، چون به چنین چیزی عادت ندارم. دربیت امام هم تنها کسی که مستقل بود و سرو کارش تنها با شخص امام بود من بودم."

وی افزوده که آیت الله خامنه ای در پاسخ به این مسئله گفته است: "من اختیار وجوهات و همه این مواردی را که گفتم در اختیار شما می‌گذارم، طوری که اگر خودم هم پول خواستم، می‌آیم و از شما می‌گیرم."

"الان هم همین‌ طور است. الان هم آقا گاهی کسی را می‌فرستند و می‌گویند این قدر پول بدهید یا گاهی که پیش ایشان می‌روم، می‌گویند فلانی این ‌قدر چک یا وجوهات آورده و به خود من داده است و با من مشورت می‌کنند که چه کنیم."

رسولی محلاتی با اشاره به "زهد، ساده‌زیستی، احتیاط در تصرف بیت‌المال، تقوا و پرهیزکاری مالی" آیت الله خامنه ای، افزوده که او "به حدی در مسائل مالی و بیت‌المال احتیاط می‌کند که موجب حیرت است."

در سایت رسمی دفتر آیت الله خامنه ای، در چند نوبت از رسولی محلاتی به عنوان نماینده رهبر جمهوری اسلامی در برخی سفرها و دیدارها نام برده شده و از جمله آمده است که رسولی محلاتی در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۶۸ در سمت نمایندگی ولی فقیه در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی ابقاء شده اما تاکنون نامی از او به عنوان مسئول وجوهات بیت رهبری که اصطلاح دینی معادل با مسئول مالی است، برده نشده بود.

+ نوشته شده در دوشنبه 1391/08/22ساعت 12:40 بعد از ظهر توسط سامان |


نقاط کور خرید و فروش فولاد 

طبق اطلاعات مرکز جهانی آمار فولاد، چین که واکنش رهبران آن نسبت به تصمیم غرب برای فشار به ایران همواره با سردی همراه بوده، صادرات فولاد خود به ایران را افزایش داده است، اما حجم صادرات فولاد از کشورهای کره جنوبی و روسیه به ایران از آغاز سال ۲۰۱۲ کمتر شده است.

همه تولیدکنندگان فولاد گامی فوری برای متوقف کردن یا کاهش فروش فولاد به ایران برنداشته‌اند. برخی بازرگانان از متن مبهم اتحادیه اروپا درباره تحریم اخیر علیه ایران استفاده می‌کنند و سود می‌برند. یک بازرگان اروپایی با اشاره به تاریخی که اتحادیه اروپا تعیین کرده گفت: وکیل ما گفت اگر قرارداد قبل از ۱۵ اکتبر بسته شده باشد مانعی وجود ندارد. 

یک منبع تجاری که آگاه از امور حمل و نقل در دریای سیاه است به رویترز گفت که شمار کشتی‌هایی که از اروپای غربی فولاد به ایران ببرند به طور قابل توجهی کاهش پیدا کرده است، اما این کالا از جاهای دیگر، از طریق ترکیه و دریای خزر وارد ایران می‌شود.

این منبع افزود: ترکیه این روزها مثل دروازه شده است. حوزه دریای خزر نیز راه صادرات را هموار می‌کند، اما هوا که سرد باشد آب یخ میزند و در نتیجه این راه چندان مناسب نیست. 

برای پرهیز از برخورد با مشکل مالی و ارزی معاملات پایاپای نیز صورت می‌گیرد. یک بازرگان سوییسی مثالی در این مورد زد: شرکت‌های تجاری کره‌ای فولاد می‌آورند و بجای آن نفت می‌گیرند. این یک نوع داد و ستد است. 

به گفته مارک دوبوویتس، کارشناس بنیاد دفاع از دمکراسی در واشنگتن که مشاور باراک اوباما هم بوده است، اگر آمریکا هم با اقدامات آتی خود که در حال حاضر هنوز درباره آن بحث صورت می‌گیرد وارد عمل شود، صنعت فولاد ممکن است با اختلال بیشتری روبرو گردد.

به نظر این کارشناس، مورد ممنوعیت صادرات فولاد به ایران نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی از ذخایر ارزی و فلزات باارزش خود با مراقبت استفاده می‌کند و خود را آماده پیمودن راهی طولانی و پررنج کرده است.

+ نوشته شده در دوشنبه 1391/08/22ساعت 12:10 بعد از ظهر توسط سامان |

براساس تصمیم مرکز پژوهش های ریاست جمهوری طـــرح "الحاق کمیته امداد امام خمینی به فهرست نهادها و مؤسسات مشمول ماده (۱۷۲) قانون اصلاح موادی از قانون مالیات‌های مستقیم" مورد بررسی قرار گرفت.

در این گزارش به مقایسه سازمان بهزیستی و کمیته امداد به عنوان دو سازمان معاف از مالیات پرداخته شده که اولی از دولت بودجه خود را دریافت می‌کند و بودجه دومی مشخص نیست و همین مشخص نبودن اعتبارات آن موجب کاهش درآمدهای دولت می‌شود، مغایر با اصل (۷۵) قانون اساسی است.

در بخش پایانی این طرح آمده: "مقایسه سازمان بهزیستی با کمیته امداد غیرمنطقی به نظر می‌رسد چون سازمان بهزیستی ارگانی دولتی است که درآمدی به آن تعلق نمی‌گیرد اما کمیته امداد امام خمینی (ره) یک نهاد عمومی غیر دولتی است که به دلیل فعالیت‌های اقتصادی از درآمد بالایی برخوردار است. بنگاه‌های اقتصادی و فعالیت‌های اقتصادی باید متناسب با درآمد مالیات پرداخت نمایند و حیطه فعالیت‌های اقتصادی کمیته امداد حضرت امام خمینی (ره) گسترده است و معافیت آن از مالیات قطعاً باعث کاهش درآمد دولت شده (بار مالی داشته) و مغایر با اصل (۷۵) قانون اساسی است."

کمیته امداد امام خمینی از جمله نهادهایی است که چند روز پس از انقلاب ۵۷ با دستور روح الله خمینی تاسیس شد و اداره اش از آن زمان تاکنون در انحصار حزب موتلفه اسلامی که تشکلی متعلق به بازاریان محافظه کار و پس از انقلاب نیز بخش های مهمی از اقتصاد ایران به آن سپرده شد.

کمیته امداد از جمله نهادهایی است که گفته می شود یکی از پرپول ترین بنگاه های اقتصادی- خیریه جهان است خارج شوند.

در حال حاضر هر چهار عضو شورای مرکزی کمیته امداد از چهره های عضو حزب موتلفه هستند. حبیب الله عسگراولادی دبیرکل سابقه موتلفه، حمیدرضا ترقی معاون بین الملل موتلفه، ابوالفضل حاج حیدری عضو موتلفه و از اعضای تیم ترور حسنعلی منصور و حسین انواری عضو دیگر شورای مرکزی حزب موتلفه، سال هاست که کمیته امداد را اداره می کنند و گاهی جای خود را به عضو دیگری از موتلفه می دهند. پس از ولایت فقیه، شورای مرکزی عالی‌ترین رکن این نهاد محسوب می شود که مسئولیت کلی امور امداد را عهده دار است. 

فعالیت های اقتصادی 

"مجتمع اقتصادی" وابسته به کمیته امداد مهم ترین بازوی اقتصادی این نهاد خیریه محسوب می شود.در سال ۶۳ با دستور رهبر وقت جمهوری اسلامی، بیش از یکصد کارخانه صنعتی، تولیدی،باغ، زمین‌هایی در نقاط مختلف ایران و... توسط بنیاد مستضعفین مصادره و به کمیته امداد تحویل شد.یک سال بعد کمیته امداد با تشکیل این مجتمع آن را به طور رسمی وارد فعالیت‌های اقتصادی کرد.

این مجتمع علاوه بر مدیرعامل و ۶ معاون در ۱۶ استان کشور فعالیت مستقل از کمیته امداد دارد و تعدادی از کارخانه های مهم ایران متعلق به آن است.

آنطور که در اساسنامه این بنگاه بزرگ اقتصادی آمده "ارائه خدمات خود اتکایی به محرومین و مستضعفین (از طریق کمیته امداد)، تمرکز فعالیت های اقتصادی امداد و تمرکز امور اقتصادی و اداره و بهره برداری از اموال و دارائی ها و موسسات و واحدهای تولیدی و شرکت ها و املاک و اراضی در اختیار، اداره شرکت ها، کارخانجات، موسسات واحدهای صنعتی، معدنی، کشاورزی، بازرگانی، دامداری، املاک و مستغلات، ایجاد واحدها و موسسات و سایر فعالیت های اقتصادی، فروش، تبدیل، مشارکت و یا انحلال فعالیت های اقتصادی و استقلال حقوقی و قائم مقامی کمیته امداد در دعاوی" از جمله وظایف این نهاد وابسته به کمیته امداد است.

درآمد 

کمیته امداد یکی از نهادهای تحت نظر رهبر جمهوری اسلامی و از پرپول ترین نهادهای اقتصادی جمهوری اسلامی است که مشخص نیست چند درصد از درآمدهای هنگفت خود را هزینه کمک به محرومین ایرانی می کند.ضمن اینکه شایعه ارسال کمک های نقدی و غیرنقدی به حزب الله لبنان و گروه های فلسطینی و کمک به ستادهای انتخاباتی محافظه کاران، سال هاست درباره این موسسه خیریه وجود دارد.

براساس آمارهای رسمی اعلام شده از سوی مسئولان کمیته امداد در سال ۹۰ مردم ایران روزانه ۵۰۰ ملیون تومان که ماهانه ۱۵ میلیارد و سالانه ۱۸۰ میلیارد تومان می شود به صورت نقدی و مستقیم و با نام صدقه به کمیته امداد داده اند.

در همین حال دزدی معتادان و گدایان از صندوق‌های صدقات باعث شده تا صندوق‌های صدقه تلفنی هم راه اندازی شوند؛ بدین ترتیب که با هر بار تماس با شماره‌ای مشخص مبلغ ۳۰۰ تومان روی قبض تلفن کشیده می شود.

کمک های دولتی 

به گفته سرپرست این سازمان خیریه در سال ۸۷ "کمیته امداد به نیابت از دولت، فعالیت‌هایی را در خدمات رسانی به مردم ایجاد می‌کند و بیشترین بودجه ما را نیز دولت تامین می‌کند." با این حال انواری چند روز پیش از اختصاص نیافتن ۲۰ درصد اعتبارات کمیته امداد در سال جاری خبر داد. این‌‌ همان نقطه‌ای است که دریافت مالیات از آن دچار ابهام می‌شود چرا که دولت اعلام کرده درآمدهای این نهاد مشخص نیست اما سرپرست کمیته امداد می‌گوید بیشترین بودجه این نهاد را دولت تامین می‌کند.

در سال ۸۵ و یکسال پس از حضور احمدی نژاد در کسوت ریاست جمهوری، خبری در خصوص انتقال دو هزار میلیارد تومان از بودجه سازمان بهزیستی که از سازمان‌های زیر مجموعه‌ وزارت رفاه است، به کمیته امداد، آن هم بدون اطلاع احمدی نژاد، در سایت‌های خبری منتشر شد؛ خبری که اگر چه انواری، عضو شورای مرکزی کمیته امداد آن را تکذیب کرد اما مسئولان وزارت رفاه هرگز درصدد پاسخگویی یا تکذیب آن بر نیامدند.

سایت صراط نیوز از پایگاه های نزدیک به محمود احمدی نژاد سال گذشته با انتشار گزارشی مستند به افشاگری درباره ساختمان های کمیته امداد در نواحی شمالی شهر تهران و همچین رفاه کارمندان آن پرداخت و از جمله نوشت:

"ساختمان عظیم و مرکزی کمیته امداد امام(ره) در سوهانک، مجتمع بسیار بزرگی است که بعد از ورود از در اصلی، ساختمانهاي مختلف کمیته امدادچون نمازخانه، ساختمان‌های دانشگاه، مجتمع اقتصادی و باشگاه مشاهده می‌شود. درباره این ساختمانها موارد زيادي مطرح شده است به گونه اي كه يكي از مسئولان كميته امداد اظهار می‌کند: زمین این ساختمانها اهدایی است و این نهاد تنها هزینه ساخت آن را متقبل شده است. با همه اين اوصاف داشتن اين ساختمانهاي مجلل در شان نهادي كه خود را حامي كوخ نشينان مي داند، نبوده وشايسته است مسئولين دلسوز كميته امداد امام خميني(ره) نيز در اقدامي مشابه و انقلابي، اين ساختمانها را كه براستي خوي كاخ نشيني را به بار مي آورد تخليه و مبلغ حاصل از فروش آن را به محرومان جامعه كمك نمايند."

+ نوشته شده در پنجشنبه 1391/08/18ساعت 11:13 قبل از ظهر توسط سامان |

داریوش فروهر • پروانه اسکندری • محمد مختاری • محمد جعفر پوینده • حسین برازنده • احمد تفضلی • احمد میرعلیی • کارون • حمید حاجی زاده و پسر ۹ ساله اش • غفار حسینی • ا براهیم زالزاده • کاظم سامی • هایک هوسپیان مهر • مهدی دیباج • صادق شرفکندی • فتاح عبدلی • همایون اردلن •  نوری دهکردی • پیروز دوانی • فریدون فرخزاد • رضا مظلومان • مظفر بقائی • عبدالرحمن قاسملو • فاطمه قائم مقامی • علی اکبر سعیدی سیرجانی •  سیامک سنجری • معصومه مصدق • دکتر جمشید پرتوی • سید احمد خمینی •  لمحمد ربیعی • فاروق فرساد • حسین سرشار •
+ نوشته شده در سه شنبه 1391/08/16ساعت 1:17 بعد از ظهر توسط سامان |

سومین کنگره «صدای پای آب» یادواره سهراب سپهری صبح روز شنبه ششم آبان در تالار فارابی دانشگاه هنر در حالی برگزار شد که تعداد حاضران در این کنگره «بین‌المللی» از شمار انگشتان دو دست هم فراتر نرفت. نصرت میلانی‌صدر، دبیر اجرایی این کنگره در سخنانی در این باره گفت: از بلایای فرهنگی ما هم این است که برنامه‌ریزی‌ها برای برنامه‌های فرهنگی ما تغییر می‌کند. وی افزود: قرار بود کنگره صدای پای آب 27 مهر برگزار شود، اما به دلیل اینکه وزیر ارشاد برای حضور در آن ابراز تمایل کرد و خواست که زمان آن به وقت دیگری موکول شود، ما برنامه‌ریزی‌هایمان را تغییر دادیم و همه هزینه‌هایی که شده بود، همه از نو انجام شد و کنگره افتاد به 6 آبان یعنی امروز. دبیر اجرایی کنگره «صدای پای آب» اضافه کرد: امروز هم که روز کاری است و دانشگاه‌ها دایر است و همه سر کلاس هستند، امیدوارم حداقل روح سهراب سپهری از این برنامه راضی و خشنود باشد! این اظهارات در حالی صورت می‌گیرد که به گفته مسئولان این کنگره، علیرغم تمکین آنان به درخواست وزیر ارشاد برای تغییر زمان کنگره، سیدمحمد حسینی امروز در این برنامه حضور نیافت.

+ نوشته شده در سه شنبه 1391/08/09ساعت 11:41 قبل از ظهر توسط سامان |

توجه وزیر محترم نفت را به مطالعه گزارشی جلب می کنیم که اتفاقا توسط یکی از معاونان وزیر نفت در دولت اول احمدی نژاد تهیه شده است؛ گزارشی که به تازگی از سوی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام و به قلم اکبر ترکان منتشر شده است.

این گزارش که به مدیریت منابع نفتی و تامین مالی پروژه های نفتی اختصاص دارد، نشان می دهد که میزان درآمد نفتی کشور از زمان مظفرالدین شاه و دوران دارسی و پهلوی اول تا سال ۱۳۵۲، ۲۶ میلیارد دلار بوده است. بعد از تغییر قیمت نفت، در دوران ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ میزان درآمد حاصل از نفت به ۱۱۲ میلیارد دلار رسیده است که در نتیجه مجموع عوایدی حاصل از فروش نفت در سا ل های قبل از انقلاب ۱۳۹ میلیارد دلار بوده است.

طبق گزارش مرکز تحقیقات مجمع، درآمد حاصل از فروش نفت خام کشور در سال های اول انقلاب یعنی سال های ۶۰-۱۳۵۸ برابر ۳۵ میلیارد دلار، دولت آقای موسوی (دولت های سوم و چهارم) ۱۱۰ میلیارد دلار، در سال های ۷۶-۱۳۶۸ دولت آقای هاشمی (دولت های پنجم و ششم) ۱۴۱ میلیارد دلار و در دوره ۸۴-۱۳۷۶ دولت آقای خاتمی (دولت های هفتم و هشتم) ۱۵۷ میلیارد دلار بوده است

بر اساس این گزارش رسمی، مجموع درآمد حاصل از فروش نفت از اول انقلاب تا سال ۱۳۸۴، ۴۴۵ میلیارد دلار بوده است، حال آنکه طی ۷ سال از سال ۱۳۸۴ تا سال ۱۳۹۰ درآمد حاصل از فروش نفت ۵۳۱ میلیارد دلار بوده است، که اگر درآمدهای غیر نفتی را نیز به این رقم بیفزاییم، در مجموع تا سال ۱۳۹۰ دولت احمدی نژاد ۶۹۸ میلیارد دلار درآمد داشته است.

همچنین با احتساب متوسط درآمد سالانه نفتی کشور که البته امسال به علت تحریم ها قدری کمتر شده می توان حدس زد که دولت های نهم و دهم تاکنون نزدیک به ۶۰۰ میلیارد دلار از محل فروش نفت عایدی داشته اند. وزیر نفت که کشورهای غربی را تهدید به توقف فروش نفت می کند، بهتر است ابتدا پاسخ دهد که دولت متبوعش این درآمد باورنکردنی را چه کرده و چه فایده ای از آن برای ملت کسب کرده است.

گزارش مذکور نشان می دهد که در سال های اخیر، حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد درآمدهای ارزی کشور از محل فروش نفت خام بوده است. این گزارش همچنین نشان می دهد که دولت احمدی نژاد از ۵۳۱ میلیارد دلار درآمد نفتی خود، ۴۸۳ میلیارد دلار را صرف واردات کرده است؛ که به طور متوسط ۸۳ درصد آنها کالاهای مصرفی و واسطه ای بوده و واردات آنها حتی سرمایه ای هم بر کشور نیفزوده است. نسبت کالاهای سرمایه ای از واردات از هم ۲۲٫۴ درصد در سال ۸۴ به ۱۴٫۳ درصد در سال ۹۰ کاهش یافته است. آیا همین چند رقم و مقایسه آنها و شرمندگی ناشی از آن، برای اینکه وزیر نفت بپذیرد باید شیرهای نفت را ببندد تا بیش از این منابع کشور و سرمایه های نسل ها هدر نرود؟

+ نوشته شده در پنجشنبه 1391/08/04ساعت 12:32 بعد از ظهر توسط سامان |

مواردی از حوادث کاروان راهیان نور 

۲۵ اسفند ۸۶ - مشهد - ۲۲ کشته و هفت زخمی 
۶ فروردین ۸۷ - چهارمحال و بختیاری - ۲۷ کشته و ۱۳ زخمی 
۸ فروردین ۸۷ - خوزستان - دو نفر زخمی 
۱ فروردین ۹۰ - کرمان - ۱۰ کشته و ۳۷ مجروح 
۱۵ بهمن ۹۰ - خراسان رضوی - سه کشته و ۱۳ زخمی 
۱۶ بهمن ۹۰ - اردبیل - چهار نفر زخمی 
۲۷ مهر ۹۱ - ملایر - زخمی‌ها سرپا مداوا شدند 
۲۸ مهر ۹۱ - بروجن - ۲۶ کشته و ۱۸ مجروح 
(بر مبنای جدول منتشر شده در روزنامه اعتماد چاپ تهران) 

+ نوشته شده در دوشنبه 1391/08/01ساعت 10:57 قبل از ظهر توسط سامان |

این‏جانب محمد تقى مروارید به سال 1300شمسى در مشهد مقدّس به دنیا آمدم. پدرم شیخ على فرزند حاج شیخ على اكبر مروارید و مادرم حلیمه فرزند ملّاعلى قدرتى بود.

من در میان خانواده‏اى كاملاً مذهبى و در نهایت فقر رشد نمودم. خاطرات تلخى از آن دوران سختِ زندگى دارم كه جاى ذكرش نیست.
قرآن خواندن و سواد نوشتن را نزد مادرم و مكتب‏خانه‏هاى معمول آن زمان فراگرفتم. آن‏گاه به شغل انگشتر سازى برنز و نقره روى آوردم و تا زمانى كه ایران در اشغال متّفقین و حكومت رضا خان بود، به این كار مشغول بودم.
پس از سقوط دولت رضاخان براى علما و روحانیانى كه گوشه و كنار باقى مانده بودند فرصتى پیش آمد كه مدارس علوم دینى را كه به كلّى در زمان رضا خان تعطیل شده بود بار دیگر احیا و فعّال كنند. آیةاللّه حاج میرزا حسنعلى مروارید - از عموزادگان - مرا با مرحوم آیةاللّه میرزا مهدى غروى اصفهانى آشنا كرد، آن بزرگوار بنده را به تحصیل علوم دینى تشویق كرد و یادم هست كه مى‏فرمود: (تحصیل علوم دینى) براى امثال شما واجب عینى است.

 
مقدّمات را نزد آیةاللّه مروارید شروع كردم و بعد نزد اساتید دیگرى چون حاج شیخ على اكبر صدرزاده دامغانى، مرحوم حاج سیّد احمد مدرّس، حاج شیخ كاظم مهدوى دامغانى، ادیب نیشابورى، محمد تقى و حاج شیخ هاشم قزوینى، حاج شیخ مجتبى قزوینى و حاج شیخ على اكبر نوغانى كه سرپرست مدرسه نوّاب بود، تلمّذ كردم.

مقدّمات را نزد حاج آقا مروارید و صدرزاده و مطوّل را نزد ادیب نیشابورى، جلدین‏لمعه را نزد حاج آقا سیّد احمد مدّرس، رسائل را نزد آقاى مهدوى دامغانى، مكاسب را نزد حاج شیخ هاشم قزوینى، شرح اشارات را نزد حاج شیخ مجتبى قزوینى فرا گرفتم. در این بین به عتبات عالیات سفرى كردم و مدّتى نزد مرحوم حاج سیّد عبدالاعلى سبزوارى، حاج شیخ مجتبى لنكرانى و حاج شیخ باقر زنجانى تلمّذ نمودم. زمانى كه مرحوم آیةاللّه بروجردى در قم ساكن شد به قم آمدم. نزد مرحوم قاضى طباطبائى، آیةاللّه سلطانى و شیخ ابوالقاسم نحوى براى ورود به حوزه امتحان دادم. به خاطر دارم با خواندن چند سطر از مكاسب پذیرفته شدم. سطح را در قم ادامه دادم. مدّتى نزد شهید صدوقى، كه هنوز به یزد نرفته بود رسائل مى‏خواندم. در كفایه و مكاسب بیش‏تر از آقاى سلطانى بهره بردم. یكى از هم‏مباحثه‏هایم شهید فضل اللّه محلّاتى بود. با شهید سعیدى و آیةاللّه خزعلى و آیةاللّه جنّتى از مشهد آشنا بودم، در قم هم‏گاهى با آنان دیدار داشتم، به ویژه وقتى كه امام(ره) در مسجد محمدیّه كه هنوز بازسازى نشده بود، درس اصول مى‏گفت، در این درس این آقایان و آیةاللّه جعفر سبحانى، آیةاللّه مكارم شیرازى و آیةاللّه خلخالى هم شركت مى‏كردند. مدّتى هم به درس حاج سیّد محمد محقّق داماد كه در فیضیّه بود رفتم و در درس خارج آیةاللّه بروجردى نیز حضور مى‏یافتم. بحث ایشان را كه در باره لباس مشكوك بود، به صورت جزوه‏اى درآوردم و به ایشان عرضه كردم و پنجاه تومان هم جایزه گرفتم. یادم هست در جزوه‏ام از قول ایشان تقریر كرده بودم كه «على بن جعفر یختلف عند الامام سبعین سنه» كه معظّمٌ‏له قبول نكرد. از درس‏هاى شرح تجرید مرحوم شهید مطهّرى نیز استفاده بردم. در درس تفسیر مرحوم علّامه طباطبائى هم شركت مى‏كردم كه ده دوازده نفر بیش‏تر نبودیم. وقتى كه به قم آمدم بر مبناى «اطلبوا العلم من المهد الى اللحد» بیش‏تر از محضر آیةاللّه وحید خراسانى، آیة اللّه حسن زاده آملى و آیةاللّه منتظرى استفاده مى‏كردم و براى این‏كه تا اندازه‏اى از اعلمیّت مراجع دیگر اطلاع داشته باشم به پاى درس آیات عظام گلپایگانى، شیخ جواد تبریزى، مشكینى، شبیرى زنجانى، آقا سیّد محمد روحانى، بهجت، جوادى آملى، آقا محمد فاضل لنكرانى، سبحانى و مكارم هم مى‏رفتم.

ناگفته نماند كه یكى دیگر از اساتید بزرگوار من، جناب حاج میرزا جواد آقاتهرانى بود كه از درس معارف و اخلاقش بسیار بهره‏بردم. خداوند روحش را شاد فرماید.
مدّتى در مدرسه علمیّه‏اى كه حاج شیخ محمد حسین نجفى تأسیس كرده بود ادبیّات و مقدّمات را تدریس مى‏كردم. سپس در قم، حاشیه ملّا عبداللّه، معالم، جلدین لمعه و گاهى رسائل و مكاسب را درس مى‏گفتم و بعدها در ایلام، حوزه‏اى راه انداختم.
در محرّم 1327 براى تبلیغ و ترویج دین به آن سامان مسافرت كردم. پس از چندى اهالى پیشنهاد كردند كه براى همیشه در آن‏جا بمانم. گفتم: از محضر آیةاللّه بروجردى كسب اجازه بكنید. آن بزرگوار هم موافقت فرمود و امور حسبیّه را به من واگذار كرد. چون ایشان نخستین نامه را به علّت رعشه با پیچ و تاب امضا كرده بود، حاج محمد حسین احسن كه منشى‏اش بود اجازه دیگرى نوشت كه مهر آقا پاى آن است و كپى این نامه اكنون موجود مى‏باشد. بعد از این‏كه مدّتى در آن‏جا اقامت كردم، به من پیشنهاد ازدواج دادند. من هم قبول كردم. بعد از مدّتى قرار بر این گذاشتم كه ایّام تحصیل را در قم باشم و ایّام تعطیلى را در ایلام.

خاطره‏اى از درس اصول امام دارم كه بد نیست آن را ذكر كنم. امام در بین درس مطالب عرفانى و اخلاقى مى‏فرمود. روزى بعد از اتمام درس همراه یكى از دوستانم خدمتش عرض كردم در باره موضوعى كه فرمودید توضیح بیش‏ترى بفرمایید. این آیه را خواند: (...قد جاءكم من اللّه نور و كتاب مبین یهدى به اللّه من اتّبع رضوانه سبل‏السلام...)[1] بعد فرمود: به جمله (من اتّبع رضوانه) عنایت بیش‏ترى بكنید و دنبال رضاى خداوند باشید تا راه‏هاى سلام را به شما بنمایاند.

به همین منوال سال‏ها گذشت تا نهضت شروع شد و موضوع انجمن‏هاى ایالتى و ولایتى پیش آمد. اوّلین حركت مردم ایلام، در اعتراض به انجمن‏هاى ایالتى و ولایتى و حمایت از مراجع قم بود. من تلگراف را به امضاى عدّه‏اى از اهالى از جمله انجمن شهر رساندم و مخابره كردم. وقتى كه فرماندار ایلام آگاه شد، فورى رئیس انجمن شهر را فرستاد كه تلگراف را پس بگیرد. از آنان اصرار و از بنده انكار، ناچار به فرار شدم. پس از آن نیروهاى امنیّتى به رفتار و كردار بنده حسّاس شدند و مرتّب مراقب بودند و گزارش مى‏دادند و اگر منبر مى‏رفتم، كنترل مى‏كردند؛ با این حال وقتى كه براى رفراندوم در مسجدى كه خود بانى آن بودم، گرد آمدند به برنامه‏هاى‏شان اعتراض كردم.

اوّل بار در سال 1342شمسى همراه دو تن از دوستان دستگیر شدم. چون آن‏وقت ساواك در ایلام اداره نداشت، شهربانى مرا به كرمانشاه اعزام كرد.
آن موقع تیمسار مرادى رئیس ساواك بود. چون بار اوّل بود كه بازداشت مى‏شدم زود آزادم كردند. زمانى كه دستگیر شدم مردم ایلام بسیار متأثّر شدند. از این رو، استقبال با عظمتى از بنده به عمل آوردند.
بعدها كه اعلامیّه‏هایى از قم مى‏رسید، آن‏ها را در مسجد جامع آشكارا براى مردم مى‏خواندم، مخصوصاً آن اعلامیّه‏اى كه امام «شاه دوستى» را آدم كشى و غارت‏گرى خوانده بود.

دومین بارى كه ساواك مرا بازداشت كرد وقتى بود كه در حسینیّه مرحوم حائرى منبر مى‏رفتم. پس از پایان منبر شبانه دستگیر شدم. دادرس رئیس كلانترى آن وقت خیلى هتّاكى كرد. سرانجام همراه چند مأمور مرا به كرمانشاه فرستادند. در آن‏جا بعد از تحمّل شكنجه و كتك مفصّل، روانه زندان شدم. مدّتى در زندان بودم تا با قید كفالت موقّتاً آزاد شدم. دادسراى نظامى مرا به دو ماه زندان محكوم كرد. در پانزدهم خرداد 1342 در زندان بودم كه ماجراى قیام مردم را شنیدم.

در سال 1357شمسى بار دیگر دستگیر شدم. مرا از ایلام به تهران فرستادند و به زندان كمیته شهربانى تحویل دادند. بعد از دستگیرى بنده عدّه‏اى از جوان‏ها در مسجد جامع ایلام متحصّن شدند، هر چه استاندار تلاش كرد متفرّق نشدند، سرانجام مأموران حمله كردند و عدّه‏اى را دستگیر كردند و به خرّم‏آباد فرستادند و در آن‏جا زندانى كردند؛ شایان توجّه است كه چندین نفر از مردم دلیر ایلام در این راه‏پیمایى‏ها، به شهادت رسیدند و با خون پاكشان انقلاب را آبیارى كردند.

مدّتى در این زندان به سر بردم و با كسانى چون شهید حاج شیخ مهدى شاه‏آبادى آشنا شدم. بعد از مدّتى به زندان اوین منتقل شدم. حدود بیست روز در سلّول انفرادى به سر بردم. ماه مبارك رمضان بود كه جریان هفدهم شهریور و میدان شهدا(ژاله سابق) اتّفاق افتاد. سپس به بند چهار زندان عمومى فرستاده شدم، در همان موقع آقایان هاشمى رفسنجانى، منتظرى و طالقانى در بند سه زندان بودند كه آن‏جا با آقایان محمد آل اسحاق، موسوى، آقاى ابراهیمى، سیّد جلال طاهرى و عدّه‏اى دیگر آشنا شدم. پس از آزادى از زندان به ایلام آمدم. مبارزات شدّت گرفته بود. یك شب بچّه‏ها به خیابان ریختند و این شعار را مى‏دادند:

ایران شده فلسطین  مردم چرا نشستین؟

از مهم‏ترین خاطراتم مى‏توانم به سخن‏رانى حضرت امام در مدرسه فیضیّه اشاره كنم كه در خطاب به شاه فرمود: مى‏دهم از مملكت بیرونت كنند!
هم‏چنین سفر به عتبات عالیات از بهترین خاطره‏هاى آن دوران است، چون بدون هیچ تشریفاتى مى‏توانستیم به آن‏جا سفر كنیم. زمانى‏كه امام در نجف مشرّف بود، موفّق شدم چندین ماه در درس ایشان شركت كنم. گاهى به درس آیةاللّه‏حكیم، آیةاللّه خوئى و آیةاللّه سبزوارى مى‏رفتم. گفتنى است از برادرم حاج شیخ على‏اصغر مروارید كه در صف اوّل مبارزان بود، در خصوص بعضى مسائل آگاهى مى‏گرفتم و به سفارشات ایشان عمل مى‏كردم و یك بار هم همراه ایشان به عتبات رفتم.

در یكى از روزهاى مبارزه با طلبه‏اى قمى به نام سلیمى به روستاى هفت چشمه رفتم. قصد داشتم در آن‏جا مجلسى تشكیل دهم، ژاندارم‏ها با خبر شدند. روستا را محاصره كرده، تیراندازى كردند. اهالى روستا مرا به مخفى‏گاه بردند. شبانه از آن‏جا به چاله سرا رفتم و در منزل سیّد مصطفى ماندم. صبح آقاى بهادرى كدخداى محل مرا با لباس عربى سوار ماشین كرد و به ایلام برد. در ایلام هم تحت تعقیب بودم. شب‏ها تا زمانى كه در ایلام بودم در منزل دوستان و آشنایان مى‏خوابیدم. بعد به اهواز آمدم، آقاى خزعلى و مرحوم گلسرخى منبر مى‏رفتند آن‏جا فرصت منبر پیدا نكردم. به خرّم‏شهر منزل آقاى محمدى رفتم و شب در مسجد صاحب‏الزّمان منبر رفتم. زمانى به آبادان سفر كردم كه آتش سوزى سینما ركس رخ داده بود و مردم عزادار بودند. در آن‏جا سخن‏رانى كردم، به مردم آبادان تسلیت گفتم و به خاندان پهلوى نفرین كردم. از این رو، مجبور شدم خود را پنهان سازم. در این‏جا با لباس مبدّل از ایلام خارج شدم و با یكى از دوستان به آبادان رفتم. وقتى به من خبر دادند كه گروه ضربت شهربانى قصد دارد تو را ترور كند، مجدّداً به آبادان رفتم. شب‏ها در مسجد آقاى قائمى منبر مى‏رفتم. یكى از شب‏ها پس از این‏كه از مسجد بیرون آمدم مأموران به سوى یك دستگاه تانك راهنمایى‏ام كردند، از تانك بالا رفتم. چند سرباز نشسته بودند. بین آنان نشستم. گفتند: برو داخل تانك. چند نفر سرباز هم داخل تانك بودند. تانك به راه افتاد و مقابل فرماندارى نظامى ایستاد. فرماندار وقت، تیمسار اسفندیارى بود. تا از تانك پیاده شدم یك گروهبان قوى مرا زیر لگد و سیلى و دشنام‏هاى ركیك خویش گرفت. بعد مرا نزد فرماندار بردند. گفتم: فكر نمى‏كنم شما دستور داده باشى كه چنین رفتار كنند. گفت: چه مى‏گویى، چون به شاه توهین كردى و احساس سربازها را تحریك كردى، مى‏خواستند تو را بكشند، من نگذاشتم. آن شب بازداشت شدم. فردا با چند مأمور مرا به اهواز فرستادند و در اهواز رهایم كردند. به آبادان برگشتم. بعد به خرّم‏شهر رفتم و در مسجد بازار منبر رفتم. در پایان منبر گفتم: این شعار را با من بدهید:

ما دین نبى خواهیم
ما شاه نمى‏خواهیم

جمعیّت یك‏پارچه با من هم كلام شد و این شعار را فریاد كرد.

1. تمام همّ این جانب این بود كه انقلاب پیروز شود و شكست نخورد، امّا در خصوص ساختار حكومت چیزى به ذهنم خطور نمى‏كرد. اوّل بار كه شنیدم در قم شعار «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى» سر مى‏دهند با خود عهد كردم كه در راه تحقّق این آرزو بكوشم. بعد از پیروزى هم هر كجا مى‏رفتم تلاش مى‏كردم كه تفهیم كنم این نظام براى ما از گذشته بهتر است كه - بحمداللّه - مردم هم درك كردند.
2. بعد از انقلاب با فرمان امام جهاد سازندگى تشكیل شد. چون به كارهاى آبادانى و عمرانى علاقه داشتم، به نمایندگى از سوى روحانیّت در جهاد سازندگى ایلام مشغول به خدمت شدم.

مدّتى در سیستان و بلوچستان و مدّتى هم در كردستان روحانى جهاد بودم. بیش‏تر میل داشتم به مناطق محروم خدمت كنم. یك مدّت هم در تهران در واحد فرهنگى بنیاد شهید در تجهیز مدارسِ شاهد همكارى داشتم.
این‏جانب از حوزه انتخابیّه استان ایلام كه تنها یك نماینده دارد، براى میان دوره دور اوّل مجلس خبرگان رهبرى انتخاب شدم.
آیت اله محمد تقی مروارید، نماینده سابق مجلس خبرگان رهبری، دعوت حق را لبیک گفت.

به گزارش بولتن نیوز، ایشان ، نماینده امام در جهاد سازندگی ایلام بوده اند

مراسم تشییع در روز سه شنبه، ساعت 9 صبح از حوزه علمیه ایلام به طرف بهشت رضا این شهر آغاز خواهد شد. و مراسم ختم، عصر همان روز، و صبح و عصر چهارشنبه در مسجد جامع ایلام برگزار خواهد شد.


379/2/10 1. مائده(5) آیه‏هاى 15 - 16.

+ نوشته شده در دوشنبه 1391/08/01ساعت 9:57 قبل از ظهر توسط سامان |

خودتان را معرفی کنید؟ 
سید مرتضی حسینی هستم، نماینده مردم قزوین، تحصیلاتم حوزوی است و فعلا هم نماینده هستم.

از کدام شخصیت فرهنگی الهام می‌گیرید؟ 
از مقام معظم رهبری الهام می‌گیرم و فرد دیگری را الگو قرار نمی‌دهم.

آیا کمیسیون فرهنگی گزینه اول شما بود؟ 
گزینه اول من کمیسیون امنیت بود. من دو تا گزینه داشتم و هر دوی آن‌ها پر شده بود، به همین دلیل به این کمیسیون آمدم.

نیاز فرهنگی نسل جوان را چقدر می‌شناسید؟ زیاد / کم / متوسط 
متوسط

آخرین کار فرهنگی که کردید؟ 
کار ما همیشه فرهنگی بوده است.

با خانواده به سینما می‌روید؟ 
تا امروز که نرفته‌ام. سینما یک بار رفته‌ام و آن هم برای دیدن همین فیلم بوده است که بروم و ببینم چه فیلمی است.

نویسنده محبوب شما؟ 
مقام معظم رهبری.

در جبهه انقلاب اسلامی در شعر، چند نفر را می‌شناسید؟ 
خیلی علاقه به این وادی ندارم اما آنهایی که مقام معظم رهبری تایید می‌کنند را دوست دارم و آن‌هایی که مقام معظم رهبری مورد تایید قرار می‌دهند را ما نیز تایید می‌کنیم.

در ادبیات چطور؟ 
در ادبیات نیز همین‌طور.

در سینما چطور؟ 
در سینما نیز همین‌طور.

تعریف شما از جنگ نرم چیست؟ 
جنگ نرم مانند موریانه‌ای است که بدون دردسر در ظاهر پیش می‌آید و خورنده اعتقادات و فرهنگ جامعه اس

+ نوشته شده در چهارشنبه 1391/07/26ساعت 1:20 بعد از ظهر توسط سامان |

کارخانه ذوب آهن آرسلور میتال در شرق فرانسه (درمنطقه فلورانژ) با تصمیم مسئولان این شرکت تعطیل می شود و تصمیم قطعی مسئولان به کارگران این واحد ابلاغ شده است.
به گزارش مونیتورینگ اخبار خارجی واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه تلویزیونی بی اف ام تی وی فرانسه، ادوار مارتن از نمایندگان اتحادیه های کارگری این شرکت گفت تصمیمی که مسئولان گرفته اند در مقایسه با توافقی که با دولت انجام داده بودند، بسیار وخیم تر و فاجعه بارتر است.
پس از این تصمیم کارگران خشمگین، کارخانه ذوب آهن را اشغال کردند. از دوهزار و پانصد کارگر، ششصد نفر بیکار خواهند شد و تعداد کمی از آنان امید به یافتن کاری در منطقه دارند.
مسئولان آرسلور میتال شصت روز به دولت مهلت داده اند سرمایه گذاری را برای خرید این کارخانه پیدا کند.
کارگران می گویند این تصمیم پیامدهای فاجعه آمیزی برای منطقه خواهد داشت.
برخی ها می گویند تنها راه حل برای نجات این شرکت، ملی کردن کارخانه است اما ارنو مونتبور وزیر ارتقاء صنایع چنین تصمیمی را منتفی می داند و می گوید دولت به دنبال سرمایه گذار احتمالی است. مسئولان آرسلور میتال در شانزدهم اکتبر آینده درباره آینده کاری کارگران مذاکره خواهند کرد.
ژان مارک وکرن یکی از نمایندگان اتحادیه کارگری آرسلور میتال گفت تصمیمی که از همه کمتر دردآور است این است که سرمایه گذار احتمالی بخواهد همه کوره ها را خریداری کند. ما شنیده ایم سرمایه گذار احتمالی فقط به دنبال خرید بخش مایعات کارخانه است. راه حلی دیگر وجود ندارد. این کارخانه سودآوری دارد اما معلوم نیست چرا آن را تعطیل می کنند.
نمایندگان اتحادیه های کارگری می گویند مسئولان علنا با کارگران اعلام جنگ کرده اند.

+ نوشته شده در سه شنبه 1391/07/11ساعت 5:51 بعد از ظهر توسط سامان |

حدود 300 هزار میلیارد تومان نقدینگی در کشور وجود دارد که بخش عمده آن در اختیار عده معدودی است که اصلا اهل تولید و کارآفرینی نیستند و هر کاری که سود بیشتری داشته باشد به سمت آن هجوم می برند. یک زمان خودرو به تعداد فراوان پیش خرید می کردند و زمان دیگر به بازار مسکن روی آورده بودند و حال هم در بازار سکه و ارز فعالیت می کنند.

+ نوشته شده در دوشنبه 1391/07/10ساعت 9:8 بعد از ظهر توسط سامان |

تاریخ خبر :02/06/1391
منبع خبر: روزنامه NEUE ZURCHER ZEITUNG منتشره در زوریخ
مصاحبه گر: کريستف نوفر
متن خبر :
روزنامه فوق در خصوص برنامه هسته اي ايران با اکبر اعتماد اولين رئيس سازمان انرژي اتمي ايران که تحصيل کرده پلي تکنيک زوريخ است مصاحبه اي انجام داده که بشرح زير است:
س: آيا براي شما ساده بود که در سال 2001 به ايران باز گرديد در حاليکه از بسياري از ايراني ها که ايران را در سال 1979 ترک کردند شنيده مي شود که ما هرگز به ايران باز نمي گرديم ؟
ج: اين ايراني ها بودند که مرا دعوت کردند تا به ايران باز گردم. من هم به آنها گفتم که من به اين شرط به ايران باز مي گردم که با برنامه هسته اي هيچ کاري نداشته باشم. من گفتم که بعنوان يک فرد آزاد و مستقل به ايران مي آيم و آنها نيز پذيرفتند.
س: آيا رژيم ملاها هرگز تلاش نکرد تا از دانش شما بهره بگيرد؟
ج: چرا. آنها مي خواستند نظر مرا بعنوان مشاور مسئولين برنامه هسته اي جلب کنند ولي من پاسخ منفي به آنها دادم. من هرگز نمي خواهم مشاور بشوم و مي خواهم آزاد باشم. البته اگر آنها عقيده مرا درباره اين و يا آن موضوع خاص بدانند آنوقت نظرم را مي دهم.
س: شما کلا چگونه درباره رژيم ملاها فکر مي کنيد؟ شما چگونه با آنها کنار مي آئيد و چگونه با آنها کار مي کنيد؟
ج: رژيم به من هيچ ارتباطي ندارد. براي من ايران بعنون کشورم مطرح است. من ايران را دوست دارم. من کشورم و مردم آنرا دوست دارم. من با مردم کشورم زندگي مي کنم و هيچ تفاوتي برايم ندارد که چه کسي بر آن حکومت مي کند.مسلما کساني که بر کشور حکومت مي کنند مشکلاتي را براي مردم ايجاد مي نمايند. ولي من در اين امر دخالتي نمي کنم.
س: يعني اين يک معامله است: شما آنها را به حال خود مي گذاريد و آنها هر کاري که مي توانند در ايران انجام مي دهند؟
ج: دقيقا. آنها به من احترام مي گذارند و من بايد منصف باشم. آنها به من مي گويند که تو در گذشته شغل خود را بخوبي انجام دادي و آنها فعاليت هاي گذشته مرا که آنها را امروز به اينجا رسانده است به رسميت مي شناسند.خيلي ساده بگويم، آنها به من احترام مي گذارند، نه کمتر و نه بيشتر.
س: رژيم ايران وجهه بسيار بدي در غرب دارد زيرا غرب بر اين باور است که ايران مي خواهد بمب اتمي بسازد. آيا اين موضوع درست است؟
ج: بله، اين موضوع که غرب مي گويد که ايران مي خواهد بمب اتمي بسازد درست است. ولي اين موضوع که ايران مي خواهد اين کار را بکند درست نيست.موضوع از اين قرار است: غرب معاهده منع گسترش سلاح هسته اي را بوجود آورده ولي همين غرب خود به آن احترام نمي گذارد. روح اين معاهده نيز اين است که تا زمانيکه تو به تعهدات خود عمل کني، تا زمانيکه ايران بمب اتمي نساخته تا آن زمان ايراني ها مي توانند هر کار ممکني را با فناوري هسته اي انجام دهند. اين قرارداد بين المللي حتي از اين هم فراتر مي رود و مي گويد آنهائي که فناوري هسته اي را در اختيار دارند موظفند آنرا در اختيار تو هم قرار دهند. ولي آنها اين فناوري را در اختيار ايران قرار نمي دهند و آنهم تحت اين بهانه که زيرا اگر ما به تو اين فناوري را بدهيم مي خواهي با آن بمب اتمي بسازي. ولي اين امر مرا شگفت زده مي سازد زيرا از چه زماني در يک قرارداد به سوء ظن ها استناد مي شود. اين سوء ظن در خصوص ايران وجود دارد ولي فقط يک سوء ظن است.
س: آيا شما مي دانيد که در گذشته آمادگي هائي براي بمب وجود داشته است؟
ج: خير. ما در گذشته هرگز آمادسازي براي ساخت بمب اتمي انجام نمي داديم. ولي در سابق که من مسئوليت برنامه هسته اي را داشتم اينگونه فکر مي کردم که اين وظيفه من است که همه گونه آزمايشات را باز بگذارم.
س: اين به آن معناست که شما اجازه داشتيد تحقيقات در زمينه گزينه ساخت بمب را نيز انجام دهيد؟
ج: ما آن زمان غني سازي اورانيوم را با ليزر آغاز کرديم.اين امر آن زمان بسيار مدرن به حساب مي آمد. ما اين کار را مي کرديم ولي اين به آن معنا نبود که مي خواهيم بمب بسازيم. خيلي ساده تر بگويم، هيج دولتي يک شبه تصميم نمي گيرد که که فردا بمب اتمي مي بسازد. خير، اين موضوع يک موضوع سياسي است. اگر شما احساس کنيد که نياز به اين بمب داريد و امنيت شما در خطر قرار دارد آنوقت اقدام به ساخت سلاح اتمي مي کنيد. متاسفانه من بايد اين واقعيت را به شما بگويم که ايران امروز هيچ برنامه اي براي ساخت بمب اتمي ندارد ولي اگر فشارها از سوي غرب ادامه پيدا کند آنوقت آنها هستند که ايران را مجبور مي سازند تا اقدام به ساخت بمب اتمي کند. ايراني ها احساس مي کنند که که به بمب اتمي نياز دارند تا قدرت در منطقه خاورميانه باشند. اسرائيل، پاکستان، هند و روسيه يعني همه کشورهايي که ما در ميان آنها قرار داريم بمب اتمي دارند. و ايران اگر واقعا از سوي غرب بيشتر تحت فشار قرار گيرد آنوقت بمب اتمي را مي سازد و من بر اين عقيده ام که اين حق را هم دارد.چرا اسرائيل، پاکستان و هند اجازه دارند بمب اتمي بسازند و غربي ها نيز با آنها همکاري مي کنند در حاليکه آنها هرگونه ارتباطي را با ايران قطع کرده اند و آنهم بخاطر اين سوء ظن که شايد ايران بخواهد بمب اتمي بسازد. اين اصلا منصفانه نيست.
س: اين موضوع مسلم است که ايران تا سال 2003 برنامه هسته اي نظامي داشته ولي از آن سال به بعد آنرا متوقف نموده است. و امروز براي کارشناسان روشن شده که ايران همه وسائل لازم را براي ساخت بمب اتمي دارد ولي هنوز تصميم براي اين امر اتخاذ نشده است. درست است؟
ج: بله و نه. اين موضوع که ايراني ها تا سال 2003 برنامه هسته اي نظامي داشته اند درست نيست. اين درست نيست و فقط سازمانهاي امنيتي آمريکا اين ادعا را مي کنند. آن زمان ايراني ها حتي نمي توانستند روياي ساخت بمب را هم در سر داشته باشند. ولي اين موضوع که ايراني ها امروز تاکيد مي کنند که ما حق داشتن همه فناوري ها را داريم درست است. و اين هم درست است که ايراني ها تصريح مي نمايند که ما همه فناوريها را مي توانيم در کنار يکديگر داشته باشيم. ولي ما تصميم نگرفته ايم که بمب اتمي بسازيم. مانند وضعيت در آلمان و ژاپن است يعني آنها قابليت ساخت بمب اتمي را دارند ولي اين کار را نمي کنند زيرا نيازي به آن ندارند. وضعيت ايران هم دقيقا همينطور است. يعني آنها تا زماني که به آن نياز نداشته باشند آنرا نمي سازند و اگر ضرورتي ايجاد کند آنرا خواهند ساخت. اين موضوع نسبتا روشن است، اين طور نيست؟ چرا يک کشوري در خاورميانه مانند ايران نبايد ايزار لازم که با آن از خود دفاع نمايد را نداشته باشد؟
س: شما تائيد مي کنيد که ايران همه ابزارهاي لازم را در کنار هم قرار مي دهد و آماده سازي هاي لازم را مي کند تا آماده باشد که در صورت اتخاذ تصميم بتواند بمب اتمي را بسازد. درست است؟
ج: نه، کاملا. اين درست است که ايران تحقيقات را در زمينه هاي مختلف انجام مي دهد. و در اين زمينه ها نيز مرزي وجود ندارد و براساس معاهده منع گسترش سلاح هسته اي نير اين حق را دارد. اينکه چرا اين کار را مي کند من نمي دانم زيرا من نمي توانم مغز حکام کشورم را بخوانم .
س: وقتي آدم با رابرت کلي رئيس سابق بازرسان آژانس صحبت مي کند تاکيد مي نمايد که شما به مرکز غني سازي اورانيوم نطنز نگاه کنيد، اين مرکز خيلي بزرگتر از يک مرکز براي برنامه هسته اي غير نظامي است و آن بايد براي کار ديگري باشد. ضمنا شما براي آنکه با بيماري سرطان نيز مبارزه کنيد نيازي به غني ساري اورانيوم در غلظت بالا تا اين حد نداريد. پس قضيه از اين قرار است که ايراني ها نمي دانند چه کاري مي کنند و يا اينکه موضوع بزرگتري را در سر دارند يعني يک برنامه هسته اي نظامي. شما در اين زمينه چه مي گوئيد؟
ج: اولا در مرکز نطنز اورانيوم در حد بالا غني سازي نمي شود و حداکثر غلظت اورانيوم غني سازي شده در آنجا بين 4 الي 5 درصد است. چنين اورانيوم غني سازي شده اي را فقط براي سوخت نيروگاه اتمي مي توان بکار گرفت. اين در مورد نطنز. بعدا نياز به سوخت لازم براي نيروگاه تحقيقاتي تهران است. براي توليد اين سوخت نياز به اورانيوم غني سازي شده تا غلظت 20 در صد است. ايراني ها در سراسر جهان از هر کشوري که ممکن بود درخواست خريد اين سوخت را کردند ولي هيچ کشوري حاضر نبود تا آنرا در اختيارشان قرار دهد. اين درحاليست که اين نيروگاه براي استفاده پزشکي از اهميت بالائي برخوردار است. ايراني ها آنوقت گفتند اگر شما اين سوخت را در اختيار ما نمي گذاريد پس ما خودمان آنرا توليد مي کنيم. آنها اينک در مرکز فردو اورانيوم را تا 20 درصد غني سازي مي کنند. اين اورانيوم با اين غلظت براي اين نيروگاه تحقيقاتي ضرورت دارد. اگر غرب حاضر نشود تا با ايران همکاري کند آنوقت ايراني ها مرتبا پيش تر خواهند رفت. زماني آنها متوجه خواهند شد که ما همه ابزار لازم را براي ساخت بمب در اختيار داريم.
س: يعني شما مي گوئيد که تنها فشار غرب ايران را مجبور مي کند تا بمب اتمي بسازد؟
ج: بله، کاملا همينطور است.و غربي ها هيچ حقي ندارند که در اين زمينه اعتراض کنند. آنها مي بايست با ايران همکاري مي کردند. و دقيقا اين کار تنها راه درستي است که بتوان از ساخت بمب اتمي از سوي ايران جلوگيري بعمل آورد.
س: شما صحبت از همکاري با ايران مي کنيد. به نظر شما راه حل چيست؟ غربي ها در کجا بايد همکاري کنند؟
ج: من يک مثال براي شما مي زنم. در زمان من، ايراني ها ده درصد از سهام مرکز غني سازي اورانيوم يوروديف فرانسه را در اختيار داشتند. يعني ما در ده درصد در توليدات اورانيوم اين مرکز سهم داشتيم. من آن زمان خودم قرارداد آنرا امضا کردم. آنوقت چه شد؟ پس از پيروزي انقلاب در ايران فرانسوا ميتران رئيس جمهور فرانسه شد. وي يکباره گفت که درست است که ايران ده درصد در اين نيروگاه سهيم است ولي ما به آن اجازه نمي دهيم که توليدات اين مرکز به آن داده شود. وقتي شما اينگونه با ايران رفتار کنيد آنوقت اين کشور خود بايد آستين ها را بالا بزند. و امروز دقيقا همين کار را مي کند زيرا فرانسه ورود آنرا به اين مرکز ممنوع کرد.
س: ما امروز اين مذاکرات بدون پايان در استانبول، بغداد و مسکو را شاهد هستيم. آدم زماني اين احساس را پيدا مي کند که اين امر به بازي موش و گربه تبديل شده است. شما خروج از اين بن بست را در کجا مي بينيد؟
ج: آنچه من مي توانم به شما بگويم آن است که کاري که غرب مي کند غير قانوني، مغاير با معاهده منع گسترش سلاح اتمي و ضمنا داراي نتيجه معکوس است. شما مي گوئيد که آنها مي خواهند مانع از آن شوند که ايران بمب اتمي را بسازد ولي من مي گويم که آنها ايران را بر آن مي دارند تا بمب اتمي را بسازد. اين يک نکنه است. چگونه مي توانيم از اين بن بست خارج شويم؟ من هيچ راهي را نمي بينم. من معتقدم که در حال حاضر اصلا موضوع به اتم ربطي ندارد. نه، غربي ها از ايران ترسي ندارند. آنها اين بهانه را پيدا کرده اند تا تحريم ها را عليه ايران اعمال کنند و فشار بر آنرا افزايش دهند.
س: پس هدف غربي ها چيست؟
ج: اگر مسئله اتمي هم وجود نداشت آنها موضوع ديگري را پيدا مي کردند. امروز مشکل در اينجاست که ايران موضعي را اتخاذ کرده که غرب نمي تواند آنرا قبول کند. اين يک مبارزه است و ادامه دارد. من هيچ راه حلي را در وضعيت فعلي نمي بينم.
س: يعني اگر بگونه ديگري بخواهيم بگوئيم، فقط گزينه جنگ باقي مي ماند؟

+ نوشته شده در چهارشنبه 1391/07/05ساعت 6:13 بعد از ظهر توسط سامان |

شرایط امروز جامعه ما و آمار و ارقام نشان می‌دهد جامعه ما به دلیل بروز موارد غیر اخلاقی ، خلاف عرف و قانون ، جامعه ای است که به خط قرمز نزدیک شده و گاه پژوهشگران و جامعه‌شناسان موارد اتفاق افتاده در جامعه را شبیه جامعه ای می‌دانند که در حال سقوط اخلاقی است .


 احتمالاً تا به حال از کنار مدرسه راهنمایی و یا ابتدایی به هنگام تعطیلی رد شده‌اید ، و ملاحظه کرده‌اید که چقدر راحت دانش آموزان  اعضای خانواده هم را آماج الفاظ رکیک و فحش‌های ناموسی قرار می‌دهند و پدران و مادران خود را با آن فحش‌ها نوازش می‌کنند و بر روی این فحش و کلمات زننده نام شوخی می‌گذارند ، البته این فاجعه غیر اخلاقی فقط در بین دانش آموزان نیست و این پدیده‌ زشت در بین برخی دانشجویان ما هم رواجی نسبی پیدا کرده است .

بحران وضع اخلاق اجتماعی ما به این موارد ختم نمی‌شود و روز پنج شنبه 11 خرداد ، خبر سومین فرزندکشی آن هم در شمال غرب کشور طی سه ماه مخابره شد ، قتل‌هایی که به بدترین نحو رخ داده ، فقط یکی از این قتل‌ها به وسیله  وصل  کردن مقتول به سیم برق اتو  رخ داده و کودکی را قربانی کرده بود.

امروزه جامعه ما با شیب قابل ملاحظه ای در حال سقوط اخلاقی است .  به مواردی از آمارها و واقعیت‌های جامعه توجه کنیم :

  پزشکی قانونی اعلام کرده که روزانه 3 ایرانی با سلاح سرد کشته می‌شوند و به طور متوسط در هر سال یک هزار و 119 نفر به وسیله این سلاح کشته شده‌اند.


 همچنین از هر 1000 نفر ایرانی، هر سال 8 نفر به دلیل نزاع به پزشکی قانونی مراجعه می‌کنند.(2)

بر اساس پژوهش‌های یک پژوهشگر ماهانه ۱۳ زن به دلیل اعتیاد جان خود را از دست می‌دهند . (3)

آخرین آمارهای ثبت احوال نشان می‌دهد که در سال 1390، تعداد 142 هزار و 841 واقعه طلاق به ثبت رسیده که نسبت به مدت مشابه سال قبل 4.1 درصد افـزایش داشته است.(4)

یک منبع آگاه در سازمان تربیت بدنی از شناسایی 436 ورزشکار مرد که به واسطه نوع آرایش و پوشش از آنان به عنوان ورزشکاران زن نما یاد می‌شود خبر داد.(5)

فرمانده «ناجا»نیز از ثبت  900 پرونده تجاوز در سال 90 خبر داد ،  به گفته فرمانده ناجا، حدود 40‌درصد آمار تجاوز مربوط به زنان و 60‌درصد مربوط به لواط است که معمولاً علیه افراد زیر 15 سال و با اغفال صورت می‏گیرد.(6)


این آمارها نه ساختگی است و نه توسط بی بی سی گفته شده ، تمام موارد بالا را مسئولین کشورمان گفته‌اند . این‌ها واقعیت‌های امروز جامعه ماست که نمی‌توان از آن‌ها چشم پوشی کرد. در کدام دهه بعد از انقلاب شاهد این همه طلاق بودیم ؟ چه هنگامی آمار معتادان – فقط حرفه ای – ما این قدر بوده است ؟(7)

خیانت‌های خانوادگی و تن فروشی و دختران فراری(8) ، چه هنگام این قدر رواج داشته است ؟ آیا این ناشی از سیاست‌های غلط اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی است یا ما اکنون داریم میوه سیاست‌های غلط دهه اخیر را می چینیم ؟

 

  در حال حاضر با   74 میلیون و 961 هزار و 702جمعیت 16 میلیون پرونده قضایی داریم! که اگر برای هر پرونده حداقل 2 نفر طرف دعوا را در لحاظ کنیم ، این بدان معناست  که در حال حاضر 32 میلیون نفر از جمعیت ایران در حال نزاع قضایی با یکدیگرند!

 

تعداد پرونده های قضایی در سال 86 ، هشت میلیون پرونده بوده که طبق گفته معاونت پیشگیری از وقوع جرم ، این رقم سال 89 به 16 میلیون پرونده می‌رسد. یعنی در کمتر از سه سال پرونده های قضایی دو برابر شده است (9)این تنها یک عدد نیست که از 8 میلیون به 16 میلیون تبدیل شود بلکه این عدد از منظر جامعه‌‌شناختی شاید اهمیتش به مراتب بیشتر باشد.


حرمت زنان در جامعه آن گونه که باید محفوظ نیست، آمار تجاوز به زنان در جامعه ( صرفاً تاکید بر تجاوز به عنف نیست و شامل تعدی های خیابانی و ... است ) در حد هشدار است ، شیوع پدیده دوستی‌های خیابانی و ارتباط دختر و پسر که به میانگین سنی پایین رسیده چرا این قدر زیاد است  (10) 

 

مگر روزی از همین دختران به عنوان نوامیس خودمان دم نمی‌زدیم ، تیتر چند خبر از این فجایع موید این گفته‌هاست : روزنامه جام جم در روز 11 خرداد گزارش داد که ، 3 جوان که پس از ارتباط با دختران کم سن و سال، آن‌ها را فریب داده و با تهیه فیلم‌های غیراخلاقی، اخاذی می‌کردند دستگیر شدند.

همچنین خبرگزاری فارس در تاریخ 3 خرداد خبر از دستگیری کنتور نویس جعلی که به زنان خانه دار تجاوز می‌کرد داد .

 

چند سال است که حسگرهای اجتماعی ما ضعیف شده است و مردم دیگر توجهی به این آمار نمی‌کنند ، کمتر شخصی می‌تواند با ارائه آمار مستند و مستدل ، کسی را قانع کند که جامعه ما در حال نزدیک شدن به خط قرمز است . آمار و ارقام بالا نشان می‌دهد که زنگ خطر به صدا درآمده است . باید فکری کرد ! جامعه‌شناسان برجسته و صاحب نظران باید این موضوعات را کالبد شکافی کنند ، دست از دعواهای سیاسی برداریم .


مشکل مهم جامعه امروز ما این نیست که آمار انواع و اقسام کارهای خلاف زیاد شده است و در حد انفجار قرار دارد، بلکه مشکل این است که مردم در قبال این موضوع حساس نیستند .

 

چندی پیش دیدیم در حادثه تروریستی فرانسه که به قتل سه دانش آموز یهودی منجر شد چگونه شهروندان فرانسوی با نصب پلاکاردها و تظاهراتی به این حادثه عکس‌العمل نشان دادند  و چه موج عظیمی در اعتراض به آن حادثه بلند شد.

 

این مورد را با همین حادثه اخیر خرمدره مقایسه کنید . به جز چند کلمه آخی ، بمیرم الهی و یا در بهترین حالت خدا خیرشان ندهد تمام شد .

 

تا انگیزه لازم از طرف اجتماع فراهم نشود این موارد پابرجاست . جامعه پیشرفته جامعه ای نیست که بتواند روزی یک ماهواره به فضا پرتاب کند یا برج‌های آنچنانی داشته باشد و یا مسئولینش به فکر نجات بشریت باشند ! و  روزی در کشورها و کنفرانس‌های لوکس دنبال گفتگوی تمدن‌ها و امروز در کشورهای امریکای لاتین در فکر نجات جهان از یوغ امپریالیسم جهان خوار باشند .

 

جامعه پیشرفته جامعه ای است که در آن علوم انسانی سرآمد باشد نه اینکه هر جامعه شناس و پژوهشگری اگر آمار صحیحی بدهد همگی به آن حمله کنیم و فوری انواع و اقسام اتهامات را به وی بچسبانیم . (11)

 

جامعه ای پیشرفته است که بتواند ریشه بسیاری از نزاع‌های خیابانی و بیهوده را کشف کند ، مسئولی مسئول است که بجای اینکه بگوید : " آستانه تحمل مردم پایین آمده " این مورد را ریشه یابی کند .


در آخر ذکر داستانی را مکمل موضوع بالا می‌دانم: شبی سارقی در حال سوراخ کردن مکانی بود ، شخصی از او پرسید که چکار می‌کنی ؟ گفت دارم طبل می‌زنم. گفت پس چرا صدای طبل نمی‌آید؟ گفت صدایش صبح درمی‌آید. صدای وضعیت فعلی جامعه هم بعداً به شکل فاجعه آمیزی درمی‌آید.


پی نوشت ها:

 

2-      پزشکی قانونی: روزانه 3 نفر با سلاح سرد کشته می شوند

http://www.asriran.com/fa/news/173992

3    3-      مرگ ماهانه ۱۳ زن به دلیل اعتیاد

http://www.majidabhari.ir/newspaper/?p=199

4-      4- جدیدترین آمار ازدواج و طلاق در کشور

http://www.alef.ir/vdciwyazvt1aww2.cbct.html?157558

  5-5-      استفاده 436 ورزشکار مرد در کشور از لباس و آرایش زنانه

http://www.alef.ir/vdcdss09.yt05k6a22y.html?67353

6-     6-    روزنامه شرق ، شماره 1542 چهارشنبه,10 خرداد 1391

7-  7-      اعلام آمار رسمی تعداد معتادین حرفه‌ای ایران

http://aftabnews.ir/vdcjymeh.uqet8zsffu.html

  8- 8-      نبود آماری دقیق از تعداد دختران فراری در ایران

http://aftabnews.ir/vdcgyn9y.ak9wq4prra.html

9-      9-    در کمتر از سه سال پرونده های قضایی دو برابر شده است http://www.khabaronline.ir/Images/Kind/1.png

http://www.khabaronline.ir/detail/192581/

  10 10-  آمار قابل تامل/ ۸۰ درصد دختران دبیرستانی دوست پسر دارند!

http://jahannews.com/vdchkwnzi23nqqd.tft2.html

  11- 11-  آماده ام مدارکم درباره دوستی ۸۰ درصد دختران با پسران را در اختیار مسوولان بگذارم 

http://www.khabaronline.ir/news-167751.aspx

+ نوشته شده در چهارشنبه 1391/04/14ساعت 12:8 بعد از ظهر توسط سامان |

وزیر اقتصاد ایران با استناد به آمار صندوق بین‌المللی پول تولید ناخالص ملی را حدود ۴۸۲ میلیارد دلار برآورد کرد و ایران را قدرت هفدهم اقتصاد جهانی خواند. اما کارشناسان این آمار را "ساختگی و غیر واقعی" می‌دانند.

شمس‌الدین حسینی، وزیر اقتصاد جمهوری اسلامی، با استناد به آمار صندوق بین‌المللی پول در مجلس شورای اسلامی مدعی شد که ایران در حال حاضر رتبه هفدهم اقتصاد جهان را داراست. کارشناسان اقتصادی ایران در مقابل می‌گویند که داده‌های صندوق بین‌المللی پول از سوی دولت تامین می‌شود، به‌ این دلیل نمی‌توان به این آمار استناد کرد.

موسی‌الرضا ثروتی، نماینده مجلس نهم، در گفت‌وگویی با سایت "فرارو" تاکید کرد که «بانک مرکزی با صندوق بین‌المللی پول قرارداد دارد که هر شش ماه یا یک سال آمار و ارقام خود را به این صندوق بدهد». در اصل آنچه به عنوان آمار بین‌المللی بدان استناد می‌شود همان اطلاعات دولت است که به این نهاد بین‌المللی داده شده است.

وزیر اقتصاد با اشاره به سخنان آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، گفت: «دشمنان به دنبال این هستند که نهادهای آماری ما را بی‌اعتبار کنند تا منابع دروغین آماری خود را جا بیندازند.»

محمدرضا پازوکی، کارشناس برنامه‌ریزی، آمارهای موجود ایران را شفاف نمی‌داند. وی به سایت "فرارو" گفت: «آماری که آقای حسینی ارائه کردند اگر درست باشد باید پرسید بر اساس کدام گزارش ارائه شده است. اکنون آخرین گزارش رسمی کشور که سازمان برنامه بیرون داده مربوط به سال ۱۳۸۸ است. بنابراین اگر وزیر اقتصاد معتقد است آمارها باید شفاف باشد چرا این آمارهای شفاف را به اطلاع کارشناسان و مردم نمی‌رسانند.»

آمارهای خودساخته و مشکوک

وزیر اقتصاد در حالی به آمارهای موسسات بین‌المللی استناد می‌کند که صحت و منابع اطلاعاتی آن را پوشیده نگاه می‌دارد. پازوکی گفت: «اگر آمار سازمان سیا و صندوق بین‌المللی پول قابل قبول است، پس باید به آمارهای منفی که آنها ارائه می‌دهند نیز استناد شود.»

هیچ یک از نهادهای بین‌المللی در ایران دفتری ندارند و اجازه کار میدانی نیز به نهادها و افراد مستقل داده نمی‌شود. اغلب کارشناسان در ایران خواهان انتشار اطلاعات مالی و اقتصادی از سوی وزارت اقتصاد هستند، اما در پی انحلال سازمان برنامه و بودجه هیچ نظارت مستقلی بر دخل و خرج‌های دولتی وجود ندارد.

حسینی هم‌چنین رشد اقتصادی سال ۹۰ را بالای سه و نیم درصد برآورد کرد، اما به گفته کارشناسان در خوش‌بینانه‌ترین برآوردها این رشد در سال ۹۰ زیر یک درصد بوده است. صندوق بین‌المللی رشد اقتصادی ایران در سال ۸۹ را نیز معادل یک درصد دانسته بود. در پی افزایش تحریم‌های بین‌المللی و سقوط بی‌سابقه ارزش ریال به نظر می‌رسد که هیچ کارشناسی درباره دو رقمی بودن تورم در ایران شکی نداشته باشد. بانک مرکزی نیز تورم را حدود ۲۲ درصد اعلام کرده است.

رشد ناخالص ملی و جایگاه واقعی اقتصادی ایران در جهان

بانک مرکزی علت عدم انتشار آمارهای رسمی نرخ رشد اقتصادی از نیمه دوم سال ۱۳۸۷ را اختلاف نظر با وزارت صنایع و معادن بر سر نرخ رشد بخش صنعت و معدن می‌داند.

در حالی که مسئولان اقتصادی کشور رشد نزدیک به "صفر" ایران در سال ۱۳۹۰ را به افزایش بهای حامل‌های انرژی نسبت می‌دادند و امیدوار بودند که با "تغییر الگو‌های مصرف" دوباره شاهد رشد اقتصادی باشیم، عملاَ گرانی مهم‌ترین کالاهای مصرفی جایی برای خوش‌بینی‌های اقتصادی باقی نگذاشته است.

به گفته وزیر اقتصاد، «طی ۵ سال گذشته تولید ناخالص داخلی ایران از ۲۴۱ میلیارد دلار به ۴۸۲ میلیارد دلار رسیده است که این آمار بر اساس گزارش صندوق بین‌المللی پول است».

نخستین پرسشی که کارشناسان مطرح می‌کنند این است که چرا افزایش تولید ناخالص ملی در کاهش نرخ بیکاری نه تنها بی‌تاثیر بوده، بلکه نتیجه‌ای معکوس به همراه داشته است؟

پازوکی می‌گوید: «تنها اتفاقی که در این سال‌ها افتاده واردات به شدت افزایش یافته است. یعنی واردات، نرخ رشد تورم، نرخ رشد نقدینگی افزایش یافته و نرخ رشد سرمایه‌گذاری کاهش پیدا کرده است. من بعید می‌دانم کشوری که چنین وضعیت اقتصادی دارد حتی در منطقه خود جزو قدرت‌های اقتصادی باشد.»

+ نوشته شده در شنبه 1391/03/27ساعت 9:44 بعد از ظهر توسط سامان |

میزان ترافیک اطلاعات در سال 2016 به یک و سه دهم زتابایت می‌رسد که این رقم چهاربرابر میزان کنونی است .

به گزارش شرکت سیسکو در سال 2016 ،میزان ترافیک سالانه آی پی مساوی استفاده از اطلاعات در سال‌های 1984 تا سال جاری خواهد بود.

مهم‌ترین دلایل اصلی این این افزایش، تعداد کاربران اینترنت و یارانه‌های بیشتر است.

به گزارش سیسکو در سال 2016 تعداد استفاده کنندگان از اینترنت به حدود سه میلیارد و 400 میلیون نفر خواهد رسید که این رقم حدود 45 درصد جمعیت جهان را تشکیل می‌دهد.

بر اساس گزارش سیسکو بیشترین رشد متعلق به  آی.پی ویدئو است و پیش بینی شده که 86 درصد از تمامی ترافیک اطلاعات در سال 2016 به این بخش اختصاص خواهد یافت.

سیسکو در نخستین گزارش خود در سال 2007 پیش بینی کرده بود که ترافیک آی پی تا سال 2011 به حدود 28 و چهار دهم اگزابایت در هر ماه خواهد رسید که این میزان از رقم واقعی -سی و هفت درصد - حدود هفت درصد بیشتر بود

+ نوشته شده در جمعه 1391/03/19ساعت 11:18 قبل از ظهر توسط سامان |

بررسی یک موسسه آلمانی آزمایش اقلام مصرفی، ویروس‌یاب‌های رایگان همراه با دیوار آتش (فایروال) ویندوز 7 می‌توانند به شکل مناسبی حفاظت از رایانه‌تان را در برابر تهدیدهای اینترنتی بر عهده بگیرند.

خبرگزاری آلمان از برلین گزارش داد، بنیاد وارنتست (StiftungWarentest) چهارده بسته امنیتی و چهار برنامه رایگان ویروس‌یاب را مورد آزمایش قرار داد.

رایانه‌های کم‌توان‌تر بیش از همه از ویروس‌یاب‌های رایگان بدون فایروال سود بردند، زیرا از همان فناوری گزینه‌های گران‌قیمت‌تر استفاده می‌کنند. البته این گزینه‌ها قدرت محاسبه‌گری بیشتری دارند و حافظه کمتری مصرف می‌کنند.

مجله آلمانی تست گزارش داد، فایروال ویندوز 7 بهتر از فایروال‌های دیگر برنامه‌های تجاری کار می‌کند. 

آزمایش‌کنندگان بین برنامه‌های ویروس‌کش رایگان آویرا (Avira) را بهترین برنامه دانستند و پس از آن به ترتیب Avast، AVG، نسخه رایگان 2012 و ضروریات امنیتی مایکروسافت را بهترین برنامه‌ها دانستند.

+ نوشته شده در جمعه 1391/03/19ساعت 11:13 قبل از ظهر توسط سامان |

 سایت آفتاب: روز گذشته تازه‌ترین رقم نقدینگی موجود کشور از سوی وزیر اقتصاد اعلام شد: نقدینگی موجود در کشور به ۳۵۰ هزار میلیارد تومان رسید!   به نوشته روزنامه تهران‌امروز، وزیراقتصاد با تاکید بر اینکه کنترل نقدینگی بیش از پیش مورد توجه دولت است تصریح کرد: نکته‌ای که در شورای پول و اعتبار بسیار مورد تاکید است، این است که تلاش شود نقدینگی به سمت فعالیت‌های مولد برود. به طور مشخص همچنان اهتمام داریم که نقدینگی در بازار کار و بازار سرمایه به حرکت در بیاید. در کنار آن هم باید مسیر سفته بازی را مسدود کنیم و هم باید جریان سالم پولی را ایجاد کنیم.   توضیحات وزیر اقتصاد دولت دهم در خصوص تلاش دولت برای کنترل نقدینگی در حالی است که طی شش سال اخیر روند شاخص نقدینگی شکلی صعودی داشته و این در جهت عکس روند شاخص رشد اقتصادی کشورمان است.   در حالی‌که تعریف اقتصاد پویا چنین است که رشد اقتصادی و رشد نقدینگی باید متناسب باشد.   بر اساس گزارش‌های آماری بانک مرکزی، روند بررسی نقدینگی در کشور طی سال‌های ۸۴ تاکنون حاکی است، حجم نقدینگی در کشور در مرداد ۸۴ ، ۷۰هزار میلیارد تومان، سال ۸۵ بیش از ۱۲۸ هزار میلیارد تومان، سال ۸۶ بیش از ۱۶۴ هزار میلیارد تومان، در پایان سال ۸۷ نیز بیش از ۱۹۰ هزار میلیارد تومان و در پایان سال ۸۸ نیز ۲۳۵ هزار میلیارد تومان بوده است که این رقم تا پایان آذر ماه سال ۸۹ به بیش از ۲۷۰ هزار میلیارد تومان رسید و اما آخرین رقم اعلامی وزیر اقتصاد از نقدینگی ۳۵۰ هزار میلیارد تومان کشور از آذر ماه سال گذشته تا کنون حکایت می‌کند که با این حساب نقدینگی از مرداد ماه ۸۴ تا کنون بیش از ۵۰۰ درصد رشد داشته است.   در حقیقت با استناد به گفته وزیر اقتصاد نقدینگی امروز جامعه ۳۰ هزار میلیارد تومان بیش از آن چیزی است که آخرین آمار بانک مرکزی اعلام کرد.  روند افزایش رشد نقدینگی در دولت دهم همچون دولت نهم ادامه دارد و با وجود اینکه طرح هدفمند کردن یارانه‌ها در حال اجراست و دولت باید برای جلوگیری از افزایش نقدینگی تمهیدات ویژه‌ای اتخاذ نماید اما در این راستا برنامه خاصی را عملی نکرده است و حتی با اتخاذ سیاست‌های انبساطی در سال ۹۰ به این افزایش نقدینگی دامن زده است.   نقدینگی در اقتصاد به مجموع پول و شبه پول گفته می‌شود که با افزایش تورم ارتباط مستقیم دارد، چرا که هر چه میزان نقدینگی افزایش پیدا کند به همان میزان ارائه کالا و خدمات در جامعه نیز باید افزایش یابد و چون حجم کالا و خدمات محدود است پس باید میزان نقدینگی به گونه‌ای باشد که با کالا و خدمات برابری کند.   اگر این توازن ایجاد نشود و میزان نقدینگی بیش از حد افزایش یابد کالا و خدمات در جامعه کم شده و در نتیجه تورم افزایش می‌یابد. با اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها و پرداخت یارانه نقدی به خانوارها طبیعتا میزان نقدینگی در جامعه روند افزایشی پیدا کرد.   در کنار این مسئله دولت نیز در سیاست‌های پولی خود در سال۹۰ را انبساطی تنظیم و به این شکل است که شاهد رکود تورمی هستیم.  سرگردانی ماندگار نقدینگی در بازارهای ارز و طلا نشانه‌های این وضعیت را می‌توان در بازار طلا و ارز و اتفاقات اخیر این بازار جست و جو کرد.   بازار طلای ایران به‌ویژه بازار خرید و فروش سکه به‌عنوان شاخصی از نقل و انتقال جریان نقدینگی سیال و فرار جامعه همواره جذابیت‌ها و ریسک‌های ویژه خود را داشته است تا آنجا که همواره در بازار ارز و سکه در اثر نوسانات شدید قیمتی، دولت از طریق بانک مرکزی ناچار به دخالت و تزریق دلار و سکه شده است.   حمید تهران‌فر، مدیرکل سابق نظارت بر بانک‌ها و موسسات اعتباری بانک مرکزی در تایید این جریان به تهران امروز گفته بود: کاهش نرخ سود بانک‌ها سبب می‌شود تا نقدینگی از بانک‌ها خارج شود و به سمت بازار‌های دیگر جریان یابد.   مردم به دنبال سرمایه‌گذاری با سود بیشتر هستند به همین خاطر وقتی از بانک‌ها سود مورد نیاز خود را دریافت نمی‌کنند به سراغ بازار‌های دیگر می‌روند. از آنجایی که بازار سرمایه هنوز نتوانسته اطمینان کامل مردم را جذب کند.   نقدینگی سرگردان به سمت بازار ارز و طلا می‌رود. این کارشناس پول در ادامه افزود: بازار ارز به دلیل نوسانات خاص خود و اینکه جذابیت لازم رابرای مردم عادی ندارد نقدینگی را به سمت بازار طلا سوق می‌دهد. هر چند این روزها بازار ارز هم برای عموم مردم جذابیتهای خود را پیدا کرده ولی با این همه سیل نقدینگی به سمت بازار طلا بیش از ارز مشاهده می‌شود.   یارانه نقدی و کاهش نرخ سود بانکی دلیل رشد نقدینگی  هدفمندی در حال اجراست و قیمت بازار سکه به عنوان نمونه‌ای از وضعیت اقتصادی ایران فراتر از قیمت جهانی سکه رشد داشت عده‌ای معتقدند این رشد حبابی است و عده‌ای دیگر افزایش نقدینگی در بازار را عامل آن می‌دانستند.   یکی از دلایلی که باعث افزایش نقدینگی می‌شود کاهش نرخ سود بانکی است و دلیل دیگر پرداخت یارانه نقدی است.   مهدی تقوی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی در این باره معتقد است: تحلیل بسیاری از سرمایه‌داران و مردم در چنین مواقعی، تداوم روند روبه‌رشد قیمت‌هاست و همین موضوع موجی می‌شود تا اشتیاق برای خرید سکه و طلا بیشتر شود. این موضوع موجب افزایش تقاضا در بازار و بالا رفتن کاذب قیمت‌ها می‌شود. در دوره اخیر نیز یارانه‌های نقدی سرگردان هرچند که کوچک هستند اما در این افزایش قیمت‌ها بی‌تأثیر نبودند.  وی، خروج سرمایه از بازارهایی همچون بورس و مسکن و ورود آن به بازار جذاب و رو به رشد طلا را یکی دیگر از عوامل ایجاد حباب در بازار طلا و سکه دانست وبه تهران امروز اظهار کرد: حال حاضر بازار مسکن و سایر بازارهای مالی در ایران جذابیت لازم برای جذب سرمایه را ندارند.   اختلاف فاحش نرخ رشد اقتصادی و نرخ نقدینگی  غلامحسین بزرگ منش اما روند افزایشی نرخ رشد نقدینگی را از نگاهی دیگر مو شکافی می‌کند. طبق گفته اودر اقتصاد سالم و پویا نرخ رشد نقدینگی باید با نرخ رشد اقتصادی متناسب باشد.   این در حالی است که در کشور ما سه سالی است که نرخ رشد اقتصادی از سایت رسمی بانک مرکزی حذف شده است و تنها به صورت شفاهی هر یک از مردان اقتصادی عددی را به عنوان نرخ رشد اقتصادی اعلام می‌کنند.  سال گذشته وزیر اقتصاد نرخ رشد اقتصادی کشور را نزدیک ۱۰ درصد اعلام کرد ! اما صندوق بین‌المللی پول اعلام کرده بود نرخ رشد اقتصادی ایران را برای سال ۹۰ صفر درصد پیش‌بینی کرده!   حال در مقابل اعداد عجیب نرخ رشد اقتصادی که هیچ سند موثقی پشت اعلام آن وجود ندارد نرخ رشد نقدینگی در شیبی تند در حال بالا رفتن است.  بزرگ منش، کارشناس مسائل اقتصادی در این خصوص به تهران امروز می‌گوید: نقدینگی موجود در جامعه در بازارهایی می‌رود که حاصلش تولید نیست به سمت بازار ارز و طلا و مسکن و سفته‌بازی، بازارهایی که تنها به ازدیاد تقاضا و کاهش عرضه دامن می‌زنند و تداوم چرخش این نوع از نقدینگی نتیجه‌ای جز تورم و کاهش تولید و ورشکستگی کارخانجات تولیدی ندارد.   او در پایان با تاکید بر اینکه پایین بودن نرخ رشد اقتصادی دلیل اعلام نشدنش است تصریح می‌کند: وقتی نرخ رشد اقتصادی وجود ندارد کسی متوجه فاصله زیاد نرخ رشد نقدینگی و نرخ رشد اقتصادی نمی‌شو

+ نوشته شده در جمعه 1390/09/11ساعت 6:48 بعد از ظهر توسط سامان |

 قرارداد ساخت کارخانه آلومينيوم مسجدسليمان با مشارکت بنياد مستضعفان و يک سرمايه گذار چيني منعقد شد.  اين قرارداد در تهران و با حضور سيد جعفر حجازي استاندار خوزستان، علي آقامحمدي معاون نظارت و هماهنگي در سياستهاي اقتصادي معاون اول رئيس جمهور، محمد فروزنده رئيس بنياد مستضعفان، خدامراد احمدي رئيس سازمان توسعه و نوسازي معادن و صنايع معدني ايران و محمد خانچي فرماندار مسجدسليمان و همچنين نمايندگان يک شرکت چيني به عنوان سرمايه گذار منعقد شد.  استاندار خوزستان  گفت: قرار است زيرساختهاي اين کارخانه به طور همزمان با ساخت آن با اعتبارات استان اجرا شود که از جمله اين موارد اتصال اين کارخانه به راه آهن سراسري در سال ۱۳۹۱ است.  وي افزود: ايجاد راه آهن جديد از مسجدسليمان به بندرامام خميني(ره) و احداث خط لوله انتقال گاز به اين کارخانه از ديگر اقدامات ما براي تسريع در بهره برداري از اين کارخانه است.   آقا محمدي در خصوص پروژه احداث کارخانه آلومينيوم مسجدسليمان نيز اظهار داشت: دولت با جديت از اين پروژه حمايت خواهد کرد و اعتبارات لازم آن را تامين خواهد کرد.  همچنين رئيس بنياد مستضعفان در اين مراسم گفت: نقش رئيس جمهور و حمايت وي از تصويب اين پروژه در سفر اول هيئت دولت به استان خوزستان جاي تقدير دارد زيرا وي شخصا با احداث چنين کارخانه‌اي براي توسعه مسجدسليمان موافقت کرد.  فروزنده تصريح کرد: بنياد مستضفعان به عنوان يکي از شرکاي اين پروژه تمام تلاش خود را خواهد کرد که اين کارخانه با سرعت و در مدت زمان تعيين شده ساخته شود.    محمد خانچي افزود: خوشبختانه براي ساخت اين کارخانه علاوه بر مشارکت و حضور بنياد مستضعفان و سازمان توسعه و نوسازي معادن و صنايع معدني ايران، يک شرکت چيني نيز به عنوان سرمايه گذار وارد اجراي پروژه شده است. اکنون تمام فعاليتهاي اجرايي اين پروژه با بازشدن LC آن در بانک آغاز خواهد شد و قرار است در مدت ۴۲ ماه ساخته شود و به بهره برداري برسد.  فرماندار مسجدسليمان گفت: قرار است در اين کارخانه سالانه ۳۵۰ هزار تن آلومينيوم توليد شود و يکي از موارد مثبت اين طرح استفاده از تکنولوژي ۴۰۰ کيلوآمپر است که مورد تاکيد ما نيز بود.  خانچي عنوان کرد: اين کارخانه در مدت ساخت سه هزار نفر را به طور مستقيم مشغول خواهد کرد و هنگام بهره برداري و آغاز به کار قادر خواهد بود براي يک هزار و ۱۰۰ نفر به صورت مستقيم و دو هزار نفر به طور غيرمستقيم شغل ايجاد کند.  

+ نوشته شده در شنبه 1390/07/16ساعت 2:48 بعد از ظهر توسط سامان |

سایت محافظه‌کار «سیاست‌نامه» در گزارشی اعلام کرد در ۳۰ سال گذشته به طور میانگین ۳۰۰ امامزاده در سال به امامزاده‌های کشور افزوده شده و تعداد امامزاده‌های ایران ۷برابر شده‌است.  این سایت روز شنبه با ابراز نگرانی از افزایش «امامزاده‌های دروغین» در ایران نوشته است که «تعداد امامزاده‌ها در اوایل انقلاب ۱۵۰۰ تن بوده که متأسفانه به ۱۰ هزار و ۵۰۰ تن» افزایش یافته‌است.  به نوشته این سایت، «بیش از پنج هزار تن از امامزادگان مدفون در ایران را به نام امام موسی کاظم نسبت می‌دهند.»  به گزارش سایت «سیاست‌نامه»، استان اصفهان به دلیل شرایط آب و هوایی و تعدد مناطق روستایی یکی از پر امامزاده‌ترین استان‌های کشور پس از استان‌های شمالی محسوب می‌شود.  به نوشته این سایت، «تنها در یکی از شهرستان‌های استان اصفهان به نام خوانسار حدود پنج امامزاده وجود دارند که دو تن از آن‌ها دو سال پیش یعنی در سال ۸۸ طی اتفاقی نادر کشف شدند.»  این سایت می‌نویسد که ایجاد این امامزاده‌ها با «قصه‌ها، رؤیاپردازی‌ها و خواب‌های دیده و ندیده برخی اهالی» آغاز می‌شود و «کمتر کسی به نسب‌شناسی مقبره مذکور شک می‌کند.»  خبرگزاری مهر، دوم اردیبهشت‌ماه از شناسایی مقابر ۳۲ امامزاده جدید طی سال گذشته در استان مازندران خبر داد و نوشت که «سال گذشته با ۲۰ میلیارد ریال اعتبار از محل بودجه‌های ملی، استنی و نذورات، احداث مقابر  ۱۳۲امامزاده مازندران آغاز شده که بخشی از مراحل ساخت و تجهیز آنها در سال جاری ادامه دارد.» 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1390/05/12ساعت 10:37 بعد از ظهر توسط سامان |

كشف بيش از ۴ هزار صفحه قرآن در محراب مسجد صنعا  

به تازگى قرآنى با خطوط كوفى و حجازى و بدون نقطه كه قدمت آن به قرن ششم هجرى بازمى گردد در محراب مسجد تاريخى صنعا كشف شده است. به گزارش مهر باستان شناسان يمنى ۴ هزار و ۵۰۰ صفحه از برگهاى قرآنى را كشف كردند كه خطوط آن كوفى و حجازى بدون نقطه بوده اند.اين دستنوشته هاى قرآنى در پى ترميم و بازسازى مسجد بزرگ و قديمى صنعا در يمن كشف شدند. اين قرآن نادر از بخشهاى تزئين شده و گچبرى محراب غربى مسجد به دست آمد. اين مسجد يكى از قديمى ترين مساجدى است كه در سال ششم هجرى به دستور حضرت محمد (ص) ساخته شد و اينك به عنوان يكى از آثار باستانى اسلامى برجسته جهان اسلام به شمار مى رود. 

+ نوشته شده در دوشنبه 1390/04/06ساعت 12:28 بعد از ظهر توسط سامان |

برخلاف همه صحبت‌ها و اظهاراتی که درباره سرطان‌زا بودن سیگار تاکنون بیان شده، در کلینیکی در جاکارتای اندونزی ادعا می‌شود که این بیماری بی‌درمان به وسیله دود کردن تنباکو سیگار قابل درمان است! 
  
دکتر «گریسا زهار» رئیس این کلینیک به خبرنگار AP گفته که تاکنون بیش از 60 هزار بیمار به این شیوه درمان شده‌اند. 
بنا بر این گزارش، بیماران این کلینیک در جاکارتا به شیوه مرموز و پیچیده‌ای که در این کلینک رایج است، تحت درمان قرار می‌گیرند. 
  
در این شیوه درمانی اسرارآمیز، بیماران به وسیله فویل آلومینیومی و پارچه‌های مرطوب روی میزهای مسی قرار داده می‌شوند و تحت درمان قرار می‌گیرند. 
  
در این روش، با دمیدن دود تنباکو به گوش بیماران، اقدام به درمان این بیماران می‌کنند. 

+ نوشته شده در سه شنبه 1390/01/30ساعت 10:36 قبل از ظهر توسط سامان |

واحد اطلاعات اقتصادی اکونومیست در گزارشی به اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها در ایران اشاره کرده و در واکنش به اجرای این قانون پیش بینی خود از رشد اقتصاد ایران را کاهش داده است. 
بر اساس این گزارش اقتصاد ایران در دو سال 2011 و 2012 به طور متوسط رشدی بالغ بر 2 درصد را تجربه خواهد کرد. صندوق بین المللی پول رشد اقتصادی ایران برای سال 2011 را 3 درصد برآورد کرده است. 
به عقیده اکونومیست این قانون همچنین باعث رشد تورم در ایران خواهد شد اما آن چنان که برخی محافل هشدار می دادند باعث افزایش تورم در ایران نخواهد شد. 
بر اساس این گزارش در حالی که پیش از اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها نرخ تورم ایران کمتر از 10 درصد بوده است انتظار می رود در سال 2011 به عنوان نخستین سال اجرای این قانون نرخ تورم ایران از 20.5 درصد تجاوز نکند. متوسط تورم ایران در سال های 2012 تا 2014 نیز 16 درصد پیش بینی شده است. برخی محافل داخلی تورم چند صد درصدی را در صورت اجرای قانون هدفمندی یارانه ها پیش بینی کرده بودند. 
این گزارش همچنین به تحولات مربوط به مسئله هسته ای ایران اشاره کرده و بروز هرگونه برخورد نظامی بر سر این موضوع تا 5 سال آینده را منتفی دانسته است. 
اکونومیست نوشته است: ما انتظار برخورد نظامی بین ایران و آمریکا بر سر برنامه هسته ای این کشور را نداریم اگرچه بعید است مذاکرات هسته ای راهی به سوی جلو باز کند. 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1389/11/21ساعت 1:38 بعد از ظهر توسط سامان |

درآمد یک سال کمپانیهای سیگار رقمی بالغ بر ۳۰۰ میلیارد دلار است که با ۲۰سال فروش نفت ایران برابری می کند.

سالانه حدود ۵۸ میلیارد نخ سیگار در ایران مصرف می‌شود که

۵ میلیارد و ۱۵ میلیون نخ آن از طریق تولیدات داخل،

 ۷ میلیارد و ۱۱ میلیون نخ از طریق تولیدات مشارکتی،

 ۲۱ میلیارد نخ از طریق واردات قانونی

و ۱۰ میلیارد نخ از طریق قاچاق تامین می‌شود.

دکتر محمدرضا معدنی ، دبیر اجرایی جمعیت مبارزه با دخانیات با عنوان این مطلب که .

حدود ۱۲ میلیون نفر در کشور سیگار مصرف می کنند، گفت: 

هزینه سیگار این تعداد افراد روزانه ۴ تا ۵ میلیارد تومان است.

 در حالی که ۲ تا ۳ برابر این مبلغ نیز توسط دولت صرف هزینه های درمان ناشی از عوارض مصرف سیگار می شودبنابراین

روزانه ۲۰ میلیارد تومان بابت مصرف سیگار در کشور هزینه می شود.

بدون شک استنشاق تحمیلی دود مواد دخانی برای سلامتی بسیار مضر است و بیش از ۴۰۰۰ ماده شیمیایی خطرناک در دود سیگار موجود است که بیش از ۵۰ نوع از این مواد سرطانزا بوده و استنشاق تحمیلی، باعث ابتلا افراد به بیماریهای قلبی، عروقی، گوارشی و تنفسی شده و در نتیجه منجر به مرگ می‌شود.

دود سیگار باعث می شود هر سال ۲۶ هزار کودک در کشور مبتلا به آسم شوند، گفت: روزانه ۲۰۰ نفر سیگاری در کشور فوت می کنند

به گزارش خبرنگار مهر، در حالی که هر پنج ثانیه یک نفر در دنیا بر اثر مصرف سیگار جان خود را از دست می‌دهد آمارها نشان می دهد که در قرن بیستم حدود ۱۰۰ میلیون نفر در اثر مصرف مواددخانی جان خود را از دست دادند و سازمان بهداشت جهانی تخمین می‌زند اگر این روند به همین شکل ادامه پیدا کند تا پایان قرن ۲۱ نزدیک به یک میلیارد نفر در اثر مصرف سیگار جان خود را از دست خواهند داد

طبق برآورد سازمان بهداشت جهانی بیش از ۷۰۰ میلیون کودک در جهان در معرض استنشاق تحمیلی دود سیگار قرار دارند. این آلودگی خصوصا در خانه بیشتر است. به طوری که تحقیقات انجام شده بر روی دانش‌آموزان ۱۳تا ۱۵ سال در ۱۳۲ کشور جهان نشان می‌دهد که ۴۶ درصد از دانش‌آموزان در خانه و ۵۶درصد آنها در اماکن عمومی در معرض دود دخانیات قرار می‌گیرند و ۷۶ درصد از دانش‌آموزان از قانون ممنوعیت استعمال دخانیات در اماکن عمومی استقبال می‌کنند.

دکتر کاظم ندافی، رئیس مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت از مصرف سیگار به عنوان دروازه ورود به اعتیاد یاد کرد و گفت: بررسیهای انجام شده در ایران نشان می‌دهد دریچه ورود به موادمخدر و انواع اعتیادها استعمال دخانیات است.

این در حالی است که دکتر حسن آذری پور، عضو کمیسیون سیاستگذاری کنترل دخانیات از سیگار به عنوان مهمترین عامل تهدیدکننده سلامت یاد کرد و گفت: ۹۰ درصد از سیگاریها از دوران نوجوانی به کشیدن سیگار روی می‌آورند

+ نوشته شده در سه شنبه 1389/11/19ساعت 4:4 بعد از ظهر توسط سامان |

پنج شنبه 10 مارس 2005
چارلز هارد تاونز، برنده سابق جايزه نوبل در رشته فيزيک، بخاطر ايجاد تفاهم بيشتر ميان علم و مذهب برنده بزرگترين جايزه مالی دنيا شده است.

اين مبتکر ليزر جايزه تمپلتون را به ارزش يک و نيم ميليون دلار دريافت کرده است. اين جايزه که مشخصاَ برای تحت شعاع قرار دادن ارزش مالی جايزه نوبل طراحی شده و به نوبل مذهبی شهرت دارد، به کسانی اعطا می شود که ارتقای معنويت را ترغيب می کنند.

به گفته جين ليتل، خبرنگار بی بی سی در امور مذهبی، آقای تاونز در سال ۱۹۶۴ (همراه دو فيزيکدان روس) بخاطر پژوهش در زمينه الکترونيک کوانتومی برنده جايزه نوبل فيزيک شد.

اين دانشمند آمريکايی که ۸۸ سال دارد، تحقيقات نظامی اش را در خلال جنگ جهانی دوم با کار روی سيستمهای رادار بمب افکنها پی گرفت. تلاشهای وی برای توليد موجهای کوتاه تر به تکوين فناوری "ميزر" و سپس "ليزر" انجاميد.

هرچند اکنون نام آقای تاونز در محافل علمی با احترام ذکر می شود، ولی در آن زمان ابتدا بخاطر باورهای مسيحی اش به سردی از وی استقبال شد.

پنجاه سال پيش او يک مقاله علمی منتشر کرد که کليات ديدگاه هايش را درباره اين که علم و مذهب ارتباط نزديکی دارند، بيان می کرد. ارتباط علم و مذهب از آن زمان (بخصوص در زمينه هايی مانند مکانيک کوانتومی) با تنش کمتری همراه بوده است.

وی چنين استدلال می کند که برای اثبات يک پديده، بايد مجموعه ای از مفروضات کلی داشت که خود آنها را نمی توان اثبات کرد. آقای تاونز می گويد: "هيچ چيز مطلقاَ اثبات نشده است. پديده های جالبی در علم و مذهب وجود دارد که از مشاهده، فرضيات متفکرانه، ايمان و منطق ما نشات می گيرند."

آقای تاونز هنگام دريافت جايزه خود گفت که بسياری از مردم متوجه نمی شوند که علم دربرگيرنده ايمان است و کماکان رازهای ژرفی، بخصوص در حوزه آگاهی، هست که بايد کشف کرد.

آقای تاونز در نطقش گفت که بسيار بعيد است وجود حيات و بشريت "کاملاَ تصادفی" باشد.

جايزه تمپلتون را يک انسان دوست ثروتمند به نام سر جان تمپلتون در سال 1972 برای تشويق تحقيقاتی بنيان نهاد که به پيشرفت و کشف مذهبی می انجامد.

برندگان اخير اين جايزه همگی دانشمند بوده اند، ولی در گذشته افرادی نظير آلکساندر سولژنيتسين، نويسنده روس، بيلی گراهام، احياگر مذهبی در آمريکا و مادر ترزا، انسان دوست فقيد، اين جايزه را دريافت کرده اند.

آقای تاونز قصد دارد بخش عمده جايزه خود را به موسسات مذهبی اهدا کند.

آقای تاونز در نطقش گفت که بسيار بعيد است وجود حيات و بشريت "کاملاَ تصادفی" باشد.
اولين جايزه تمپلتون در سال ۱۹۷۳ به مادر ترزا اهدا شد.
وقتی اولين مقاله مذهبی آقای تاونز با عنوان "همگرايی علم و مذهب" در سال ۱۹۶۴ در نشريه موسسه فناوری ماساچوست انتشار يافت، يک استاد برجسته تهديد به استعفاء کرد.
آقای تاونز به قدرت دعا ايمان دارد و می گويد که مرتباَ دعا می خواند.
اين استاد دانشگاه کاليفرنيا در برکلی با همسرش فرانسس براون و چهار دخترشان در برکلی زندگی می کند
+ نوشته شده در پنجشنبه 1389/10/16ساعت 10:2 بعد از ظهر توسط سامان |

مطالعات نشان مي‌دهند که علت آسيب سلول‌هاي عصبي در تصلب بافتي متعدد (MS) مي‌تواند با فعال کردن سلول‌هاي بنيادي در بدن درمان شوند.

به گزارش سرويس بهداشت و درمان خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) – منطقه‌ مرکزي‌، MS نوعي بيماري است که با معيوب کردن سيستم ايمني به غلاف‌هاي چربي در اطراف بافت‌هاي عصبي در سلول‌هاي سيستم عصبي مرکزي حمله مي‌کند.

MS بر روي توانايي برقراري ارتباط سلول‌هاي عصبي در مغز و نخاع با يکديگر تاثير مي‌گذارد و موجب بي‌حسي در اعضا و دشواري در گفتار يا حتي فلج و از دست دادن بينايي مي‌شود.

درمان‌هاي رايج که اغلب بي‌تاثير هستند شامل کم کردن قدرت سيستم ايمني به منظور جلوگيري آن از آسيب غلاف چربي و سلول‌هاي سازنده‌ اين غلاف مي‌شوند‌ اما، اين درمان‌ها غلاف چربي آسيب ديده را احيا نمي‌کنند.

مطالعه‌ جديد بر روي موش‌ها نشان داد مغز خود بيمار مي‌تواند بر روي توليد دوباره‌ اين غلاف چربي تحريک شود. فعال کردن شيوه ‌«RXR» که يک مسير حياتي براي ايجاد سلول است و موجب تبديل سلول‌هاي بنيادي مغز و نخاع به سلول‌هاي سازنده‌ غلاف چربي مي‌شود‌، مي‌تواند به سلول‌هاي بنيادي مغزي کمک کند تا اين غلاف چربي را ترميم کنند.

دکتر «رابين فرانکلين» سرپرست اين تحقيق از دانشگاه کمبريج گفت‌: اين کشف بسيار جالب است چرا که مي‌تواند به يافتن داروهاي مفيد براي ترميم آسيب‌هاي اين سلول‌هاي عصبي و حفاظت از آنها در مغز به ما کمک کند.

وي ادامه داد‌: ما هشدار مي‌دهيم که اين مسير درماني غير قابل پيش بيني است اما، مي‌توان گفت که حداقل يک شيوه‌ درماني را براي پيشرفت در اين زمينه پيدا کرده ايم.

دکتر فرانکلين افزود‌: آزمايشات مقدماتي بر روي اين داروها تا 5 سال آينده شروع خواهد شد و درمان اين بيماري تا 15 سال ديگر در اختيار افراد قرار مي‌گيرد.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1389/10/16ساعت 4:25 بعد از ظهر توسط سامان |

سالیان سال است که  از دانه های روغنی برای تولید سوخت خودرو که سهم قابل توجهی از آن را در برخی کشورها  سویا ذرت افتابگردان و غیره تشکیل میدهند. که  مواد غذایی موردنیاز انسانهاست و از طرفی باعث میشود آب کشاورزی و نیز  سطح زیر کشت وسیعی از اراضی قابل کشت کشاورزی برای تولید سوخت اشغال شود. همچنین این موضوع به شدت مورد اعتراض سازمان جهانی غذا است. گیاه جاتروفا گیاهی است فوق العاده سمی و پر انرژی و با درصد روغن فراوان که اتفاقا به هیچ عنوان امکان کاربرد خوراکی نداشته و از همه مهمتر در زمین هایی قابل کشت بوده که سایر گونه های کشاورزی خوراکی قابلیت کشت مناسبی ندارد و به اصطلاح در زمینهای لم یزرع قابل استحصال میباشد. ضمنا این گیاه حدود 50 سال طول عمر دارد و نکته جالب اینکه مانند گاو که از همه اجزای آن میتوان سود برد این گیاه نیز علاه بر روغن سوختی(بیودیزل) از تفاله های آن برای تولید سموم آفت کش طبیعی و نیز کود گیاهی میتوان تولید کرد. دانه های جاتروفا حدودا 40% روغن داره. روغن به دست اومده در هکتار جاتروفا 10 برابر بیشتر از روغن ذرت و 4 برابر بیشتر از روغن سویاست. تمام این خصوصیات جاتروفا رو به عنوان یه سوخت زیستی با صرفه مطرح می کنه. به عنوان مثال خطوط هوایی نیوزلند از سال 2008 از این سوخت برای هواپیماهاشون استفاده کرده اند اینم لینکش: http://www.biomassmagazine.com/articles/1745/air-new-zealand-to-use-jatropha-jet-fuel یا خطوط هوایی ژاپن در سال 2008 برای هواپیماهای بویینگ 747 خودش از این سوخت استفاده کده اند این هم لینکش:http://www.msnbc.msn.com/id/25330891 در چند سال اخیر به صورت پایلوت این گیاه در استان هرمزگان در اراضی غیر قابل کشت تست شده و خیلی هم خوب جواب داده همچنین سرمایه گذاران بخش خصوصی در گنبد کاووس و همچنین در سایر مناطق کویری قصد اجرای این کار را در سطح وسیعی دارند .همچنین احداث  پالایشگاه آن نیز به صورت خصوصی در حال مطالعه است .
+ نوشته شده در سه شنبه 1389/09/23ساعت 1:51 بعد از ظهر توسط سامان |

دانشمندان می گویند به شواهدی دست یافته اند که نشان می دهد کیهان پیش از مهبانگ (انفجار بزرگ، بیگ بنگ) نیز وجود داشته است. دایره های هم مرکزی که در تابش ریزموج (میکروویو) زمینه ی کیهانی -(CMB)، تابشی به جا مانده از مهبانگ - کشف شده، از رویدادهایی گواهی می دهد که در زمانی پیش از زمانی که به یاور بیشتر دانشمندان، آغاز پیدایش کیهان است رخ داده است. این کشف جنجال برانگیز به وجود جهانی اشاره دارد که بر خلاف باور رایج، 13.7 میلیارد سال پیش آغاز نشده، بلکه چرخه ای ازلی و بی آغاز است. این کشف را دانشمند بزرگ، پرفسور راجر پنروز از دانشگاه آکسفورد و پرفسور واهه گورزادیان از دانشگاه ایالتی ایروانِ ارمنستان در وبسایت arXiv.org منتشر کردند. بیشتر دانشمندان بر این باورند که جهان در اثر مهبانگ (بیگ بنگ) و در زمانی حدود 13.7 میلیارد سال پیش به وجود آمده. حدود 300 میلیون سال پس از آن نیز ستارگان و کهکشان ها شکل گرفتند، خورشید ما نزدیک به 5 میلیارد سال پیش به دنیا آمد، و آغاز پیدایش زندگی روی زمین نیز تقریبن 3.7 میلیارد سال پیش بود. قدمت تابش زمینه ی کیهانی به 300,000 سال پس از مهبانگ می رسد و اکنون دمای این تابش پایین آمده و به حدود -270 درجه ی سانتی گراد رسیده است. ولی بر طبق استدلال های پنروز و گورزادیان، شواهدی که توسط کاوشگر ناهمسنگرد ریزموج ویلکینسون ناسا (Wilkinson Microwave Anisotophy Probe) از دل تابش زمینه بیرون کشیده شده، نشان ها و آثاری را در این تابش ها نشان می دهد که سنشان از عمر مهبانگ فراتر می رود. آنها می گویند 12 نمونه از دایره های هم مرکز، برخی با 5 حلقه یافته اند که نشان می دهد جسم مربوطه، 5 رویداد سهمگین را در تاریخش پشت سر گذاشته. حلقه ها در اطراف خوشه های کهکشانیی دیده شده اند که تابش زمینه در آنها به شکل عجیبی نوسان کمی دارد. ظاهرن این پژوهش، نظریه ی فراگیر "انبساط کیهان" در مورد آغاز کیهان را کنار می زند. نظریه ای که طبق آن، جهان پس از مهبانگ آغاز شد و تا زمانی در آینده به گسترش ادامه خواهد داد.به باور آنها، این دایره ها، اثر و مُهرِ امواج بسیار خشن گرانشی است که در اثر برخورد سیاهچاله های ابَرسنگین در زمانی پیش از آخرین مهبانگ به وجود آمدند. آنها می گویند که این بدان معناست که کیهان در دورانی ازلی سیر می کرده که سرشار از مهبانگ ها و برخورد سیاهچاله های اَبَرسنگین بوده است. پرفسور پنروز معتقد است که نظریه ی تازه از "کیهان شناسی چرخه های همدیس" (conformal cyclic cosmology) بدین معناست که سیاهچاله ها سرانجام همه ی ماده ی موجود در کیهان را مصرف کرده و به پایان خواهند برد. طبق این نظریه، با پایان کار سیاهچاله ها (و مصرف همه ی مواد کیهان)، تنها چیزی که باقی می ماند، انرژی خواهد بود؛ انرژی ای که منجر به مهبانگ یا انفجار بزرگ بعدی و آغاز دورانی دیگر خواهد شد.

+ نوشته شده در سه شنبه 1389/09/09ساعت 11:8 قبل از ظهر توسط سامان |

بر اساس یک پژوهش جدید در دانشگاه اکسفورد اگر یک جریان ضعیف در بالای گوش راست انسان اعمال شود مهارتهای عددی فرد حداقل به مدت شش ماه بهبود می یابد. ولی اگر همین جریان به گوش چپ اعمال شود سبب افت این مهارتها میشود. پژوهشگران بر این باورند که پالسهای الکتریکی سبب ایجاد تغییرات مولکولی در مغز میگردد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1389/08/19ساعت 0:43 قبل از ظهر توسط سامان |

ایلنا: گزارش شاخص توسعه انساني 2010 سازمان ملل متحد نشان مي‌دهد كه نرخ بيكاري در ايران بين سال‌هاي 2000 تا 2009 در بيشترين حالت 33 درصد گزارش شده است. شاخص توسعه انساني يكي از شاخص هاي رشد و پيشرفت كشورها محسوب مي شود كه هرساله از سوي سازمان ملل متحد منتشر مي شود. شاخص توسعه انسانی نام جدولی است تناسبی که در آن کشورهای جهان براساس فاکتورهایی از جمله درآمد سرانه واقعی، نرخ باسوادی، آموزش، بهداشت، تغذیه و نیز امید به زندگی (در بدو تولد) مورد مقایسه قرار می‌گیرند.اين شاخص از سال 1991 میلادی توسط برنامه توسعه سازمان ملل متحد به مرحله اجرا گذاشته شد و از آن پس هر ساله فهرستی از کشورهای جهان را به ترتیب بالاترین تا پائین‌ترین رتبه‌ها را در مقایسه با نمودارها و کشورهای دیگر منتشر می‌کند. کشورهایی که در رده‌های بالای شاخص توسعه انسانی قرار دارند، کشورهای توسعه یافته و کشورهایی که در رده‌های پائین شاخص توسعه انسانی قرار دارند، کشورهای توسعه نیافته و عقب افتاده‌تری از نظر پیشرفتهای جهانی هستند. سازمان ملل متحد در مقدمه اين گزارش اعلام كرده كه نيروي انساني بزرگترين ثروت يك ملت محسوب مي شود.امروزه اين موضوع پذيرفته شده اي است كه موفقيت يك كشور صرفا در سايه درآمد امكان پذير نيست،اگرچه بدون منابع هم هيچ گونه پيشرفتي هم امكان پذير نيست.در گزارش 2010 كشورهاي بسياري وجود دارند كه با وجود شرايط نامطلوب درآمدي كيفيت زندگي مردم بهبود يافته است.اين درحالي است كه برخي كشورهاي هم با وجود عملكرد قوي اقتصادي عملا نتوانسته اند پيشرفتي در شاخص هايي مثل اميد به زندگي،تحصيل و بالابردن استانداردهاي زندگي كسب كنند. اين گزارش مي افزايد؛ برخی از کشورها در حال برداشتن گام های بلندی براي توسعه انسانی بوده اند.گزارش توسعه انساني سازمان ملل متحد درخصوص شاخص توسعه انساني (HDI )كه شاخصي تركيبي از پوشش ثروت،سلامت و آموزش و پرورش است،نشان مي دهد كه كشورهاي آسيايي از جمله چين و هند با رشد سريع در توليد ناخالص داخلي خود پيشرفت هاي چشمگيري داشته اند.به طوري كه چين با 23 درصد وهند با 30 درصد رشد نسبت به سال قبل رشد سريعتري را نسبت به گزارش قبلي سازمان ملل داشته اند. وضعيت ايران به گزارش ايلنا، در ميان 169 كشور مورد بررسي سازمان ملل متحد ايران به لحاظ شاخص توسعه انساني در رتبه 70 و بعد از كشورهاي مثل بوسني و هرزگوين،قزاقستان ،آذربايجان و عربستان قرار گرفته است.هرچند كه در اين گزارش تركيه در رتبه 83 قرار گرفته اما برخي كشورهاي توسعه يافته رشد سريعتري را نسبت به ايران به ثبت رسانده اند. در گزارش توسعه انسانی 2010 سازمان ملل متحد رتبه كسب شده براي شاخص توسعه انسانی ایران 0.702 از یک اعلام شده است. كه اين عدد براي كشورهاي اول جدول 0.938 است. اين گزارش مي افزايد؛ ميانگين رشد سالانه ايران در شاخص توسعه انساني بين سالهاي 200 تا 2010 به ميزان 1.27 درصد بوده است. نروژ ، استرالیا، آمریکا، ایرلند، لیختن اشتاین، هلند، کانادا، سوئد ، آلمان و ژاپن از لحاظ شاخص توسعه انسانی در سال 2010 به ترتیب رتبه های اول تا دهم را کسب کردند. زیمبابوه نیز از این لحاظ در انتهای این رتبه بندی قرار گرفته است.امارات متحده عربي در جايگاه سي و دوم اين ليست قراردارد . زيمباوه وكنگو در قعر اين جدول قرار گرفته اند. بيكاري براساس اين گزارش، دربررسي تعداد استخدام به جمعيت فعال درگروه سني 15 تا 64 سال كه در سال 1991 به ميزان 45.9درصد شاغل بوده اند در سال 2008 تنها سه درصد رشد كرده است. از كل جمعيت مشغول به كار در ايران 56.8 درصد از استخدام رسمي شده اند كه در اين ميان زنان نسبت به مردان كمتر استخدام رسمي شده اند به طوري كه اين نسبت 72 به 100 گزارش شده است.اين شاخص نشان مي دهد كه ميزان ورودي به بازار كار در اين سالها نسبت با اشتغال ايجاد شده هماهنگ نبوده است. همچنين42.7درصد از اين استخدام هاي انجام گرفته بين سالهاي 2000 تا 2008 اشتغال آسيب پذير تعريف شده است. افرادي كه داراي وضعيت شغلي با ثباتي نبودند جمعيت 42.7درصدي را تشكيل مي دهند. اين گزارش مي افزايد 1.9 درصد از نيروي شاغل به كار در ايران با درآمدي كمتر از 1.25 دلار در روز زندگي مي كنند. نرخ بيكاري اعلام شده در گزارش توسعه انساني سازمان ملل متحد در پايين ترين سطح بين سالهاي مورد بررسي (2000-2008) حداقل 8.3 درصد وحداكثر 33.2درصد گزارش شده است. گزارش توسعه انساني سازمان ملل براي گروه كودكان كار در ايران گزارش نشده است. فناوري هاي اطلاعات و ارتباطات شاخص مورد بررسي ديگر در گزارش توسعه انساني سازمان ملل متحد مربوط به فناوري اطلاعات و ارتباطات است كه براين مبنا ميزان دسترسي به خطوط تلفن همراه و ثابت در ايران بين سالهاي (2000-2008) 532 درصد رشد كرده و جمعيت تحت پوشش تلفن همراه در ايران 95 درصد رسيده است.ميزان دسترسي به اينترنت در سال 2008 به ميزان 32 درصد از كل جمعيت كشور گزارش شده و پنهاي باند در اين سال 0.4 درصد اعلام شده است. نابرابري درآمدي در گزارش شاخص توسعه انساني،ضريب جيني مورد محاسبه كه اصطلاحا شاخص برابري ناميده مي شود،ضريب جيني ايران 38.3 درصد گزارش شده است. نروژ با ضريب جيني 25.8، ايسلند 34، هلند 30.9 و سوئد با ضريب جيني 25 كمترين نابرابري درآمدي را در توزع عادلانه ثروت در سال 2010 داشته اند.ضريب جيني درتركيه 41.2 درصد گزارش شده است. رضايتمندي از زندگي سازمان ملل رتبه ايران از نظر سطح رضايت‌مندي شهروندان در جهان را 84 اعلام و رضايت مردم ايران از شغل خود 71 درصد، سلامت فردي 82 درصد و سطح زندگي را 55 درصد برآوردكرده است. اين گزارش كه بر پايه آمار سال هاي 2006 تا 2009 تهيه شده رتبه ايران از نظر شاخص رضايت از زندگي 5.6درصد اعلام شده كه اين موضوع نشان مي دهد هرچه شاخص ارقامي بيشتر باشد رضايت از زندگي بيشتر است. در شاخص تجارب منفي رتبه ايران 32 گزارش مي شود

+ نوشته شده در جمعه 1389/08/14ساعت 9:49 بعد از ظهر توسط سامان |

کتابخانه ديجيتال سازمان فرهنگي - هنري شهرداري تهران در هفته کتاب (23 تا 30 آبان‌ماه) آغاز مي‌شود.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، حيدر كلهري - مدير امور كتابخانه‌هاي سازمان - با بيان اين مطلب، افزود: با اجراي اين طرح، کاربراني که عضو بيش از 80 کتابخانه تحت مديريت سازمان فرهنگي - هنري شهرداري تهران هستند و همچنين افرادي که عضو اين کتابخانه‌ها نيستند، از طريق اينترنت به فهرست مدارک و موجودي کتابخانه‌ها دسترسي پيدا مي‌کنند.

كلهري با اشاره به شبكه‌سازي كتابخانه‌ها و خارج شدن فعاليت‌ها از حالت فيزيكي و تحت اينترنت قرار گرفتن فعاليت‌ها اظهار كرد: در مجموعه کتابخانه‌هاي سازمان فرهنگي - هنري شهرداري تهران، بيش از يک ميليون و 400هزار منبع اطلاعاتي (کتاب، مجله، لوح فشرده و ...) موجود است و بيش از 230هزار نفر عضو فعال اين كتابخانه‌ها هستند. با شبكه‌سازي كتابخانه‌ها اين امكان براي كاربران ايجاد مي‌شود كه از منابع به اشتراك‌گذاشته بيش از 80 كتابخانه استفاده كنند.

مدير امور كتابخانه‌هاي سازمان فرهنگي - هنري شهرداري تهران ادامه داد: طرح راه‌اندازي کتابخانه ديجيتال سازمان از جمله اهداف مهم طرح شبکه‌سازي کتابخانه‌هاي اين سازمان محسوب مي‌شود و راه‌اندازي اين کتابخانه ديجيتال، آخرين مرحله از مراحل انجام کار طرح شبکه‌سازي کتابخانه‌هاست.

او همچنين با اشاره به اجراي طرح دولت الكترونيك تصريح كرد: علاقه‌مندان بدون مراجعه حضوري و با پرداخت هزينه اندك مي‌توانند عضو اين كتابخانه عمومي شوند و از يك ميليون و 400هزار كتاب كتابخانه‌هاي سازمان فرهنگي هنري استفاده كنند.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1389/08/12ساعت 12:45 بعد از ظهر توسط سامان |

مطالب قدیمی‌تر